صحيفه سجاديه يادگار بي نظير امام سجاد عليه السلام

( به بهانه شهادت امام سجاد عليه السلام)

يكي از يادگارهاي امام سجاد عليه السلام صحيفه ي كامله ي سجاديه است

ما مي توانيم در لحظاتي كه كاري نداريم (مانند زمانهايي كه در صف بنزين يا گاز منتظريم و يا در مغازه وحتي پشت چراغ قرمز و...) اين دعا ها را بخوانيم

به عنوان مثال همين دعاي 34 صحيفه كه خواندن آن يك دقيقه و پنجاه و پنچ ثانيه بيشتر طول نمي كشد دعايي كه امام "هنگامى كه كسى را به رسوايى گناهى گرفتار مى‏ديد " مي خواند

 

متن اين دعاي شريف و زيبا

اى خداوند، حمد باد تو را كه گناهان را مى‏دانى و مى‏پوشانى.

حمد باد تو را كه بر حال درون ما آگاهى و ما را عافيت عطا مى‏كنى. اى خداوند، ما همگان در پى عيب و عار بوده‏ايم و حال آنكه تو ما را بر زبانها نيفكنده‏اى، مرتكب گناهان بزرگ شده‏ايم و حال آنكه تو رسوايمان نساخته‏اى. در نهان بديها كرده‏ايم و حال آنكه تو كسى را بر بديهاى ما راه ننموده‏اى. بسا كارها كه نهى فرموده‏اى و ما به جاى آورده‏ايم. بسا كارها كه فرمان داده‏اى و ما را بر آنها آگاه ساخته‏اى، و ما تجاوز ورزيده‏ايم. بسا گناهان كه در كسب آن كوشيده‏ايم و بسا خطاها كه مرتكب شده‏ايم و تنها تو از آن آگاه بوده‏اى نه نگرندگان و تو از هر كس ديگر به افشاى آن تواناتر بوده‏اى. اى خداوند، عافيت تو چونان پرده‏اى بر روى چشمانشان فرو افتاد و چون سدى راه گوشهايشان را بگرفت. اى خداوند، چنان كن كه هر عيب ما كه پوشيده داشته‏اى و هر گناه كه نهان كرده‏اى، ما را اندرز دهنده‏اى شود كه از اخلاق بد و ارتكاب خطاها بازمان دارد و به سوى توبه‏اى محو كننده گناهان براند و به آن راه كه پسند توست بكشاند.

 اى خداوند، زمان توبه ما نزديك گردان و به غفلت گرفتارمان مساز، كه ما به تو مى‏گراييم و از گناهان توبه مى‏كنيم. بار خدايا، درود بفرست بر آن برگزيدگان از ميان آفريدگانت:

محمد و عترت او، آن پاكان و گزيدگان، و چنان كه خود فرمان داده‏اى ما را نيوشنده سخن ايشان و فرمانبردار حكم ايشان قرار ده.

منبع:

صحيفه سجاديه

دعاي 34

نماز هديه به اموات‏

مالك بن دينار مى‏گويد گفت:

شب جمعه‏ اى بر گورستانى وارد شدم و ناگهان نور درخشانى را ديدم. از روى تعجّب گفتم: لا إله إلّا اللَّه، گويى خداوند- عزّ و جلّ- اهل اين گورستان را آمرزيده است. ناگهان شنيدم كه هاتفى از دور ندا مى‏كند و مى‏گويد: اى مالك بن دينار، اين هديه مؤمنان به اهل قبور و برادران ايمانى‏شان مى‏باشد. گفتم: سوگند به خدايى كه تو را به زبان آورد، از تو مى‏خواهم كه به من بگويى آن هديّه چيست؟ گفت:

مؤمنى در اين شب برخاست و وضوى كامل گرفت و دو ركعت نماز خواند و در هر ركعت

يك بار سوره فاتحة الكتاب و سوره قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ، و سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قرائت نمود، و گفت:

 «اللّهمّ، إنّى قد وهبت ثوابها لأهل المقابر من المؤمنين.»

- خداوندا، من ثواب آن را به مردگان مؤمنين هديه نمودم.

از اين رو خداوند، ما را از شرق و غرب و از هر سو، نور و گشايش و شادمانى عنايت فرمود.

مالك مى‏گويد: من همواره آن را در شبهاى جمعه مى‏خواندم، تا اينكه پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله را در خواب ديدم و ايشان به من فرمود: «اى مالك، در برابر نورى كه به امّت من هديّه نمودى، خداوند در ثواب آن تو را آمرزيد.» سپس فرمود: «خداوند در قصرى بهشتى كه «منيف» ناميده مى‏شود، خانه‏اى براى تو بنا نمود.» عرض كردم: معناى «منيف» چيست؟ فرمود يعنى «مشرف بر اهل بهشت.»

منبع :

ترجمه فلاح السائل (ادب حضور )

صفحه 167

داستاني براي فحش


شايد كسى گمان نمى‏برد كه آن دوستى بريده شود و آن دو رفيق كه هميشه ملازم يكديگر بودند روزى از هم جدا شوند. مردم يكى از آنها را بيش از آن اندازه كه به نام اصلى خودش بشناسند به نام دوست و رفيقش مى‏شناختند. معمولًا وقتى كه مى‏خواستند از او ياد كنند، توجه به نام اصلى‏اش نداشتند و مى‏گفتند: «رفيق ...».

آرى او به نام «رفيق امام صادق» معروف شده بود، ولى در آن روز كه مثل هميشه با يكديگر بودند و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند آيا كسى گمان مى‏كرد كه پيش از آنكه آنها از بازار بيرون بيايند رشته دوستى‏شان براى هميشه بريده شود؟!.

در آن روز او مانند هميشه همراه امام بود و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند.

غلام سياه پوستش هم در آن روز با او بود و از پشت سرش حركت مى‏كرد. در وسط بازار ناگهان به پشت سر نگاه كرد، غلام را نديد. بعد از چند قدم ديگر دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم غلام را نديد. سومين بار به پشت سر نگاه كرد، هنوز هم از غلام- كه سرگرم تماشاى اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود- خبرى نبود.

براى مرتبه چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند غلام را ديد، با خشم به وى گفت:

 «مادر فلان! كجا بودى؟».

تا اين جمله از دهانش خارج شد، امام صادق به علامت تعجب دست خود را بلند

كرد و محكم به پيشانى خويش زد و فرمود:

 «سبحان اللَّه! به مادرش دشنام مى‏دهى؟! به مادرش نسبت كار ناروا مى‏دهى؟! من خيال مى‏كردم تو مردى باتقوا و پرهيزگارى. معلومم شد در تو ورع و تقوايى وجود ندارد.».

- يابن رسول اللَّه! اين غلام اصلا سندى است و مادرش هم از اهل سند است.                       

خودت مى‏دانى كه آنها مسلمان نيستند. مادر اين غلام يك زن مسلمان نبوده كه من به او تهمت ناروا زده باشم.

- مادرش كافر بوده كه بوده. هر قومى سنتى و قانونى در امر ازدواج دارند. وقتى طبق همان سنت و قانون رفتار كنند عملشان زنا نيست و فرزندانشان زنازاده محسوب نمى‏شوند.

امام بعد از اين بيان به او فرمود: «ديگر از من دور شو.».

بعد از آن، ديگر كسى نديد كه امام صادق با او راه برود، تا مرگ بين آنها جدايى كامل انداخت

منبع :

 مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى،(داستان راستان)

جلد ‏18،

 صفحه : 293

 

لعنت

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام يَقُولُ:

إِنَّ اللَّعْنَةَ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ فِي صَاحِبِهَا تَرَدَّدَتْ بَيْنَهُمَا فَإِنْ وَجَدَتْ مَسَاغاً وَ إِلَّا رَجَعَتْ عَلَى صَاحِبِهَا

 

از ابى حمزه ثمالى، گويد: شنيدم امام باقر (عليه السلام) مى‏فرمود:

راستى چون لعنت از دهان صاحب خود بيرون آيد، ميان او و طرف لعن شده مردّد ماند، اگر مجوّزى يابد (بر ملعون بماند) و گر نه به گوينده خود برگردد

منبع:

اصول كافى-ترجمه كمره‏اى  

 جلد ‏5

صفحه   341  

 باب دشنام ..... 

نكته :

گاهي ديده مي شود كه برخي به راحتي به پدر و مادر هم لعنت مي فرستند كه طبق اين روايت ...

 

   

 

سلام كردن و جواب آن

 

همانطور كه مي دانيم سلام كردن مستحب است ولي جواب آن واجب (البته آمده است كه سلام كردن به 11 گروه كراهت دارد كه انشاء الله در آخر بحث مي آوريم )

نكته اينجاست كه برخي جواب سلام را به صورتي مي گويند كه پاسخ به حساب نمي آيد مانند آنكه در جواب سلام مي گويند "سلام از ماست " اينكه جواب سلام نشد

و اقسام جواب سلام در نماز  را قبلا آورده ايم

اما 11 گروه كه سلام كردن به آنان مكروه است  

در كتاب مواعظ العدديه از قول حكما آمده است

 المواضع التي لا يسلّم فيها أحد عشر:

الأول: على اليهودي و النصراني. الثّاني: إذا صلّى الجمعة و الإمام يخطب لا يسلّم لاشتغال الناس بالاستماع. الثّالث: العاري في الحمّام و غيره.الرّابع: المشتغل بالأذان و الإقامة. الخامس: القارى‏ء للقرآن. السّادس:المشتغل برواية الحديث و مذاكرة العلم. السّابع: اللاعب بالنرد و الشطرنج. الثّامن: المغنّي. التاسع: مطيّر الحمام. و في معناه كلّ مشتغل بالمعصية.العاشر: من كان مشتغلا بقضاء الحاجة. الحادي عشر: المرأة الأجنبية.

 گويند: در يازده مورد سلام مكروه است:

 1- به يهودى و نصرانى.

2- هنگامى كه امام جماعت مشغول خطبه (نماز جمعه) است و مردم گوش مى‏دهند.

 3- به كسى كه در حمام و غيره برهنه است.

4- به كسى كه مشغول اذان يا اقامه است.

5- به قارى قرآن.

6- به آنكه به نقل حديث يا بحث علمى مشغول است.

7- به قمار باز كه سرگرم نر دو شطرنج است.

8- به آوازه خوان.

 9- به هر كسى كه در حال گناه است.

 10- به كسى كه در حال قضاى حاجت است.

11- به زن نامحرم

منبع:

تحرير المواعظ العددية

صفحه567  

 الفصل الثاني و في كلمات العلماء

 

 

پس گرفتن هديه

سوال :

آيا كسي مي تواند هديه را پس بگيرد ؟

پاسخ :

به 7 شرط  ( اگر يكي از شروط وجود داشت نمي توان هديه را پس گرفت)

1.هديه گيرنده از اقوام نسبي نباشد مانند پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ، عمو ،خاله ، عمه و ...

2.عين مال تغيير نكرده باشد يعني نمي توان گوساله هديه داد و موقعي كه گاو شده پس گرفت .

3.هبه ي معوضه نباشد . يعني در مقابل هديه عوض يا چيزي گرفته نشده باشد .

4.مال تلف نشده باشد مثلا ساندويچي كه خورده شده يا مال را سرقت كرده اند .

5. بخشنده يا فروخته نشده باشد يعني كسي كه هديه را گرفته آن هديه را نفروخته باشد و يا به ديگري هديه نداده باشد.

6.هر دو زنده باشند پس اگر يكي از آنان مرده باشند ورثه نمي توانند هديه را پس بگيرند و يا از ورثه هديه مطالبه شود.

7.قصد قربت نداشته باشد يعني در هنگامي كه هديه را داده اگر قصدش رضاي خدا باشد ، ديگر نمي تواند آن را پس بگيرد

 

منبع:

منهاج الصالحين

حضرت آيه الله العظمي  سيستاني

جلد ‌2،

صفحه : 409

از مساله 1320 تا 1325

توجه اين نظر تمام مراجع مي باشد



ترتيب در وضو


يكي از شرايط وضو ترتيب است

يعني ابتدا بايد صورت بعد دست راست و ... شسته شود

اين نكته ايست كه همه مي دانيم

اما نكته ي قابل ملاحظه اين است كه بايد در هر جزء هم ترتيب رعايت شود

به عنوان مثال در صورت نمي توانيم اول از بيني به پايين را بشوييم بعد از بالاي پيشاني تا بيني را

يا در دست كه بسيار مرسوم است ( به علت وجود ساعت يا انگشتر يا النگو ) كه برخي النگو را بالا مي دهند و دست را مي شويند و در آخر النگو را پايين داده و آنجا را كه آب نرسيده مي شويند كه اين اشتباه است و و ضو باطل.

منبع:

منهاج الصالحين

و عروه الوثقي

بخش وضو

 

نماز برای والدین

هر کس این نماز را بخواند چنانچه پدر و مادر او زنده باشند مورد رحمت خداوند رحمان و رحیم قرار می گیرند .

* چنانچه پدر و مادر فوت کرده باشند نماز در شب های جمعه خوانده شود آنان مورد آمرزش خداوند قرار می گیرند .

* این نماز آن چنان موجب شادی پدر و مادر میشود که آرزو می کنند زنده شوند و زانوی فرزند خویش را ببوسند .

* این نماز انسان را از افسردگیهای بسیار شدیدی که بر اثر مصیبت های سنگین بوجود می آید آرامش می بخشد .

 

کیفیت نماز برای والدین

صَلَاةُ الْوَلَدِ لِوَالِدَيْهِ رَكْعَتَانِ‏ الْأُولَى‏ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ‏ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ‏ وَ فِي الثَّانِيَةِ الْفَاتِحَةَ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ‏ فَإِذَا سَلَّمَ يَقُولُ عَشْرَ مَرَّاتٍ‏ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيرا

 

این نماز دو رکعت است :

ركعت اول يك حمد و بعد از حمد ده بار بگويد

 رَبَّنَا اغفِرلی وَ لوالِدَیَّ وَ لِلمُؤمِنینَ یَومَ یَقُومُ الحِساب   آيه 41 سوره ابراهيم

و در ركعت دوم بعد از حمد و ده بار بگويد

رَبِّ اغفِرلی وَ لِوالِدَیَّ وَ لِمَن دَخَلَ بَیتیَ مُؤمِناً وَ لِلمُؤمِنینَ وَالمُؤمِنات.   بخشي از آيه ي 29 سوره نوح

   و بعد از سلام ده بار گويد

رَبِّ ارحَمهُما کَما رَبَّیانی صَغیراً  بخشي از آيه ي 25 سوره اسراء

منبع:

 مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل  

جلد ‏6

صفحه   348   

شماره   6965

 36 باب استحباب صلاة الهدية و كيفيتها

 

زاهدترين ،عابدترين و با ورع ترين مردم

( به بهانه شهادت امام سجاد عليه السلام)

قال الامام زين العابدين عليه السلام:

  يَقُولُ الله يَا ابْنَ آدَمَ- ارْضَ بِمَا آتَيْتُكَ تَكُنْ مِنْ أَزْهَدِ النَّاسِ- ابْنَ آدَمَ- اعْمَلْ بِمَا افْتَرَضْتُ عَلَيْكَ تَكُنْ مِنْ أَعْبَدِ النَّاسِ- ابْنَ آدَمَ اجْتَنِبْ مِمَّا حَرَّمْتُ عَلَيْكَ- تَكُنْ مِنْ أَوْرَعِ النَّاس‏


 امام سجاد عليه السلام فرمودند:

 خداوند ميفرمايد: پسر آدم خشنود باش بآنچه به تو داده ‏ام زاهدترين مردمى

 عمل كن بآنچه بر تو واجب نموده‏ ام از عابدترين اشخاصى

و بپرهيز از حرامها تا با ورع‏ ترين مردم باشي

منبع:

بحار الأنوار الجامعة

جلد  ‏75   

صفحه 139   

باب 21

وصايا علي بن الحسين ع و مواعظه و حكمه ..... 

عقوبت ذخيره كردن مال و غذا و كسب وكار در روز عاشورا

( به بهانه عاشوراي حسيني )

حسن بن على بن فضال از حضرت رضا (عليه السلام) روايت كرده كه آن جناب فرمود :

هر كس در روز عاشورا كارهاى خود را ترك كند و شغل خود را واگذارد حقتعالى حاجتهاى دنيا و آخرت او را برآورد و كسى كه روز عاشورا روز مصيبت و حزن و گريه او باشد حقتعالى روز قيامت را روز فرح و سرور او گرداند و در باغهاى بهشت چشم او بوجود ما روشن شود و هر كس روز عاشورا را روز بركت نامد و در آن روز چيزى در منزل‏ خود ذخيره كند آن ذخيره از براى او مبارك نباشد و حقتعالى در روز قيامت او را با يزيد و عبيد الله زياد و عمر بن سعد در اسفل دركات جهنم محشور گرداند

منبع:

عيون أخبار الرضا -ترجمه آقا نجفى   

جلد‏1   

صفحه 225

باب بيست و هشتم در ذكر آنچه از آن جناب وارد شده است از اخبار متفرقه

طنز شيوه اي ديگر در امر به معروف و نهي از منكر

(به بهانه هفته ي امر به معروف و نهي از منكر)

يكي از ديگر از شيوه هاي موثر در امر به معروف و نهي از منكر , بيان در غالب طنز است

داستان1:

داستان معروفى هست كه بهلول كه مرد عاقلى بود ولى خودش را به ديوانگى زده بود و به همان عالم ديوانگى سر به سر بزرگان و اكابر مى‏گذاشت و شوخى شوخى حقايق را به آنها مى‏گفت (مى‏گويند قوم و خويش و پسرعموى هارون هم بود) مى‏رفت و به هارون به همان عالم ديوانگى‏اش حرفهايى را كه هيچ عاقلى جرأت نمى‏كرد بگويد مى‏زد. يك وقتى از جايى مى‏گذشت، ديد كه دارند مسجدى مى‏سازند. رفت به آن بانيان مسجد گفت كه چكار مى‏كنيد؟ گفتند: مسجد مى‏سازيم.

گفت: مسجد براى چه مى‏سازيد؟ گفتند: مسجد را براى خدا مى‏سازيم. محرمانه رفت دستور داد تابلويى را روى سنگى درست كردند به نام مسجد بهلول. همين كه اين سنگ را درست كردند يك شب نصف شب- كه كسى نفهميد- رفت آن را در سردر مسجد زد، يك تابلوى خيلى بزرگى: مسجد بهلول. فردا صبح مردم آمدند نگاه كردند ديدند در سردر اين مسجد تازه‏ساز نوشته مسجد بهلول. خود صاحب كارها آمدند و ديدند. ناراحت و عصبانى شدند، زدند تابلو را كندند و ريختند دور.

بهلول را گير آوردند، كتكش زدند و گفتند: اين چه كارى بود كه كردى؟ چرا نوشتى مسجد بهلول؟ گفت: چه عيبى داشت؟ گفتند: اين همه پول ما خرج كرديم كه مسجد به نام تو باشد؟! گفت: براى كى خرج كرديد؟ براى خدا خرج كرديد يا براى مردم؟

اگر براى خدا خرج كرديد كه خدا اشتباه نمى‏كند. اگر من نوشتم «مسجد بهلول» آيا خدا در حسنات من مى‏نويسد؟ خدا در حسنات شما مى‏نويسد. و اما اگر براى مردم كرديد پس چرا مى‏گوييد كه ما براى خدا كرديم. پس بر خودتان مطلب را مشتبه نكنيد.

منبع:

مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى   

جلد‏26  

صفحه 365   

 

داستان 2

روزی بهلول به کاخ هارون الرشید قدم گذاشت . هارون در قصر نبود و فقط نگهبانان از کاخ محافظت و مراقبت می کردند

بهلول در قصر قدم زد و به تخت پادشاهی هارون الرشید رسید . تخت خالی بود و بهلول به سمت تخت حرکت کرد و روی آن نشست .نگهبان ها عصبی شدند و همانطور که خشمگین شده بودند به سمت بهلول حمله بردند و او را با کتک از تخت بیرون کشیدند

ساعتی بعد هارون الرشید به کاخ خویش برگشت و بهلول را گریان مشاهده کرد ..نگهبانان را صدا زد و سبب و علت گریه های بهلول را پرسید .

نگهبانان کل قضیه را برای هارون الرشید تعریف کردند .

هارون به قصد دلجویی نزد بهلول رفت و گفت : گریه نکن من نگهبانان را ادب خواهم کرد .

بهلول به هارون نگاهی کرد . گفت من برای خود گریه نمی کنم بلکه به حال تو گریه می کنم زيرا من برای لحظه ای روی تخت تو نشستم و این همه کتک خوردم تو که تمام عمر بر این تخت نشسته ای چه كتكي خواهي خورد ؟!؟

 

بسيار واضح است كه در هر دو داستان بهلول با بيان طنز امر به معروف و نهي از منكر كرد

اخلاق نيكو شيوه اي در امر به معروف و نهي از منكر

( به بهانه هفته ي امر به معروف و نهي از منكر )

يكي از شيوه هاي موثر در امر به معروف و نهي از منكر , اخلاق نيكوست

خداوند به پيامبر مي فرمايد :

 وَ لَوْ كُنْتَ‏ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك‏

و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‏شدند

 (آل عمران 159)

مردى نصرانى به امام باقر گفت :تو بقر هستى . فرمود: نه من باقرم

 گفت فرزند زنى آشپزى, فرمود: اين شغل او بوده.

 گفت :تو فرزند يك سياه حبشى نابكارى؟

فرمود: اگر راست ميگوئى نابكار بوده خدا از او بگذرد اگر دروغ ميگوئى خدا از تو بگذرد،

 نصرانى مسلمان شد.

 

منبع:

بحار الأنوار

 جلد ‏46،

 صفحه: 289

 

داستان:

يك نفر ريش تراشيده خدمت حاج شيخ عبدالكريم حائري مي‌آيد، حاج شيخ عبدالكريم جاي آن تيغ‌ها را مي‌بوسد و مي‌گويد خواهش دارم جاي بوسة من را ديگر تيغ نزن . او قبول مي‌كند

 


منبع:

خاطرات حجت الاسلام قرائتى

جلد ‏2

 صفحه : 115

 

 

داستانی از شهید مدرس

 ( به بهانه ۱۰ آذر سالروز شهادت شهید مدرس )

 

 رضا شاه دورو

رضا در اوّل خیابان سپه محوطه‌ی بزرگی را که به نام باغ ملّی بود تعمیر و بازسازی نموده، مراسم نظامی را در آن برگزار می‌کرد. در بالای سر در بزرگ آن، مجسّمه‌ی نیم تنه‌ای از خود نصب نمود که مانند دو مجسّمه از پشت به هم چسبیده بود که هم از بیرون، تمام صورت پیدا بود و هم از درون.

روزی برای مراسمی، مدرّس را دعوت کردند. هنگامی که مدرّس به باغ ملّی رسید، رضاخان و عدّه‌ای دیگر از وی استقبال کردند و رضاخان به شرح و توصیف پرداخت. سپس در چادری نشستند.

رضاخان از مدرّس پرسید: حضرت آقا! در ورودی را ملاحظه فرمودید؟ مدرّس جواب داد: بله، مجسّمه‌ی شما را دیدم. درست مثل صاحبش دورو دارد.

رضا شاه از شرم و ناراحتی به خود می‌پیچید و تا پایان مجلس، دیگر سخنی نگفت.

 

 

 

جیب رضاشاه ته ندارد

یک روز رضاشاه از روی مزاح و شوخی در مجلس، دست روی جیب مدرّس گذاشت و گفت: آقا! جیب شما خیلی بزرگ است.

مدرّس جواب داد: بزرگ است ولی ته دارد، جیب شماست که ته ندارد.

 

 

برگرفته از کتاب حاضر جوابیهای شهید مدرس

 

در صورت نیاز به داستانهایی بیشتر به گوشه وبلاگ قسمت منبرکهای تابلویی به بخش شهید مدرس یا به این آدرس رجوع فرمایید

 

http://manbarak.blogfa.com/post-300.aspx 

 

زيارت عاشورا ، رمز ديدار با ابا عبدالله

( به بهانه آغاز محرم )

در مفاتیح الجنان قبل از زیارت عاشورا شیخ عباس قمی رحمةالله علیه حکایتی را نقل می کند :

 

مرحوم حاج محمد علی یزدی مرد فاضل و صالحی بود. ایشان در زمان حیات خود، حکایت آموزنده ای را این چنین نقل کرده است :

 

در دوران کودکی یکی از همسایگان ما دارای پسری بود که من با او دوست بودم. با هم بزرگ شدیم و هر کدام راه زندگی را پیش گرفتیم. او شغل خوب و مورد تأییدی نداشت و در مجموع، انسان خوب و درستی نشد . تا این که از دنیا رفت. مدتی پس از فوتش، شبی او را به خواب دیدم که دارای جایگاه خاصی بود و ظاهر بسیار خوب و آراسته ای داشت. از او پرسیدم: من تو را در دنیا می شناختم؛ تو کار خیری انجام نداده بودی که حال چنین جایگاهی به تو داده اند. او گفت درست است؛ من در دنیا انسان خوبی نبودم و از همان شب فوتم تا شب قبل، گرفتار عذاب بودم و سختی زیادی کشیدم، اما از شب قبل چنین مقامی به من بخشیده اند.

در کمال تعجب از او پرسیدم: چه اتفاقی سبب این تغییر در وضعیت تو شد؟ او گفت: دیشب خانمی را به این قبرستان آورده، دفن کردند. او همسر استاد اشرف حداد(آهنگر) بود. هنگامی که او را به قبرستان آوذدند ، امام حسین علیه السلام به دیدارش آمدند. پس از خاک سپاری،‌بار دیگر امام حسین علیه السلام به دیدار او آمدند. مرتبه سوم که امام علیه السلام تشریف فرما شدند،‌دستور دادند تا عذاب از همه مردگان قبرستان برداشته شود. سپس از خواب بیدار شدم. فردا صبح زود به بازار آهنگران رفته، استاد اشرف حداد را یافتم.

از او پرسیدم:‌آیا همسر شما به رحمت خدا رفته؟

با تعجب گفت: این چه سوالی است؟!

 از او پرسیدم : آیا همسرت به کربلا مشرف شده بود یا روضه خوان حضرت بود یا در منزل خود مجلس عزا برپا می کرد؟ استاد اشرف دلیل سؤالاتم را پرسید و من به او گفتم که چه خوابی دیده ام ؛ سپس استاد برایم توضیح داد که همسر من هیچ یک از اعمالی را که شما برشمردید،‌انجام نداده بود؛ تنها در خواندن زیارت عاشورا مداومت میکرد. و من دانستم که به برکت زیارت عاشورا، نه تنها امام حسین علیه السلام به دیدار او آمده و قطعا مقام و مرتبه ای رفیع در بهشت به او بخشیده، که به برکت وجود او ، گناه کاران را نیز مورد رحمت حق قرار داده است. 

 

سنت نادرست در روضه هاي ابا عبدالله

( به بهانه آغاز محرم )

اگر كسي در زندگي سنت خوبي را پايه گذاري كند ؛ تا زماني كه آن سنت به پا باشد برايش ثواب مي نويسند

 و عكس آن نيز وجود دارد كه اگر شخصي سنت بدي را بگذارد تا زماني كه آن سنت ادامه دارد برايش گناه مي نويسند

حال مشكل اينجاست كه برخي سنت بدي را پايه گذاري مي كنند و فكر مي كنند كار خوبي است

مثال :

برخي براي امام حسين روضه برپا مي كنند و در آن انواع تجملات را به كار مي برند . يا چند سالي است كه مرسوم شده كه هر شب شام بدهند ؛ فكر مي كنم اين كار آن اخلاص و سادگي روضه ي ابا عبدالله را بر هم بزند .

والله اعلم

نماز ي با فضيلت در آخرين روز سال قمري

( به بهانه آخر ذي الحجه )

روز آخر ذى الحجه‏ كه آخر سال قمري  است سيد در اقبال يك روايت ذكر كرده كه در اين روز

دو ركعت نماز وارد شده كه در هر ركعت     حمد يك مرتبه و   ده مرتبه قل هو الله أحد   و ده مرتبه آية الكرسى بخواند و بعد از نماز بگويد

اللَّهُمَّ مَا عَمِلْتُ فِي هَذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَلٍ نَهَيْتَنِي عَنْهُ وَ لَمْ تَرْضَهُ وَ نَسِيتُهُ وَ لَمْ تَنْسَهُ وَ دَعَوْتَنِي إِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرَائِي عَلَيْكَ اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لِي وَ مَا عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُنِي إِلَيْكَ فَاقْبَلْهُ مِنِّي وَ لا تَقْطَعْ رَجَائِي مِنْكَ يَا كَرِيمُ

پس چون گفت اين را شيطان گويد واى بر من هر چه من رنج كشيدم در حق او در اين سال همه را خراب كرد به اين كلمات و شهادت دهد سال گذشته براى او كه سال خود را به خير ختم نمود

 

منبع :

مفاتيح الجنان

اعمال آخر ماه ذي الحجه

پاسخ به شبهه اي در خصوص صدقه حضرت علي عليه السلام در حال ركوع

چند روز پيش ( 24 ذي الحجه ) سالروز نزول آيه ي  55 سوره مباركه مائده در شأن حضرت علي عليه السلام است

إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ

جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و آنان كه ايمان آورده‏اند، همان ايمان آورندگانى كه اقامه نماز و اداى زكات مى‏كنند در حالى كه در ركوع نمازند

 

حال شبهه اي كه مطرح مي شود اين است كه :

در جايي هست كه حضرت در نماز بودند و تير از پايشان بيرون كشيدند و ايشان متوجه نشدند و در اينجا گفته مي شود كه ايشان در نماز انگشتر خودشان را به فقير انفاق كردند ! اين دو چگونه با هم جمع مي شود؟

پاسخ :

1.آنها كه اين ايراد را ميكنند از اين نكته غفلت دارند كه شنيدن صداى سائل و به كمك او پرداختن توجه به خويشتن نيست، بلكه عين توجه بخدا است، حضرت على در حال نماز از خود بيگانه بود نه از خدا، و مى‏دانيم بيگانگى از خلق خدا بيگانگى از خدا است و به تعبير روشنتر: پرداختن زكات در نماز انجام عبادت در ضمن عبادت است. نه انجام يك عمل مباح در ضمن عبادت و باز به تعبير ديگر آنچه با روح عبادت سازگار نيست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى است و اما توجه به آنچه در مسير رضاى خدا است، كاملا با روح عبادت سازگار است و آن را تاكيد ميكند، ذكر اين نكته نيز لازم است كه معنى غرق شدن در توجه به خدا اين نيست كه انسان بى اختيار احساس خود را از دست بدهد بلكه با اراده خويش توجه خود را از آنچه در راه خدا و براى خدا نيست بر مى‏گيرد.

جالب اينكه فخر رازى كار تعصب را بجايى رسانيده كه اشاره على عليه السلام را به سائل براى اينكه بيايد و خودش انگشتر را از انگشت حضرت بيرون كند، مصداق فعل كثير كه منافات با نماز دارد، دانسته است در حالى كه در نماز كارهايى جايز است انسان انجام بدهد كه به مراتب از اين اشاره بيشتر است و در عين حال ضررى براى نماز ندارد تا آنجا كه كشتن حشراتى مانند مار و عقرب و يا برداشتن و گذاشتن كودك و حتى شير دادن بچه شير خوار را جزء فعل كثير ندانسته‏اند، چگونه يك اشاره جزء فعل كثير شد، ولى هنگامى كه دانشمندى گرفتار طوفان تعصب مى‏شود اينگونه اشتباهات براى او جاى تعجب نيست!.

2.در اصل حضرت علي در مقابل خود آن فقير را نديدند بلكه خدا را ديدند كه شاهد گفته ي ما آيه ي 104 سوره ي تو به است كه خداوند مي فرمايد :

أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ

مگر ندانسته‏ اند كه آن كس كه توبه از بندگانش مى‏پذيرد و صدقات  را مى‏گيرد خداست،

پس طبق اين آيه خدا گيرنده ي صدقات است

دعاي بعد از وضو و غسل جنابت

در تقسير حضرت منتصب به امام حسن عسکرى عليه السّلام مذكور است كه :

 هر كه بعد از وضو يا غسل جنابت اين دعا بخواند كه

سُبْحانَكَ اللّهُمَّ وَ بِحَمْدِكَ ، اَشّهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتوُبُ اِلَيْكَ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَّمَدا عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ ،وَ اَشْهَدُ اَنَّ عَلِيّا وَلِيُّكَ وَ خَليفَتُكَ بَعْدَ نَبِيِّكَ عَلى خَلْقِكَ ،وَ اَنَّ اَوْلِيآئَهُ خُلْفآوُكَ وَ اَوْصِيآئَهُ اءَوْصِيائُكَ.


، تمامي گناهانش مي ريزد ،همانطور كه برگ از درخت مي ريزد . و خدا به هر قطره ي آب وضو يا غسلش فرشته اي مي آفريند كه پيوسته صلوات بر محمد و آل محمد مي فرست و ثواب همه ي ذكرها را براي پرونده ي او مي نويسند . تا اينكه وقتي او را در قبر بگذارند يا قيامت شود اين وضو يا غسل جنابت به شكل فرد خوش سيمايي مي آيد و سلام مي كند ، آنقدر در بهشت به او نعمت مي دهند كه كسي نمي تواند بشمارد، و خدا تمام گناهانش را مي آمرزد ، و وقتي به مكان نمازش مي رود خداوند به ملائكه اش وحي مي كند ، به اين بنده ام نگاه كنيد ، از خلايق اميدش را بريده و وضو گرفته و اميدش دَم خانه ي ماست .

شما را شاهد مي گيرم كه او را داخل رحمت و كرامت خاص خودم مي كنم .


منبع :

مرآه الكمال

جلد 1

صفحه 296

و ترجمه آن سراج الشيعه

صفحه 67

و با كمي تغيير

وسائل الشيعه

جلد 1

صفحه 398

سوره هل اتي ،گواهي  بزرگ بر فضيلت اهل بيت عليهم السلام

( به بهانه 25 ذي الحجه روز نزول سوره هل اتي )

إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً (5) عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً (6) يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً (7) وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً (8) إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً (9) إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً (10) فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً (11)        

سوره انسان يا هل اتي آيات 5 تا 11

ترجمه:

5- ابرار (نيكان) از جامى مى‏نوشند كه با عطر خوشى آميخته است.

6- از چشمه‏اى كه بندگان خاص خدا از آن مى‏نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى‏سازند! 7- آنها به نذر خود وفا مى‏كنند، و از روزى كه عذابش گسترده است مى‏ترسند.

8- و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند به مسكين و يتيم و اسير مى‏دهند.

9- (و مى‏گويند:) ما شما را براى خدا اطعام مى‏كنيم و، هيچ پاداش و تشكرى شما نمى‏خواهيم.

10- ما از پروردگارمان خائفيم در آن روز كه عبوس و شديد است.

11- از اين رو خداوند آنها را از شر آن روز نگه مى‏دارد و از آنها استقبال مى‏كند در حالى كه شادمان و مسرورند.

 

شان نزول:

ابن عباس مى‏گويد حسن و حسين بيمار شدند پيامبر  با جمعى از ياران به عيادتشان آمدند، و به على ع گفتند: اى ابو الحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى‏كردى، على ع و فاطمه ع و فضه كه خادمه آنها بود نذر كردند كه اگر آنها شفا يابند سه روز روزه بگيرند (طبق بعضى از روايات حسن و حسين ع نيز گفتند ما هم نذر مى‏كنيم روزه بگيريم).

چيزى نگذشت كه هر دو شفا يافتند، در حالى كه از نظر مواد غذايى دست خالى بودند على ع سه من جو قرض نمود، و فاطمه س يك سوم آن را آرد كرد، و نان پخت، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت: السلام عليكم اهل بيت محمد ص" سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمين هستم، غذايى به من بدهيد خداوند به شما از غذاهاى بهشتى مرحمت كند، آنها همگى مسكين را بر خود مقدم داشتند، و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند.

روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى كه غذا را آماده كرده بودند (همان نان جوين) يتيمى بر در خانه آمد آن روز نيز ايثار كردند و غذاى خود را به او دادند (بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد نيز روزه گرفتند).

در سومين روز اسيرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذاى خود را به او دادند هنگامى كه صبح شد على ع دست حسن ع و حسين ع را گرفته بود و خدمت پيامبر ص آمدند هنگامى كه پيامبر ص آنها را مشاهده كرد ديد از شدت گرسنگى مى‏لرزند! فرمود! اين حالى را كه در شما مى‏بينم براى من بسيار گران است، سپس برخاست و با آنها حركت كرد هنگامى كه وارد خانه فاطمه س شد ديد در محراب عبادت ايستاده، در حالى كه از شدت گرسنگى شكم او به پشت چسبيده، و چشمهايش به گودى نشسته، پيامبر ص ناراحت شد.

در همين هنگام جبرئيل نازل گشت و گفت اى محمد! اين سوره را بگير، خداوند با چنين خاندانى به تو تهنيت مى‏گويد، سپس سوره" هل اتى" را بر او خواند (بعضى گفته‏اند كه از آيه" ان الْأَبْرارَ" تا آيه كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً كه مجموعا هيجده آيه است در اين موقع نازل گشت).


منبع:

تفسير نمونه

جلد ‏25

صفحه 344

 

 " الغدير" جلد 3 صفحه 107 تا 111 و در كتاب" احقاق الحق" در جلد 3 صفحه 157 تا 171 حديث فوق از 36 نفر از دانشمندان و علماى اهل سنت با ذكر ماخذ نقل شده است

 

نكته :

به گفته جمعى از دانشمندان اسلامى از جمله" آلوسى" مفسر معروف اهل سنت بسيارى از نعمتهاى بهشتى در اين سوره بر شمرده شده است ولى از" حور العين" كه غالبا در قرآن مجيد در عداد نعمتهاى بهشتى آمده مطلقا سخنى مطرح نيست، ممكن است اين امر به خاطر نزول اين سوره در باره فاطمه زهرا و همسر و فرزندانش مى‏باشد كه به احترام بانوى اسلام" حضرت فاطمه" ذكرى از" حور" به ميان نيامده!

منبع:

روح المعانى

 جلد 29

صفحه 158