شباهت زن بي حجاب با اتوبوس

(به بهانه 28 شعبان ، سالروز ارتحال زبان گوياي اسلام آيت الله فلسفي)

داستانك 1:

مرحوم فلسفی به همراه همسرش از جایی می‌گذشتند.

زن بی حجابی با طعنه‌ گفت: بدبخت! زنش را گونی‌پیچ کرده.

مرحوم فلسفی رو به زن گفت: چرا کسی روی اتوبوس‌های کنار خیابان چادر نمی‌کشد؟

زن گفت: چون وسیله نقلیه عمومی هستند و ارزشی ندارند.باز پرسید:چرا همه روی خودروهای خودشان چادر می‌کشند؟

گفت:چون وسیله شخصی است و باارزش است.

مرحوم فلسفی گفت: زن من جزء لوازم شخصی من است و ارزشمند،نه مثل وسیله نقلیه عمومی !!!

داستانك 2:

مرحوم آيت الله فلسفي ميفرمود:

در قبل از انقلاب در يكي از شهرستانهايي كه شيعه و سنّي در كنار يكديگر زندگي ميكردند سخنراني داشتم. ديدم در آن شهرستان فحشا و منكرات زياد است و اين بر اثر نبودن مجالس موعظه و امر به معروف و نهي از منكر است.

يك روز كه علماي اهل سنّت به ديدنم آمده بودند، آنان را مورد عتاب قرار دادم كه چرا شما علماي عامّه، امر به معروف نميكنيد و مجالس موعظه نداريد؟

 پس از پايان سخنانم يكي از علماي سنّي برخاست و اجازه خواست كه پاسخ مرا بدهد. به او اجازه دادم. آن عالم سنّي گفت : آقاي فلسفي خداا سايهي امام حسين عليهالسلام را از سر شما علماي شيعه كم نكند، چون ما حسين عليهالسلام نداريم و مجلس روضه نداريم. امام حسين عليهالسلام يك محبوبيتي به شما علماي شيعه داده است كه تا نام او را ميبريد و صحبت روضهي امام حسين ع ميشود، همه اقشار گرد شما جمع ميشوند و شما در زير سايهي خيمه عزاي حسيني هم به مردم اخلاق ميآموزيد، هم معارف را بيان ميكنيد و هم تبيين احكام ميكنيد و شيعيان به بركت عزاي امام حسين ع تربيت ميشوند و اين رمز موفقيّت روحانيت شيعه است،

 مرحوم فلسفي ميفرمودند: من برخاستم و او را بوسيدم و به او گفتم؛ خوب فهميدي، رمز محبوبيت و موفقيّت شيعه، امام حسين ع است.

                        منبع : ره توشه (محرم) سال 79


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

امام زمان : نماز اول وقت را فراموش نكن


صدای اذان از رادیو ماشین به گوش رسید، جوانی كه در كنارم نشسته بود بلند شد و به طرف راننده رفت و به او گفت: آقای راننده! می خواهم نماز بخوانم.

راننده با بی تفاوتی و بی خیالی گفت: برو بابا حالا كی نماز می خواند! بعدش هم توجهی به این مطلب نكرد، ولی جوان با جدیت گفت: به تو می گویم نگهدار!...

راننده فهمید كه او بسیار جدی است، گفت: اینجا كه جای نماز خواندن نیست، وسط بیابان، بگذار به یك قهوه خانه یا شهری برسیم، بعد نگه می دارم.

خلاصه بحث بالا گرفت راننده چاره ای جز نگه داشتن نداشت. بالاخره ماشین را در كنار جاده نگه داشت، جوان پیاده شد و نمازش را با آرامش و طمأنینه خواند، من هم به تأسی از وی نماز خواندم. پس از نماز وقتی در كنار هم نشستیم و ماشین حركت كرد از او پرسیدم: چه چیز باعث شده كه نمازتان را اول وقت خواندید؟

گفت: من به امام زمانم، حضرت ولی عصر(عج) تعهد داده ام كه نماز را اول وقت بخوانم.

تعجب من بیشتر شد، گفتم: چگونه و به خاطر چه چیز تعهد دادید؟

گفت: من قضیه و داستانی دارم كه برایتان بازگو می كنم، من در یكی از كشورهای اروپایی برای ادامه تحصیلاتم درس می خواندم، چند سالی بود كه آنجا بودم، محل سكونتم در یك بخش كوچک بود و تا شهر كه دانشگاه در آن قرار داشت فاصله زیادی بود كه اكثر اوقات با ماشین این مسیر را طی می كردم. ضمناً در این بخش، یک اتوبوس بیشتر نبود كه مسافران را به شهر می برد و بر می گشت.

برای فارغ التحصیل شدنم باید آخرین امتحانم را می دادم، پس از سال ها رنج و سختی و تحمل غربت، خلاصه روز موعود فرا رسید، درس هایم را خوب خوانده بودم، آماده بودم برای آخرین امتحان سوار  اتوبوس شدم و پس از چند دقیقه، اتوبوس در حالی كه پر از مسافر بود راه افتاد، من هم كتاب جلویم باز بود و می خواندم، نیمی از راه آمده بودیم كه یكباره اتوبوس خاموش شد، راننده پایین رفت و كاپوت ماشین را بالا زد، مقداری موتور ماشین را نگاه كرد و دستكاری نمود، آمد استارت زد، ماشین روشن نشد، دوباره و چندین بار همین كار را كرد، اما فایده ای نداشت، (این وضعیت) طولانی شد و مسافران آمده بودند كنار جاده نشسته و بچه های شان بازی می كردند و من هم دلم برای امتحان شور می زد و ناراحت بودم، چیزی دیگر به موقع امتحان نمانده بود، وسیله نقلیه دیگری هم از جاده عبور نمی كرد كه با آن بروم، نمی دانستم چه كنم، در اضطراب و نگرانی و ناامیدی به سر می بردم، تا شهر هم راه زیادی بود كه نمی شد پیاده بروم، پیوسته قدم می زدم و به ماشین و جاده نگاه می كردم كه همه تلاش های چندساله‌ام از بین می رود و خیلی نگران بودم.

یكباره جرقه ای در مغزم زد كه ما وقتی در ایران بودیم در سختی ها متوسل به امام زمان(عج) می شدیم و وقتی كارها به بن بست می رسید از او كمک و یاری می خواستیم، این بود كه دلم شكست و اشكم جاری شد، با خود گفتم: یا بقیة اللَّه! اگر امروز كمكم كنی تا به مقصدم برسم، قول می دهم و متعهد می شوم كه تا آخر عمر نمازم را همیشه سر وقت بخوانم.

پس از چند دقیقه آقایی از آن دورها آمد و رو كرد به راننده و گفت: چه شده؟ (با زبان خود آنها حرف می زد). راننده گفت: نمی دانم هر كار می كنم روشن نمی شود. مقداری ماشین را دست كاری كرد و كاپوت را بست و گفت: برو استارت بزن!

چند استارت كه زد ماشین روشن شد، همه خوشحال شدند و سوار ماشین گشتند و من امیدی در دلم زد و امیدوار شدم، همین كه اتوبوس می خواست راه بیفتد، دیدم همان آقا بالا آمد و مرا به اسم صدا زد و گفت:

«تعهدی كه به ما دادی یادت نرود، نماز اول وقت!»

و بعد پیاده شد و رفت و من او را ندیدم. فهمیدم كه حضرت بقیة اللَّه امام عصر(عج) بوده، همین طور اشك می‌ریختم كه چقدر من در غفلت بودم. این بود سرگذشت نماز اول وقت من

 منبع: نماز و عبادت امام زمان(عج)، عباس عزیزی، صفحه 85


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 

عاقبت طلبه اي كه شب را كنار دختري گذراند

(به بهانه ميلاد حضرت علي اكبر و روز جوان)

قال رسول الله صلي الله عليه و آله:

إنّ اللَّه تعالى يباهي بالشّاب العابد الملائكة، يقول أنظروا إلى عبدي ترك شهوته من أجلي.

خداوند بزرگ به جوانِ عبادت پيشه ، نزد فرشتگان افتخار مي كند؛ در حالي كه مي فرمايد: « بنده ام را بنگريد . براي من ، خواسته هاي نفس خود را كنار نهاده است »

منبع:نهج الفصاحه صفحه 303

داستانك:

شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در حجره ي خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. دختر گفت: شام چه داری؟

 طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد.

از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند.

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ... . محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد.

شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟

و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟

محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... . لذا علت را پرسید طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدار اشاره نمود.


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

دعاي آخر شعبان

اباصلت هروى روايت كرده است كه:

در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام رفتم

حضرت فرمود كه : اى ابو الصلت اكثر ماه شعبان رفت و اين جمعه آخر آن است پس تدارك و تلافى كن در آنچه از اين ماه مانده است

 تقصيرهايى را كه در ايام گذشته اين ماه كرده‏اى و بر تو باد كه رو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسيار بكن و تلاوت قرآن مجيد بسيار بكن و توبه كن به سوى خدا از گناهان خود تا آنكه چون ماه مبارك درآيد خالص گردانيده باشى خود را از براى خدا

و مگذار در گردن خود امانت و حق كسى را مگر آنكه ادا كنى و مگذار در دل خود كينه كسى را مگر آنكه بيرون كنى و مگذار گناهى را كه مى‏كرده‏اى مگر آنكه ترك كنى و از خدا بترس و توكل كن بر خدا در پنهان و آشكار امور خود و هر كه بر خدا توكل كند خدا بس است او را

 و بسيار بخوان در بقيه اين ماه اين دعا را

اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ

منبع :

مفاتيح الجنان

اعمال آخر شعبان

زبان

(به بهانه ميلاد امام سجاد عليه السلام)

عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا قَالَ:

إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ عَلَى جَمِيعِ جَوَارِحِهِ كُلَّ صَبَاحٍ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ‏ وَ نُعَاقَبُ بِكَ

 ابو حمزه از على بن الحسين عليها السّلام روايت مى‏كند كه فرمود:

زبان آدم هر روز متوجه اعضاء مى‏گردد و مى‏گويد: چگونه وارد صبح شديد، آنها مى‏گويند خوب هستيم در صورتى كه دست از ما باز دارى، آنها مى‏گويند از خداوند بترس و ما را رها كن و بعد به او مى‏گويند ما بوسيله تو مستوجب ثواب و عقاب مى‏شويم.

منبع:

بحار الأنوار

جلد 68

صفحه 302

باب 78 السكوت و الكلام ...

خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :

ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ (سوره ق 18)

انسان هيچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر اينكه همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام مأموريت(و ضبط آن) است

داستان :

سلیمان جنی را مامور کاری کرد و در تعقیب او جنی را فرستاد

جن دوم بازگشت و آنچه دیده بود برای سلیمان تعریف کرد و گفت دیدم جن را که وارد بازار شد به آسمان نگاه کرد بعد سرش را به طرف راست وچپ چرخاند و بعد سرش را به پایین انداخت و رفت

سلیمان جن اول را احضار کرد و دلیل این حرکاتش را جویا شد

او عرض کرد :هنگامی که وارد بازار شدم به آسمان نظر کردم و دیدم فرشتگان در آسمان ناظر هستند به سمت چپ و راست نظر کردم و مردم را مشغول صحبت کردن های بی مورد دیدم  , آنگاه سرم را از خجالت به زیر انداختم

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد


 

غيبت با دعا كردن !!!

(به بهانه ميلاد امام حسين عليه السلام )

قال اباعبدالله الحسين عليه السلام:

یاهذا کفّ عن الغیبة فإنها أدام کلاب النّار

شخصي نزد امام حسين  از کسي غيبت کرد، امام فرمود:

 اي فلاني دست از غيبت بردار زيرا غيبت نان و خورش سگهاي دوزخ است.

 

منبع :

تحف العقول،

 صفحه  177

يكي از انواع غيبت ، غيبت با دعا كردن است

به عنوان مثال :

از ما مي پرسند فلان دوستت چطور است ؟

مي گوييم : خدا به همه ي ما اخلاق خوبي عنايت كند ( يعني دوستمان اخلاقش خوب نيست)

يا مي گوييم: خدا بچه هاي ما را از دام اعتياد نجات دهد ( يعني بچه ي او معتاد است)

يا مي گوييم : خدا همسر سازگاري به همه  عنايت كند ( يعني همسر او سازگار نيست )

و

.

.

.

لطيفه :

فردي كه يك چشمش نابينا بود به امام جماعت مسجدي توهين مي كند

چند وقت بعد امام جماعت پس از سخنراني ، در دعايش مي گويد :

" خدايا چشمِ ديگرِ انسانهايِ گمراه، را هم كور كن "


جهت دانلود مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

قدردانی از روزهای پایانی ماه شعبان

(به بهانه روزهای پایانی ماه شعبان)

 ابو الصلت هروى روايت كرده است كه: در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام رفتم حضرت فرمود:

اى ابو الصلت اكثر ماه شعبان رفت و اين جمعه آخر آن است پس تدارك و تلافى كن در آنچه از اين ماه مانده است تقصيرهايى را كه در ايام گذشته اين ماه كرده‏اى و بر تو باد كه رو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسيار بكن و تلاوت قرآن مجيد بسيار بكن و توبه كن به سوى خدا از گناهان خود تا آنكه چون ماه مبارك درآيد خالص گردانيده باشى خود را از براى خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق كسى را مگر آنكه ادا كنى و مگذار در دل خود كينه كسى را مگر آنكه بيرون كنى و مگذار گناهى را كه مى‏كرده‏اى مگر آنكه ترك كنى و از خدا بترس و توكل كن بر خدا در پنهان و آشكار امور خود و هر كه بر خدا توكل كند خدا بس است او را و بسيار بخوان در بقيه اين ماه اين دعا را اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْه

منبع :

مفاتیح الجنان

اعمال پایانی ماه شعبان

مرجع تقلید

(به بهانه نزدیکی به نیمه شعبان )

سوال : در زمان غيبت كه دست ما از امام كوتاه است چگونه متوجه مسائل شرعي شويم ؟

 

الامام المهدي «عجل الله تعالي فرجه»: .. أمّا الحوادث الواقعة، فارجعوا فيها الى رواة حديثنا، فإنّهم حجّتي عليكم، و أنا حجّة اللَّه عليهم

 

 امام مهدى « عجل الله تعالي فرجه »: .. در پيشامدهايى كه رخ مى‏دهد، به راويان احاديث ما مراجعه كنيد، كه آنان حجت من بر شمايند، و من حجت خدا برايشان.

الامام العسكري «عليه السلام»: .. فأمّا من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مخالفا على هواه، مطيعا لأمر مولاه، فللعوامّ ان يقلّدوه؛ و ذلك لا يكون الا بعض فقهاء الشيعة لا جميعهم

 

  امام عسكرى « عليه السلام »: .. هر كس از فقيهان كه مالك نفس خود و نگاهبان دين خويش باشد، و با هواى نفس خود مخالفت كند، و مطيع فرمان خداى خويش باشد، بر عوام است كه از او تقليد كنند، و اين امر نيست جز در بعضى از فقيهان شيعه نه همگى آنان.

 

منبع :

الحياه با ترجمه احمد آرام

  جلد ‏2  

صفحه 557 

نماز برای امام زمان

(به بهانه نزدیکی به نیمه شعبان )

 

مؤمن می تواند نماز مخصوص به عنوان هدیه به آن حضرت علیه السلام یا به یکی از ائمه بجا آورد و هیچ حدّ، وقت و شماره ای برای این نماز نیست و مؤمن به مقدار محبت و توانایی اش به محبوبش تقدیم می کند.

ابومحمد صمیری می گوید: ما را ابوعبدالله احمد بن عبدالله بچلی به سندی که مرفوع است به ائمه علیهم السلام، حدیث کرد که فرمود:

 «هر کس ثواب نماز خود را برای رسول خدا و امیرالمؤمنین و اوصیای بعد آن حضرت علیه السلام قرار دهد، خداوند ثواب نمازش را آن قدر افزایش می دهد که از شمارش آن نفس قطع می گردد و پیش از آنکه روحش از بدنش برآید به او گفته می شود: ای فلان! هدیه تو به ما رسید، پس امروز پاداش و تلافی نیکی های تو است دلت خوش و چشمت روشن باد به آنچه خداوند برایت مهیا فرمود و گوارایت باد آنچه را به آن رسیدی.»

 

منبع :

 مکیال المکارم

 جلد 2

 صفحه264

 

 واقعا چقدر زمان می برد هر روز دو رکعت برای سلامتی و تعجیل اماممان نماز بخوانیم (نمازی که ثوابش برای خومان است )

صفات دوست خوب

( به بهانه میلاد حضرت علی اکبر و روز جوان )

یکی از مهمترین  و شاید مهمترین دلیل شکوفایی یک جوان دوست خوب است .حال باید بدانیم صفات دوست خوب کدام است

قَالَ رسول الله صلی الله علیه و آله :

 قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ تَحَبَّبُوا إِلَى اللَّهِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَيْهِ قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ بِمَا ذَا نَتَحَبَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ نَتَقَرَّبُ قَالَ بِبُغْضِ أَهْلِ الْمَعَاصِي وَ الْتَمِسُوا رِضَا اللَّهِ بِسَخَطِهِمْ

قَالُوا يَا رُوحَ اللَّهِ فَمَنْ نُجَالِسُ إِذاً قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي الْآخِرَةِ عَمَلُه‏

 

عيسى بن مريم عليهما السّلام به حواريّون خود فرمود: خود را دوست خدا نماييد و به او تقرّب جوييد. عرض كردند: اى روح اللَّه! چگونه خود را دوست خدا سازيم و به او تقرّب جوئيم؟ فرمود: به وسيله دشمن داشتن مردم نافرمان و گناهكار و نيز خشنودى خدا را با به خشم آوردن آنان بجوييد.

گفتند: اى روح اللَّه! در اين صورت با چه كسانى همنشين باشيم؟ فرمود: با آن كه

۱ .  ديدارش شما را به ياد خدا اندازد 

۲ .  گفتارش بر علم شما بيفزايد 

۳ .  كردارش شما را به آخرت ترغيب نمايد.

منبع :

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله

صفحه 44

  و روي عنه ص في قصار هذه المعاني ..... 

 

غيبت ؛ خوراك سگان جهنم

(به بهانه ميلاد امام حسين عليه السلام )

یاهذا کفّ عن الغیبة فإنها أدام کلاب النّار

شخصي نزد امام حسين  از کسي غيبت کرد، امام فرمود:

 اي فلاني دست از غيبت بردار زيرا غيبت نان و خورش سگهاي دوزخ است.

 

منبع :

تحف العقول،

 صفحه  177

وَ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى علیه السلام :

مَنْ مَاتَ تَائِباً عَنِ الْغِيبَةِ فَهُوَ آخِرُ مَنْ يَدْخُلُ إِلَى الْجَنَّةِ وَ مَنْ مَاتَ مُصِرّاً عَلَيْهَا فَهُوَ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ النَّار

  از سوى خدا به موسى وحى شد:

هر غيب‏كننده‏اى كه با توبه از دنيا برود، آخرين كسى است كه به بهشت وارد مى‏شود و هر غيبت‏كننده‏اى كه بر آن اصرار داشته باشد، و با اين حال از دنيا برود و توبه نكند، اوّلين كسى است كه داخل دوزخ مى‏گردد


 منبع: إرشاد القلوب إلى الصواب  

 جلد‏1  

صفحه 116

الباب الثالث و الثلاثون في ذم الغيبة و النميمة و عقابها و حسن كظم الغيظ ..... 

نكته :

به راستي اگر متوجه شويم كسي در كنار ماست كه زنا كرده يا انساني را به قتل رسانده از او گريزانيم و او را از خود طرد مي كنيم اما چرا در كنار كساني مي نشينيم كه غيبت مي كنند و خود نيز گاهي اين كار را انجام مي دهيم؛ در حالي كه غيبت هم از زنا و هم از قتل بدتر است 

 

فضیلت روزه ، روز اول ماه شعبان  

( به بهانه نزدیکی به ماه شعبان )

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

 مَنْ صَامَ أَوَّلَ يَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سَبْعِينَ حَسَنَةً الْحَسَنَةُ تُعَادِلُ عِبَادَةَ سَنَة

پيامبر (ص) فرمود: هر كس روز اول ماه شعبان را روزه بگيرد، خداوند هفتاد حسنه براى او مى‏نويسد كه هر حسنه با عبادت يك سال برابر است.

  قال الصادق علیه السلام :

 يَقُولُ مَنْ صَامَ أَوَّلَ يَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة

 هر كس روز اول ماه شعبان را روزه بگيرد، حتما بهشت بر او واجب مى‏شود

 منبع:

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال با ترجمه بندرریگی

ثواب روزه  شعبان

صفحه 127