آيا واقعا مختار خوب بود؟

عبدالله بن شريك مي گويد:
روز عيد قربان نزد امام محمدباقر(عليه السلام) رفتم و در مجلس ايشان نشسته بودم كه مردي از اهل كوفه وارد شد.
مرد كوفي اصرار داشت بر دست امام(عليه السلام) بوسه زند و ابراز ارادت بسيار كرد. حضرت از او پرسيدند؛ تو كيستي؟
مرد كوفي عرض كرد؛ من «ابومحمد، حكم بن مختار» هستم.
امام (عليه السلام) او را در كنار خود نشانيد و تكريم كرد.
فرزند مختار گفت؛ اي پسر رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلام) مردم درباره پدرم سخن ها گفته اند ولي به خدا سوگند آنچه شما در حق پدرم بفرماييد را حق مي دانم.
حضرت پرسيدند: مگر درباره پدرت چه گفته اند؟
حكم بن مختار در پاسخ گفت؛ مي گويند پدرم كذاب بوده است!
امام محمدباقر فرمودند:
سبحان الله ! پدرم به من خبر داد كه مهريه مادرم از آنچه مختار فرستاده بود تامين شد . سپس دو مرتبه فرمود رحم الله ابوك رحم الله ابوك. مختار هيچ حقي از ما را نگرفته نگذاشت. قاتلان ما را كشت و به خونخواهي ما برخواست
منبع:بحارالانوار، جلد 45 صفحه 351
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد
















