تابلوی دیواری حضرت زهرا
توجه : این متون در برگه های " ابر و باد" یا "تذهیب" به صورت جدا گانه متناسب برای ایام فاطمیه جهت نصب در مسجد ، پايگاه بسيج ، دانشگاه ، اداره و يا ... می باشد
فاطمه و على علیهماالسلام
فاطمه كسى است كه با نه سال زیستن همگام با على، در گام گام على و لحظه لحظه على، تنفس على و سرنوشت على تاثیرى جاودانه و ملموس گذارد.
فاطمه و على علیهماالسلام
فاطمه كسى است كه تبسم را بر لبان على نقش مىبندد.فاطمه كسى است كه خستگى مجادله نابرابر على را با حرامیان از سرانگشتان قلبش بیرون مىكشد.
فاطمه و على علیهماالسلام
فاطمه كسى است كه چهارچوبه خانه كوچك و صمیمى على را بر دفتر تاریخ با خطوط ابدى ترسیم مىكند. فاطمه الهام بخش وحدت در خانواده پراكنده اسلام است.
فاطمه و على علیهماالسلام
فاطمه التیام بخش جگر دندان خورده على علیهالسلام است.
فاطمه و على علیهماالسلام
فاطمه كسى است كه صبر را در جان على مىریزد و میوه حلم از چشمان او مىچیند. فاطمه عصاره مظلومیت على است.
فاطمه و على علیهماالسلام
فاطمه كسى است كه پاهاى على را در مقابل یتیم به لرزه مىافكند.
فاطمه و حسین علیهماالسلام
فاطمه بنیانگذار قیام حسین است. اوج طنین خروش حسین است، حسین در منا از حنجره ی مادر، فاطمه فریاد مىكشد.
فاطمه و حسین علیهماالسلام
فاطمه آمیزه شكوهمند مظلومیت و فریاد حسین است.شیر فاطمه است كه در وجود حسین مىخروشد و خون فاطمه است كه از حنجره حسین مىجوشد.
فاطمه و حسین علیهماالسلام
فاطمه انگیزه ی غرورآمیز صبر حسین است، فاطمه حضور خدا در عاشوراست. فاطمه ظهور جلوه حق در كربلاست.
فاطمه و حسین علیهماالسلام
فاطمه رغبت حسین براى لقاى معشوق است. در كربلا فاطمه است كه نوهها را داماد مىكند. فاطمه است كه قلب دشمن را با دوست پیوند مىدهد.
فاطمه و حسین علیهماالسلام
فاطمه حلاوت شهادت است. حسین والى فاطمه است در كربلا و منادى اوست در عاشورا .
فاطمه و حسین علیهماالسلام
فاطمه قدرت گامهاى حسین است. جوهر فریاد حسین است. حسین، علىاكبر را به یادواره فاطمه به میدان مىفرستد. در شهادت برادر، فاطمه است كه در قامت حسین مىشكند. حسین تبلور فاطمه در عاشوراست.
فاطمه و زینب علیهماالسلام
زینب، فاطمه كربلاست و تجلى فاطمه در زینب عاشوراست با هر جنازهاى كه بر دست مىگیرد قطرهاى از جام صبر فاطمه را مزمزه مىكند.
فاطمه و زینب علیهماالسلام
در كربلا زینب رسول فاطمه است. خلیفه تام فاطمه است. پیام فاطمه را مىخواند, حضور فاطمه را فریاد مىكشد.
فاطمه و زینب علیهماالسلام
در بارگاه یزید زینب به تداعى خطبه مادر در مقابل دشمنان پدر خطبه مىخواند.در كربلا زینب محبت مادر را در جان برادر مىریزد. زینب یادگار مادر را پاس مىدارد.
فاطمه و زینب علیهماالسلام
در شام، فاطمه است كه بر ترحم، زهرخند مىزند و صدقه را خشم مىكند و بر پاى دشمنان برادر، زنجیر لعن مىافكند. و همچنان كه جسارت را بر على تحمل كرده بود بر فرزندان خویش به جان مىخرد.
فاطمه و زینب علیهماالسلام
چشمان زینب در زیر دستهاى محجوب فاطمه به خواب رفته است. زینب با بوسه محبت فاطمه چشم از خواب گشوده است.
فاطمه و حسن علیهماالسلام
حسن بعد دیگر منشور فاطمه است .حسن شیر صبر از جان مادر نوش كرده است.
فاطمه و حسن علیهماالسلام
حسن بلوغ بردبارى فاطمه است. پارههاى سرخ جگر فاطمه است كه بر طشت مىریزد.
فاطمه و حسن علیهماالسلام
حسن در تداوم سكوت على و مظلومیت فاطمه است كه صبر مىكند.
فاطمه و حسن علیهماالسلام
حسن از مادر آموخته است كه جز به مصلحت اسلام نیندیشد. حسن از مادر آموخته است كه چگونه تخم انقلاب بنشاند.
فاطمه و حسن علیهماالسلام
حسن خروش در مقابل پسران طلقا را طنین از فریاد مادر گرفته است.
فاطمه و حسن علیهماالسلام
حسن از مادر آموخته است كه حتى در دعا و استغفار هم «الجار ثمالدّار» را در نظر داشته باشد.
فاطمه و محمدعلیهماالسلام
فاطمه افتخار محمد و نمونه اعلا و بارز دانشگاه محمد است. فاطمه پاره جگر محمد، بضعه محمد است.
فاطمه و محمدعلیهماالسلام
محمد «انى بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» را به دلگرمى فاطمه فریاد مىكشد.
فاطمه و محمدعلیهماالسلام
فاطمه كسى است كه رضایت محمد صلىالله علیه و آله، در گروى رضایت اوست.
فاطمه و محمدعلیهماالسلام
فاطمه برگ برنده محمد در مقابله با جاهلیت و سبعیت و كفر است.
فاطمه و محمدعلیهماالسلام
فاطمه تنها كسى است كه پیامبر پس از هر جهاد طاقت فرسا به دیدار او مىرود و خستگى را در عمق چشمان مهربان او گم مىكند.
فاطمه و محمدعلیهماالسلام
فاطمه همان كسى است كه پیامبرش، برترین زن در آفرینش نام نهاده و به لقب عارفانه «ام ابیها» مفتخرش ساخته است.