آخرین دست نوشته شهید چمران دقایقي قبل از شهادت ، ( رقص خون )

(به بهانه 31 خرداد سالروز شهادت دانشمند بسيجي شهيد چمران )

آخرین دست نوشته شهید چمران دقایقي قبل از شهادت ، داخل ماشین و در حال رفتن به سوی دهلاویه كه بعد از شهادتش از جيب پيراهنش بيرون آورده شد درحالي كه خون آلود بود


  ای حیات ! با تو وداع می كنم ، با همة مظاهر و جبروتت .

 ای پاهای من ! می دانم كه فداكارید ، و به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه وار به حركت در می آیید ؛ اما من آرزویی بزرگتر دارم . به قدرت آهنینم محكم باشید. این پیكر كوچك ؛ ولی سنگین از آرزوها و نقشه ها و امیدها و مسئولیتها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید . دراین لحظات آخر عمر ، آبروی مرا حفظ كنید . شما سالهای دراز به من خدمت ها كرده اید . از شما آرزو می كنم كه این آخرین لحظه را به بهترین وجه ، ادا كنید.

 ای دست های من ! قوی و دقیق باشید .

 ای چشمان من ! تیزبین باشید .

 ای قلب من ! این لحظات آخرین را تحمل كن.

 به شما قول می دهم كه پس از چند لحظه همة شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید . من چند لحظة بعد به شما آرامش می دهم ؛ آرامشی ابدی . چه ، این لحظات حساس وداع با زندگی و عالم ، لحظات لقای پروردگار و لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد

جهت نياز به مطالعه 20 خاطره از شهيد چمران  اينجا را كليك فرماييد

جهت دانلود مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

عبادت به جز خدمت خلق ...

برخي از انسانها به جاي آنكه كارهاي خود را منطبق بر قرآن و روايات كنند؛ بر اشعار و ضرب المثلها منطبق مي كنند

بسياري از اشعار و ضرب المثلهاي ما خوب و عاليست ؛ اما برخي از آنها به هر دليلي از جمله خاطر مبالغه در شعر، با آيات و روايات ما سازكاري ندارد .

از آن جمله مي توان به اين مصرع از شعر اشاره كرد " عبادت به جز خدمت خلق نيست "

اين اشتباه است ، بله ، يكي از مهمترين مصاديق عبادت ، خدمت به خلق است

زماني كه به بعضي از كسبه و يا ... مي گوييم چرا به مسجد نمي آييد فورا اين مصرع را مي خوانند " عبادت به جز خدمت خلق نيست " يعني ما داريم به مردم خدمت مي كنيم كه اين مهمتر از نماز است !!!

داستان:

امام باقر عليه السلام فرمود:

در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله يكى از مؤمنين به نام سعد بسيار در فقر و نادارى بسر مى‏برد و هميشه در نماز جماعت، ملازم رسول خدا بود و هرگز نمازش ترك نمى‏شد. غريبى و تهيدستى او رسول خدا را سخت ناراحت مى‏كرد ...

خداوند وقتى كه رسولش را اين گونه غمگين يافت، جبرئيل را به سوى او فرستاد. جبرئيل كه دو درهم همراهش بود، به حضور رسول خدا آمد و عرض كرد: اى رسول خدا ، خداوند اندوه ترا به خاطر سعد دريافت،  اين دو درهم را به سعد بده و به او دستور بده كه با آن‏ تجارت كند.

پيامبر آن دو درهم را به سعد داد و به او فرمود: با اين دو درهم تجارت كن و روزى خدا را بدست بياور.

سعد برخاست و كمر همت بست و به تجارت مشغول شد، به قدرى آن دو درهم بركت داشت كه هر كالايى با آن مى‏خريد سود فراوان مى‏كرد، دنيا به او رو آورد و اموال و ثروتش زياد گرديد، و تجارتش رونق بسيار گرفت. در كنار مسجد، محلى را براى كسب و كار خود انتخاب كرد و به خريد و فروش، مشغول گرديد.

كم‏كم رسول خدا ديد وقت نماز اعلام شده ولى هنوز سعد سرگرم خريد و فروش است، نه وضو گرفته و نه براى نماز آماده مى‏شود. پيامبر  وقتى او را به اين وضع ديد، به او فرمود:

«اى سعد! دنيا تو را از نماز بازداشت.»

 او در پاسخ چنين توجيه ‏كرد و ‏گفت: 

«چه كار كنم؟ ثروتم را تلف كنم؟دارم به مردم خدمت مي كنم ،به اين مرد متاعى فروخته‏ام، مى‏خواهم پولش را بستانم و از اين مرد متاعى خريده‏ام مى‏خواهم قيمتش را بپردازم. (آيا با اين وضع مى‏توانم در نماز شركت كنم؟).»

پيامبر ناراحت و غمگين شد . جبرئيل بر پيامبر نازل شد و عرض كرد : آن دو درهم را كه به او قرض داده بودى از او بگير كه در اين صورت، وضع او به حالت اول بر مى‏گردد.

رسول خدا به سعد فرمود: آيا نمى‏خواهى دو درهم مرا بدهى؟.

 سعد گفت: بجاى آن دويست درهم مى‏دهم.

پيامبر فرمود: همان دو درهم مرا بده،

سعد دو درهم آن حضرت‏ را داد. از آن پس دنيا به سعد پشت كرد و تمام اموالش كم‏كم از دستش رفت و زندگيش به حالت اول بازگشت.

منبع :

وسائل الشيعه

جلد  12 

صفحات 297- 298

با كمي تلخيص

جهت دانلود مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

اعمال عبادي اهل بيت ، قبل از خواب

حضرت امام هادي عليه السلام مي فرمايند:

ما اهل بيت در هنگام خوابيدن ده كار را پيوسته انجام مى‏دهيم:

1.طهارت (احتمالا منظور وضو يا غسل است)

2. گذاشتن دست راست زير سر،

3. سى و سه بار تسبيح خدا (سبحان الله)

 4. سى و سه بار حمد (الحمد لله)

5. سى و چهار بار تكبير گفتن (الله اكبر)

6. رو به سوى قبله مى‏خوابيم،(سمت راست به قبله)

7.  خواندن فاتحة الكتاب

8. خواندن  آية الكرسى

9. و آيه شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ تا آخرش را قرائت مى‏كنيم. (آل عمران آيه 18)

هر كس اين كارها را انجام دهد، حظّ و بهره آن شب را برگرفته است.

حديث فوق به همين صورت به دست ما آمده كه راوى ابتدا ده خصلت را ذكر نموده، ولى در تفصيل نه خصلت را بر شمرده است

منبع :

ترجمه كتاب فلاح السائل (ادب حضور)

اثر ارزشمند سيد بن طاووس

صفحه 500

جهت دانلود مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

بنده است يا آزاد

(به بهانه شهادت امام كاظم عليه السلام)

داستان :

صداى ساز و آواز بلند بود. هركس كه از نزديك آن خانه مى‏گذشت، مى‏توانست حدس بزند كه در درون خانه چه خبرهاست؟ بساط عشرت و ميگسارى پهن بود و جام «مى» بود كه پياپى نوشيده مى‏شد. كنيزك خدمتكار درون خانه را جاروب زده و خاكروبه‏ها را در دست گرفته از خانه بيرون آمده بود تا آنها را در كنارى بريزد. در همين لحظه مردى كه آثار عبادت زياد از چهره‏اش نمايان بود و پيشانى‏اش از سجده‏هاى طولانى حكايت مى‏كرد از آنجا مى‏گذشت، از آن كنيزك پرسيد:

 «صاحب اين خانه بنده است يا آزاد؟».

- آزاد.

- معلوم است كه آزاد است. اگر بنده مى‏بود پرواى صاحب و مالك و خداوندگار خويش را مى‏داشت و اين بساط را پهن نمى‏كرد.

ردوبدل شدن اين سخنان بين كنيزك و آن مرد موجب شد كه كنيزك مكث زيادترى در بيرون خانه بكند. هنگامى كه به خانه برگشت اربابش پرسيد: «چرا اين قدر ديگر آمدى؟».

كنيزك ماجرا را تعريف كرد و گفت: «مردى با چنين وضع و هيئت مى‏گذشت و چنان پرسشى كرد و من چنين پاسخى دادم.»

شنيدن اين ماجرا او را چند لحظه در انديشه فرو برد. مخصوصا آن جمله (اگر بنده مى‏بود از صاحب اختيار خود پروا مى‏كرد) مثل تير بر قلبش نشست. بى اختيار از جا جست و به خود مهلت كفش پوشيدن نداد. با پاى برهنه به دنبال گوينده سخن رفت. دويد تا خود را به صاحب سخن كه جز امام هفتم حضرت موسى بن جعفر عليه السلام نبود رساند. به دست آن حضرت به شرف توبه نائل شد، و ديگر به افتخار آن روز كه با پاى برهنه به شرف توبه نائل آمده بود كفش به پا نكرد. او كه تا آن روز به «بشربن حارث بن عبد الرحمن مروزى» معروف بود، از آن به بعد لقب «الحافى» يعنى «پابرهنه» يافت و به «بشر حافى» معروف و مشهور گشت. تا زنده بود به پيمان خويش وفادار ماند، ديگر گرد گناه نگشت. تا آن روز در سلك اشراف زادگان و عياشان بود، از آن به بعد در سلك مردان پرهيزكار و خداپرست درآمد

منبع :

مجموعه‏ آثاراستادشهيدمطهرى (داستان راستان)

جلد ‏18  

صفحه 286 

  بنده است يا آزاد؟

جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد



امام ، بهترین مستاجر

حجه الاسلام فردوسي پور مي گويد:

در رابطه با اجازه نشینى حضرت امام در جماران به قضیه اى اشاره مى كنم . موضوعى كه بیانگر تقید شدید امام به رعایت موازین و احكام شرعى به ویژه در مورد حقوق مردم و الگویى از یك مستاجر خوب و متشرع است .

با آنكه صاحبخانه امام از مقلدان و دلباختگان آن حضرت بود و سكونت امام را در خانه خود، بزرگترین افتخار زندگیش مى دانست ؛ لیكن حضرت امام مثل یك فرد عادى كه گویى هیچ گونه علقه اى بین مالك و مستاجر وجود ندارد، به احكام شرعى مربوط ملتزم بودند.

روزى براى تامین نور كافى و متناسب كه براى فیلمبردارى از برخى ملاقاتهاى رسمى یا برنامه هایى نظیر پیام نوروزى كه در اتاق كار حضرتشان انجام مى شد، مورد نیاز بود، سه نقطه از گچ سقف اتاق را هر یك به مساحت 5*5 سانتیمتر زیر تیر آهن تراشیده بودند.مى خواستند نور افكن ها را به آن نقاط جوش دهند.

هنگام كه صبح ، طبق معمول خدمت امام مشرف شدیم ، قبل از هر چیز، با لحنى خشن و تند و قیافه اى ناراحت و مضطرب فرمودند:

این چیست ؟ چرا این كار را كرده اند؟

به عرض رسید براى تامین نور فیلمبردارى است . بعد از لحظه اى تامل و سكوت تلخ ادامه دادند:

چرا بدون اجازه صاحبخانه این تصرفات را مى كنند؟

با این برخورد تند، جرات ادامه كار سلب شد واصل قضیه منتفى و جاى آن تعمیر شد.

هنگامى كه از خدمتشان مرخص شدیم ، جناب آقاى صانعى با توجه به اینكه دهها سال با حضرت امام بودند، به من گفت :

 - من در طول عمرم ، كمتر چنین ناراحتى و تكدر خاطرى را در امام دیده ام !

منبع:

سرگذشتهاي ويژه از زندگي امام خميني

جلد 2

صفحه 82

 

امام در وصیتی به فرزندشان می نویسند:

پسرم! سعی کن که با حق الناس از این جهان رخت نبندی که کار، بسیار مشکل می شود. سر و کار انسان با خدای تعالی که ارحم الراحمین است، بسیار سهل تر است تا سر و کار با انسان ها.


جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد


حق الناس + مصاديق و داستان و روايت


عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ قَالَ:

 قَنْطَرَةٌ عَلَى الصِّرَاطِ لَا يَجُوزُهَا عَبْدٌ بِمَظْلِمَةٍ.

غالب بن محمد از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه در رابطه با مفهوم اين كلام خداوند متعال «براستى كه پروردگار تو در كمينگاه است»، فرمود:

 كمينگاه گذرگاهى است بر پل صراط كه هيچ بنده ستمگرى از آن نخواهد گذشت.

منبع:

وسائل الشيعه

جلد 16

صفحه47

اگر مردم آنقدري كه براي نجس و پاكي وسواس دارند كمي هم به حق الناس اهميت مي دادند، مشكلاتشان كم مي شد. در حالي كه اسلام ، طهارت و نجاست را آسان گرفته و مردم بر خود سخت مي گيرند ؛ اما به حق الناس ، يسيار اهميت داده ، ولي مردم آنها را ساده مي گيرند

معمولا مردم گمان مي کنند حق الناس فقط از ديوار مردم بالا رفتن يا دست در جيب مردم کردن است، غافل از آنکه حق الناس بسيار ريز است مانند:

·         ماشينش را جايي پارک مي کند که مزاحمت براي مردم است

·         جلوي ماشينها ميپيچد

·         بدون دليل بوق مي زند

·         دزدگير ماشينش را شبها  حالتي مي گزارد که اگر پرنده اي هم روي آن نشست صدا کند

·         پول کالا را به بيشتر رند مي کند مثلا شده هزار و نهصد تومان مي گويد دو هزار تومان

·         عابر پياده از چراغ قرمز مي گذرد

·         از پله هاي آپارتمان چنان مي دود که همسايه ها اذيت مي شوند

·         در منزل را طوري مي بندد که همه از خواب بيدارشوند

·         دم در مسجد کفشها را مي گزارد که باعث مي شود مردم پايشان را از زمين بيشتر بلد کنند تا کفش ها لگد نشود

·         کالاي تاريخ گذشته يا بي کيفيت مي فروشد

·         امام جماعتي که دير مي آيد

·         صداي آهنگ يا حتي مداحي و قرآنش از مغازه يا منزل بلند است و ديگران را اذيت مي کند

·         در کتابخانه صحبت مي کند و باعث آزار ديگران مي شود

·         در اداره از وقت مردم مي زند و نماز مستحبي يا کتاب يا ... مي خواند

 ·         حرفي مي زند كه باعث ناراحتي ديگران مي شود

اينها بسيار ظريف است . اگر اين مسائل كوچك را دقت نكنيم كم كم، تخم مرغ دزد ، 3 هزار ميليارد شتر اختلاس مي كند

 

داستان:

روزی در نجف اشرف حضرت امام خمینی می خواست برای نماز جماعت وارد اطاق بیرونی شود. جلو ي اطاق انباشته از کفش نمازگزاران بود به طوری که جای پا گذاشتن نبود. امام وقتی به کفش کن رسید و آن وضع را دید، توقف کرد و از پا گذاشتن بر روی کفش مردم خودداری ورزیده، وقتي مردم كفشها را از سر راه كنار زدند، آن گاه امام وارد اطاق شد.


جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد


تعقيبي عالي  بعد از نماز صبح

پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آله ميفرمايند:

هر كه بعد از نماز صبح ده مرتبه بگويد

سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ

از كورى و ديوانگى و جذام و فقر  [و ورشكستگي] در امان است و نيز خانه بر سرش خراب نخواهد شد و در هنگام پيرى‏ حافظه اش خرفت نمي شود

منبع:

مفاتيح الجنان

تعقيبات نماز صبح


جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد


مرگ راه درمان حرص

اَصبغ بن نباته حدیث مشروحى از امیر مؤمنان على - علیه السلام - نقل كرده كه در بخشى از آن چنین آمده است:

ذو القرنین از حكماء و دانشمندان شنیده بود، در زمین منطقه‏اى به نام «ظلمات» وجود دارد، كه هیچ كس از پیامبران و غیر آنها به آن جا راه نیافته است، تصمیم گرفت به سوى آن منطقه سفر كرده و آن جا را نیز كشف كند. او با سپاهى مجهز با صدها نفر حكیم و دانشمند به راه افتاد، و سرانجام به آن منطقه رسید، و در همین منطقه چهل شبانه روز به حركت خود ادامه داد، و چیزهاى عجیبى دید... تا این كه ناگاه شخصى را به صورت جوان زیبا، با لباس سفید مشاهده كرد كه به آسمان مى‏نگریست و دستش را بر دهانش نهاده بود، او وقتى صداى خش خش حركت ذو القرنین را شنید، گفت كیستى؟

ذو القرنین گفت: من ذو القرنین هستم

او گفت: یا ذا القرنین اَما كَفافُ ما وراك حتى و صَلْتَ اِلى؟ اى ذو القرنین! آیا آن چه از پشت سرت را فتح كردى برایت كافى نبود تا این كه خود را نزد من رسانده‏اى؟

ذو القرنین گفت: تو كیستى؟ و چرا دست بر دهانت نهاده‏اى؟

او گفت: من صاحب صور[اسرافيل] هستم، روز قیامت نزدیك شده و من منتظرم كه فرمان دمیدن صور از جانب خدا به من داده شود و صور را بدمم.

سپس سنگى را به طرف ذو القرنین انداخت، و گفت: اى ذو القرنین این سنگ را بگیر اگر سیر شد تو نیز سیر مى‏شوى و اگر گرسنه شد تو نیز گرسنه مى‏گردى

ذو القرنین آن سنگ را برداشت و از همان جا به سوى لشكر و یاران خود بازگشت،و دستور داد ترازویى آوردند، آن سنگ را در یك كفه ترازو نهاد، و سنگى مشابه و هم وزن آن در كفه دیگر. این سنگ سنگینى كرد، سنگ دیگر در كنار سنگ هم وزن نهاد، باز این سنگ سنگینى كرد، و به این ترتیب تا هزار سنگ در یك كفه ترازو نهادند، و آن سنگ صاحب صور را در كفه دیگر، باز همین كفه پایین آمد و خود را نسبت به هزار سنگ مشابه خود سنگینتر نشان داد.

حاضران حیران و شگفت زده شدند، و گفتند: اى سرور ما! ما به راز و مفهوم پیام همراه آن آگاهى نداريم
حضرت خضر - علیه السلام - كه در آن جا حاضر بود به ذو القرنین گفت: اى سرور ما! تو از كسانى كه آگاهى ندارند، سؤال مى‏كنى، من به راز این سنگ آگاهى دارم از من بپرس.

ذو القرنین گفت: تو به ما خبر بده، و راز و اسرار این سنگ را براى ما بیان كن.

خضر ترازو را به پیش كشید، و آن سنگ را از ذو القرنین گرفت و در میان یك كفه ترازو نهاد، سپس سنگى هموزن و مشابه آن در كفه دیگر ترازو نهاد، سنگ ذو القرنین مثل سابق سنگینتر بود، خضر مقدارى خاك روى سنگ ذو القرنین ریخت، با این كه این مقدار خاك موجب سنگینى بیشتر مى‏شد، در عین حال وقتى كه ترازو را بلند كرد، دید دو كفه ترازو مساوى و یكنواخت شد.

همه حاضران شگفت زده شدند، و به ذو القرنین گفتند: «ما راز این موضوع را ندانستیم و مى‏دانیم كه خضر جادوگر نیست، پس چرا ما كه هزار سنگ در كفه دیگر نهادیم باز سنگ شما سنگینتر بود، اما خضر با این كه مقدارى خاك بر سر سنگ شما ریخت، و با یك سنگ سنجید، دو كفه ترازو مساوى و یكنواخت شدند؟!

ذو القرنین به خضر گفت: علت و راز این موضوع را براى ما شرح بده

خضر گفت: اى ذو القرنین! این سنگ یك مثال است كه صاحب صور (اسرافیل) براى تو زده است، در حقیقت صاحب صور چنین گفته: «مَثَل انسانها همانند این سنگ است كه اگر هزار سنگ دیگر را با او بسنجند، باز این سنگ سنگینتر است. ولى وقتى كه خاك بر سر آن ریختى، سیر (معتدل) مى‏شود و به حال واقعى خود بر مى‏گردد، مَثَل تو نیز همین گونه است، خداوند آن همه ملك در اختیار تو نهاده به آنها راضى نشدى تا این كه چیزى را طلب كردى كه هیچ كس قبل از تو آن را طلب نكرده است، و به منطقه‏اى وارد شده‏اى كه هیچ انسان و جنى به آن وارد نشده است.

 صاحب صور مى‏خواهد این نصیحت را به تو كند كه: «اِبن آدم لا یشبع حتى بْحثى علیه التراب؛ انسانها سیر نمى‏شوند مگر وقتى كه خاك (گور) بر سر آنها بریزد.»

ذو القرنین از این مثال، سخت تحت تأثیر قرار گرفت و گریه شدیدى كرد و گفت: اى خضر! راست گفتى، صاحب صور براى من این مثَل را زد، و پس از این پیشروى، دیگر فرصتى براى من نخواهد بود تا باز به پیشروى دیگر دست بزنم

سپس ذو القرنین از آن منطقه بازگشت و به سرزمین دَومة الجندل (واقع در سرزمین مرزى بین سوریه و عراق) كه خانه‏اش بود، مراجعت نمود، و در همان جا بود تا مرگش فرا رسید

منبع:

تفسیر نور الثقلین،

 جلد 3،

 صفحه 299 تا 305

با كمي تلخيص

تصاويري از اعتكاف مسجد جامع شانديز

كليك بفرماييد

ثواب تشرف به مكه و مدينه و كربلا و كاظمين و سامرا بيشتر است ، يا مشهد؟

(به بهانه ميلاد امام جواد عليه السلام)

محمّد بن سليمان، مى‏گويد:

از حضرت جواد عليه السّلام راجع به مردى كه حجّ بجا مى‏آورد پرسيدم:

وى براى انجام حج تمتّع داخل مكّه شد و خداوند بر انجام حج و عمره كمكش كرد، سپس به مدينه رفت و بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سلام داد  و آن جناب را زيارت كرد

پس از آن به زيارت شما آمد در حالى كه به حق شما عارف بوده و مى‏داند كه شما حجت خدا بر خلائق هستيد.و توجّه دارد كه شما همان بابى هستيد كه شخص براى توجّه الى اللَّه بايد از آن باب وارد شود و به شما سلام داده و زيارتتان مى‏كند،

 سپس به زيارت حضرت ابا عبد اللَّه الحسين سلام اللَّه عليه رفته و به آن حضرت سلام مى‏دهد

 آن گاه به بغداد رفته و بر حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام سلام مى‏دهد و بعد به شهر خودش مراجعت مى‏كند، و پس از رسيدن موسم حج خداوند متعال حج را روزى او مى‏كند حال بفرمائيد كداميك از اين دو افضل و برتر هستند؟

حجة الاسلامى كه بجا آورد و برگشت و دوباره حجّ روزى او شده يا به خراسان رود و پدر بزرگوارتان حضرت على بن موسى عليه السّلام را سلام داده و زيارت كند؟

حضرت در جواب فرمودند: بلكه افضل آن است كه به خراسان رود و بر پدرم حضرت ابى الحسن الرضا سلام داده و آن جناب را زيارت كند و شايسته است كه اين زيارت را در ماه رجب انجام دهد...

 

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام عَنْ رَجُلٍ حَجَّ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ- فَدَخَلَ مُتَمَتِّعاً بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَأَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى حَجِّهِ وَ عَلَى عُمْرَتِهِ ثُمَّ أَتَى الْمَدِينَةَ فَسَلَّمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ أَتَاكَ عَارِفاً بِحَقِّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ بَابُهُ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ فَسَلَّمَ عَلَيْكَ ثُمَّ أَتَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنَ عليه السلام فَسَلَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ أَتَى بَغْدَادَ فَسَلَّمَ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عليه السلام ثُمَّ انْصَرَفَ إِلَى بِلَادِهِ فَلَمَّا كَانَ وَقْتُ الْحَجِّ رَزَقَهُ اللَّهُ مَا يَحُجُّ بِهِ فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ لِهَذَا الَّذِي قَدْ حَجَّ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ يَرْجِعُ فَيَحُجُّ أَيْضاً أَوْ يَخْرُجُ إِلَى خُرَاسَانَ إِلَى أَبِيكَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عليه السلام فَيُسَلِّمُ عَلَيْهِ قَالَ بَلْ يَأْتِي‏ خُرَاسَانَ فَيُسَلِّمُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ أَفْضَلُ ...

منبع :

كامل الزيارات

صفحه  924 

باب صد و يكم ثواب زيارت حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام در طوس‏

 

جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 

عاقبت چشم چراني

 

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

 النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَ

على بن عقبه، به نقل از پدرش روايت كرده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود:

نگاه، تيرى از تيرهاى زهر آلود ابليس است، و چه بسا يك نگاه (كوتاه)، حسرت و اندوه طولانى را به همراه داشته باشد

منبع:

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،

صفحه: 264

 

داستان:

در ميان بنى اسرائيل عابدى بود بنام" برصيصا" كه زمانى طولانى عبادت كرده بود، و به آن حد از مقام قرب رسيده بود كه بيماران روانى را نزد او مى‏آوردند و با دعاى او سلامت خود را باز مى‏يافتند، روزى زن جوانى را از يك خانواده با شخصيت به وسيله برادرانش نزد او آوردند، و بنا شد مدتى بماند تا شفا يابد.

شيطان در اينجا به وسوسه‏ گرى مشغول شد، و آن قدر صحنه را در نظر او زينت داد تا آن مرد عابد به او تجاوز كرد!

چيزى نگذشت كه معلوم شد آن زن باردار شده (و از آنجا كه گناه هميشه سرچشمه گناهان عظيمتر است) زن را به قتل رسانيد، و در گوشه‏اى از بيابان دفن كرد!

برادرانش از اين ماجرا با خبر شدند كه مرد عابد دست به چنين جنايت هولناكى زده، اين خبر در تمام شهر پيچيد، و به گوش امير رسيد، او با گروهى از مردم حركت كرد تا از ماجرا با خبر شود، هنگامى كه جنايات عابد مسلم شد او را از عبادتگاهش فرو كشيدند، پس از اقرار به گناه دستور داد او را به دار بياويزند

هنگامى كه بر بالاى چوبه دار قرار گرفت شيطان در نظرش مجسم شد، گفت: من بودم كه تو را به اين روز افكندم! و اگر آنچه را مى‏گويم اطاعت كنى موجبات نجات تو را فراهم خواهم كرد!

عابد گفت چه كنم؟ گفت: تنها يك سجده براى من كن كافى است!

عابد گفت: در اين حالتى كه مى‏بينى توانايى ندارم، شيطان گفت: اشاره‏اى كفايت مى‏كند، عابد با گوشه چشم، يا با دست خود، اشاره‏اى كرد و سجده به شيطان آورد و در دم جان سپرد و كافر از دنيا رفت!

منبع:

تفسير نمونه،

جلد ‏23،

 صفحه: 545

 

جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد


خلاصه سخنان چهارصد پيغمبر


 

قال لقمان لابيه :

 

 يا بنيّ، اعلم أنّي خدمت أربعمائة نبيّ و أخذت من كلامهم أربع كلمات و هي:

 

 إذا كنت في الصّلاة فاحفظ قلبك،

 

و إذا كنت على المائدة فاحفظ حلقك،

 

و إذا كنت في بيت الغير فاحفظ عينك،

 

 و إذا كنت بين الخلق فاحفظ لسانك.

 

 

 

لقمان به فرزندش فرمود:

 

 پسركم! بدان كه من چهار صد پيغمبر را خدمت كردم و از سخنان آنان چهار جمله انتخاب كردم:

 

1- در حال نماز مراقبت دلت باش

 

 2- سر سفره مراقب گلو يت باش

 

 3- در خانه‏ ى مردم مراقب چشمت باش 

 

4- ميان مردم مراقب زبانت باش ‏

 

منبع :

 

تحرير المواعظ العددية  

 

صفحه 366  

 

الفصل السادس مما ورد من كلام العلماء و الحكماء

 


جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد


فايده خودداري از چشم چراني + انواع جشم چراني

قال النبى (صلي الله عليه و آله):

 غضوا أبصاركم ترون العجائب

چشمان خود را نگه داريد تا عجائب را به شما نشان دهند

منبع :

بحارالانوار

جلد 101

صفحه 41

برخي از علماي اخلاق بر اين عقيده اند كه اگر كسي 40 روز چشمش را از حرام بپوشاند ؛ عجائب برايش نمايان مي شود

اما نكته اينجاست كه چشم چراني فقط مختص نگاه به نامحرم نيست ؛گرچه آن در راس گناهان چشم است ؛ اما مصاديق ديگري هم دارد ، از جمله:

نگاه به صفحه گوشي بغل دستي

نگاه به صفحه رايانه ي ديگري

نگاه به نوشته ي كنار دستي

نگاه به داخل منزل ديگران

نگاه به اتاق خصوصي ديگران

منظور در تمام اينها نگاه بدون اجازه بود


ناظر دانستن خدا ، مهمترين عامل بازدارنده از چشم چراني


 از حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) پرسيدند: چه كنيم چشم چراني نكنيم؟

 فرمود: به وسيله خضوع و اطمينان پيدا كردن در تحت سلطنت و حكومت كسى كه آگاه است بر باطن تو.

و چشم جاسوس قلب و سفير عقل است، پس چشم خود را بپوشان از آنچه سزاوار دين تو نيست و از آنچه قلب تو آن را مكروه مى‏دارد و يا عقل انكار مى‏كند

نكته :

گاهي اگر ما خدا را  به اندازه ي  يك بچه ي كوچك ناظر بدانيم ، گناه نمي كنيم

زيرا مي گوييم شايد اين بچه بعدها يادش باشد ؛ اما خدا چه !!!


چه كنيم زندگي راحتي داشته باشيم ؟


خداوند در آيه ي 30 سوره مباركه نور مي فرمايد :

قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ

مراقب چشم خود باشيد و پاك دامن شويد تا زندگي بهتر و پاكيزه تري داشته باشيد

زيرا چشم حريص است و هر چه بيشتر ببيند ، بيشتر مي خواهد

اولين گامي كه مي توان از چشم چراني جلوگيري كرد ، اين است كه خود را در معرض اين گناه قرار ندهيم

به عنوان مثال : در محل عبور و مرور ، زياد  نايستيم

فضيلت و اعمال ليله الرغائب +كيفيت نماز ليله الرغائب


(به بهانه اولين شب جمعه ماه رجب "ليله الرغائب")

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.

 

طريقه خواندن نماز ليله الرغايب

روز پنج شنبه اول آن ماه  - در صورت امكان و بلا مانع بودن -  روزه گرفته شود.

چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود (البته در كتاب شريف وسائل الشيعه جلد 8 صفحه 99 بعد از نماز عشا آمده است) كه ميشود 6 نماز 2 ركعتي ، و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید،

 هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.

پس از آنسر به سجده مي گذارد و در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود.

پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود.

دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. 

در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

در اين شب عزيز ما را از دعاي خير خود بي نصيب نگذاريد

منبع :

مفاتيح الجنان

اعمال ماه رجب


حلم امام باقر

( به بهانه ولادت امام باقر عليه السلام )

وَ قَالَ لَهُ نَصْرَانِيٌّ أَنْتَ بَقَرٌ قَالَ لَا أَنَا بَاقِرٌ- قَالَ أَنْتَ ابْنُ الطَّبَّاخَةِ قَالَ ذَاكَ حِرْفَتُهَا- قَالَ أَنْتَ ابْنُ السَّوْدَاءِ الزِّنْجِيَّةِ الْبَذِيَّةِ- قَالَ إِنْ كُنْتَ صَدَقْتَ غَفَرَ اللَّهُ لَهَا- وَ إِنْ كُنْتَ كَذَبْتَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ- قَالَ فَأَسْلَمَ النَّصْرَانِي‏

مردى مسيحي به امام باقر عليه السلام عرض كرد  تو بَقَر هستى

امام فرمود: نه من باقر هستم  

گفت : تو فرزند زنى آشپزى

فرمود: اين شغل او بوده.

 گفت تو فرزند يك سياه حبشى نابكارى؟

فرمود: اگر راست ميگوئى نابكار بوده خدا از او بگذرد اگر دروغ ميگوئى خدا از تو بگذرد،

مسيحي  مسلمان شد

منبع :

بحار الأنوار

 جلد  ‏46

صفحه   289 

  باب 6 مكارم أخلاقه و سيره و سننه و علمه و فضله و إقرار المخالف و المؤالف بجلالته


جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

ثواب روزه يك روز از ماه رجب

(به بهانه يك روز مانده به آغاز ماه رجب)

پيامبر مكرم اسلام مي فرمايند:

بدانيد كسى كه يك روز از رجب را بخاطر ايمان و پاداش خداوند روزه بگيرد،

مستوجب رضايت بزرگ خداوند گرديده

 و روزه او در آن روز خشم خداوند را خاموش مى‏گرداند

 و درى از درهاى جهنم بر او بسته خواهد شد

 و اگر زمين پُر از طلا شود و آن را در راه خدا خرج كند، برتر از روزه او نخواهد بود

 و پاداش او با هيچ چيزى از دنيا غير از حسنات، كامل نمى‏شود

 و هنگامى كه شب فرا رسد، ده دعاى مستجاب خواهد داشت. اگر براى موردى در دنيا دعا كند، خداوند آن را به او عنايت خواهد فرمود و الّا بالاترين خيرى را كه دوستان، محبوبان و برگزيدگان او در دعاى خود خواسته‏اند، براى او ذخيره مى‏فرمايد

منبع:

ثواب الاعمال

ترجمه بندرريگى،

صفحه: 117

جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

نماز ماه جمادي الثاني

(به بهانه ماه جمادي الثاني)

فضيلت نماز

 خداوند خودش را حفظ مي كند

 و مالش رانيز حفظ مي كند

و همسر و فرزندانش را نيز نگه مي دارد

ونيز  او را و دين و دنياى او را تا سال ديگر حفظ كند

و اگر در اين سال بميرد بر شهادت بميرد يعنى ثواب شهيدان داشته باشد

 

پس سيد بن طاوس رضي الله عنه نقل كرده است كه:

 در اين ماه در هر وقت كه خواهد چهار ركعت نماز بكند يعنى دو نماز دو ركعتي

در ركعت اول بخواند حمد و يك مرتبه آية الكرسي و بيست و پنج مرتبه إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ

 و در ركعت دوم حمد و يك مرتبه أَلْهَيكُمُ التَّكَاثُرُ و بيست و پنج مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ

و در ركعت سوم حمد و يك مرتبه قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ و بيست و پنج مرتبه قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ

و در ركعت چهارم حمد و يك مرتبه إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ و بيست و پنج مرتبه قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ

و بعد از سلام ركعت چهارم هفتاد مرتبه بگويد سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ و هفتاد مرتبه اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ پس سه مرتبه بگويد اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ پس سر به سجده گذارد و بگويد سه مرتبه يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ پس هر حاجت كه دارد از حق تعالى طلب نمايد

منبع:

مفاتيح الجنان

اعمال ماه جمادي الثاني