نمازي آسان ، با فضيلت شگفت

(به بهانه يكشنبه  ذي القعده)

آيا مي خواهيم توبه اي مقبول داشته باشيم؟

 آيا مي خواهيم گناهانمان آمرزيده شود ؟

  آيا مي خواهيم طلبكاران ما در روز قيامت از ما راضى شوند ؟

  آيا مي خواهيم با ايمان بميريم ؟

 آيا مي خواهيم هنگام مرگ ،دينمان گرفته نشود ؟

 آيا مي خواهيم قبرمان گشاده و نورانى گردد ؟

 آيا مي خواهيم والدينمان از ما راضى گردند ؟

 آيا مي خواهيم مغفرت شامل حال والدين ما گردد؟

 آيا مي خواهيم ذريه و نسل ما آمرزيده گردند ؟

  آيا مي خواهيم توسعه رزق پيدا كنيم ؟

  آيا مي خواهيم ملك الموت با ما در وقت مردن مدارا كند و به آسانى جان ما بيرون آيد؟

تمام اينها از فضايل نماز يكشنبه ي ذي قعده است

و كيفيت آن چنان است كه در روز يكشنبه غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز گزارد ( 2 نماز دو ركعتي)در هر ركعت حمد يك مرتبه و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سه مرتبه و معوذتين (سوره ي ناس و فلق )يك مرتبه و بعد از اتمام چهار ركعت هفتاد مرتبه استغفار كند و بعد يك مرتبه بگويد  لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ  و بعد از آن بگويد يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ

منبع : مفاتيح الجنان ،اعمال ماه ذي القعده








                      

تير زهرآگين شيطان چيست؟

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ:

 النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَ

امام صادق عليه السّلام فرمود:

نگاه، تيرى از تيرهاى زهر آلود ابليس است، و چه بسا يك نگاه (كوتاه)، حسرت و اندوه طولانى را به همراه داشته باشد

منبع:ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، صفحه: 264

داستانك:

يكى از پولداران خوشگذاران از خدا بى خبر كه همواره در عيش و عشرت به سر مى برد، روزى در كنار درب خانه اش نشسته بود. بانوئى به حمام معروف ((منجاب )) مى رفت ، ولى راه حمام را گم كرد، و از راه رفتن خسته شده بود، به اطراف نگاه مى كرد، تا شايد شخصى را بيابد و از او بپرسد، چشمش به آن مرد افتاد، نزد او آمد و از او پرسيد:

حمام منجاب كجاست ؟

 آن مرد به خانه خود اشاره كرد و گفت : حمام منجاب همين جاست .

آن بانو به خيال اينكه حمام همانجاست ، به آن خانه وارد شد، آن مرد فورا درب خانه را بست و به سراغ او آمد و تقاضاى زنا كرد.

زن دريافت كه گرفتار مرد هوسباز شده است ، چاره اى جز حيله نديد و گفت :

من هم كمال اشتياق را دارم ، ولى چون كثيف هستم و گرسنه ، مقدارى عطر و غذا تهيه كن تا با هم بخوريم بعد در خدمتتان باشم .

مرد قبول كرد و به خارج خانه رفت و عطر غذا تهيه كرد و برگشت ، زن را در خانه نديد، بسيار ناراحت شد و آرزوى زنا با آن زن در دلش ماند

 مدتها از اين ماجرا گذشت تا اينكه در بستر مرگ افتاد، آشنايان به بالين او آمدند و او را به كلمه ((لا اله الا الله محمد رسول الله )) تلقين مى كردند او به جاى اين ذكر، اين شعر رادر حسرت آن زن را مى خواند،

يا رُبَّ قائِلة يَوما و قَدْ تعِبَتْ ************ اَيْنَ الطَّريقُ اِلى حَمّامِ مَنْجابٍ

چه شد آن زنى كه خسته شده بود، و مى پرسيد راه حمام منجاب كجاست ؟

منبع: يكصد موضوع 500 داستان، سيد على اكبر صداقت صفحه 265 (با اندكي تلخيص)

به نقل از كشكول شيخ بهايي جلد 1 صفحه 232









                      

چرا در برزخ شيخ عباس قمي در عذاب بود ؟!

الامام علي «عليه السلام»: جَعَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ حُقُوقَ عِبَادِهِ مُقَدِّمَةً لِحُقُوقه

امام على «عليه السلام»:

 خداى متعال، رعايت حقوق بندگانش را مقدمه‏اى براى رعايت حقوق خودش قرار داد

منبع:الحياة ، جلد ‏1   صفحه  663

زماني كه به برخي از مردم گفته مي شود كارهايي كه مي كنيد ، حق الناس است ؛ مي گويند: مگر آدم كشته ايم، مگر از ديوار مردم بالا رفته ايم .

بايد از آنان پرسيد مگر حق الناس فقط اينهاست :

مگر سيگار كشيدن در جمع ، حق الناس نيست

مگر بي حجابي حق الناس نيست

مگر اسراف كردن ،حق الناس نيست

مگر آشغال ريختن در خيابان ، حق الناس نيست

مگر با موتور خلاف رفتن، حق الناس نيست

مگر گذشتن از چراغ قرمز ،حق الناس نيست

مگر پارك كردن در پياده رو ،حق الناس نيست

و مگر ، مگر ، مگر ...

داستانك:

مرحوم حاج شیخ عباس قمی – صاحب مفاتیح الجنان – کتابی از کسی به عنوان عاریه گرفته بود. بعد از فوتش یکی از فرزندانش کتاب را به برادرش می دهد تا به صاحبش بدهد .

شب در عالم خواب می بیند که حاج شیخ با عصبانیت به او می گوید: « کتاب عاریه مردم را چرا سالم به دستش ندادی و به جلد آن آسیب رساندی ؟»

روز بعد برادرش می پرسد:« با آن امانت چه کرده ای که من دیشب چنین خوابی دیده ام ».

برادرش می گوید :« هنگامی که آن را می بردم تا به صاحبش بدهم از دستم افتاد و گوشه جلد آن کمی خم شد». بعد می روند و کتاب را از صاحبش گرفته و صحافی می کنند و به او بر می گردانند. روز بعد درب منزل زده می شود و طلبه ای سؤال می کند :آیا منزل حاج شیخ عباس اینجا است ؟

 گفتند : آري

طلبه مي گويد : شب گذشته من حاج شیخ را در خواب دیدم و ایشان فرمود که به شما بگویم که چون شما کتاب را صحافی کرده و به صاحبش دادید، عذاب قبر از من برداشته شد.

منبع:داستانها و حکایتها،سیّد مهدی شمس الدین،صفحه 78 .









                      

3 چيز مقدمه 3 چيز (3. تقوا و صله رحم)

( به بهانه ميلاد امام رضا عليه السلام )

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَةٌ أُخْرَى

...  3. وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اللَّهِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ؛ فَمَنْ لَمْ يَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ يَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ

حضرت امام  رضا- عليه السّلام- فرمود: خداوند سه چيز را با سه چيز ديگر واجب كرده:

...    3. تقوى را با صله رحم،؛  آنكه با خويشان خوشرفتارى نكند تقوى ندارد.

منبع: بحار الأنوار ؛ جلد ‏71  ؛  صفحه 68

در آيه اول سوره مباركه نساء ، خداوند مي فرمايد :" وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى تَسَاءَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحَامَ " كه تقوا و صله رحم در كنار هم آمده است

داستانك:

یکی از فرزندان شیخ رجبعلی خیاط رحمه الله تعالی نقل می کند:

مهندسی بود بساز و بفروش. یکصد دستگاه ساختمان ساخته بود ولی به دلیل بدهکاری زیاد شرایط اقتصادی بدی داشت و حکم جلبش را گرفته بودند.

به منزل پدرم آمد و گفت نمی توانم به خانه برگردم. خود را پنهان می کنم تا کسی مرا نبیند. شیخ با یک توجه فرمود: برو خواهرت را راضی کن!

مهندس گفت: او راضی است. شیخ فرمود نه. مهندس تاملی كرد و گفت: بله وقتی پدرم از دنیا رفت ارثیه ای به ما رسید، هزار و پانصد تومان سهم او شد یادم آمد که نداده ام.

رفت و برگشت و گفت پنج هزار تومان دادم به خواهرم و رضایتش را گرفتم. پدرم سکوت کرد و پس از توجهی فرمود: می گوید هنوز راضی نشده. خواهرت خانه دارد؟ گفت: نه اجاره نشین است

شیخ فرمود: برو و یکی از بهترین خانه هایی که ساخته ای به نامش کن و به او بده و بیا تا ببینم چکار می شود کرد.

مهندس گفت: ما دو شریک هستیم چگونه می توانم؟

شیخ فرمود بیش از این عقلم نمی رسد چون آن بنده خدا هنوز راضی نشده است . او رفت و یکی از خانه ها را به نام خواهرش زد و اثاثیه او را در آن خانه گذاشت و برگشت. شیخ فرمود: حالا درست شد.

فردای همان روز سه تا از آن خانه ها را فروخت و از گرفتاری نجات پیدا کرد.

منبع:كيمياي محبت اثر آيت الله ري شهري ؛ صفحه 141








3 چيز مقدمه 3 چيز (2. شكر خدا و احسان والدين)

( به بهانه ميلاد امام رضا عليه السلام )

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام  قَالَ:

  إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَةٌ أُخْرَى ...

 ...  2.  وَ أَمَرَ بِالشُّكْرِ لَهُ وَ لِلْوَالِدَيْنِ؛ فَمَنْ لَمْ يَشْكُرْ وَالِدَيْهِ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ

حضرت امام  رضا- عليه السّلام- فرمود: خداوند سه چيز را با سه چيز ديگر واجب كرده:

...   2. شكر خود را با شكر پدر و مادر، هر كه از پدر و مادر قدردانى و تشكر نكند شكر خدايش قبول نشود ...

منبع: بحار الأنوار ؛ جلد ‏71  ؛  صفحه 68

در قرآن 4 بار ؛" و بالوالدين احسانا " آمده است  ؛ كه در تمام اين موارد قبلش بحث پرستيدن خدا مطرح شده است

... لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً ...

وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً ...

... أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً ...

وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانا ...

خدا نكند پدر و مادري ؛ فرزندشان را نفرين كنند و يا از او راضي نباشند.

داستانك:

 «زمخشری»،دانشمند بزرگ اهل سنت و صاحب تفسیر معروف «کشّاف»،يك پاي خود را در حادثه اي از دست داد.

او پس از ورود به بغداد و ملاقات با فقيه دامغاني ، علت قطع شدن پايش را اينگونه شرح مي دهد:

نفرین مادرم موجب پدید آمدن چنین گرفتاری است؛زیرا من، در ایام کودکی،گنجشکی را گرفتم و نخی به پایش بستم و پرهایش را کندم.در این میان،ناگهان پرنده از دستم فرار کرد و در اثر این کار پای چپش  جدا شد.

مادرم وقتی از این ماجرا باخبر شد، برآشفت و به من گفت:خدا پای چپت را  قطع کند،همچنان که پای چپ  این حیوان زبان بسته را جدا ساختی!

پس از مدتي از اسب افتادم و پاي چپم شكست.

پزشكان چاره اي جز قطع پايم نديدند . و اين در اثر نفرين مادر بود.

منبع :كتاب عظمت يك نگاه صفحه 180 به نقل از كتاب مقام والدين در اسلام صفحه 125








  

3 چيز مقدمه 3 چيز (1. نماز و زكات)

)  به بهانه ميلاد امام رضا عليه السلام )

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَةٌ أُخْرَى

1 .  أَمَرَ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ؛  فَمَنْ صَلَّى وَ لَمْ يُزَكِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ ...

حضرت امام  رضا- عليه السّلام- فرمود: خداوند سه چيز را با سه چيز ديگر واجب كرده:

1.   نماز را با زكوة- هر كه نماز بخواند و زكات ندهد نمازش قبول درگاه او نيست ...

منبع: بحار الأنوار ؛ جلد ‏71  ؛  صفحه 68

در قرآن  26 بار نماز و زكات در كنار هم آمده است مانند  "يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاة "

زكات 2 نوع است ، واجب (خمس و زكات ) و مستحب (صدقه)

كساني كه اهل خمس و زكات نيستند ؛ چه جوابي خواهند داد؟!

داستانك:

پيرزنى در قم با نخ‏ريسى‏ خود، خمس وسهم امامش را نزد آيت‏اللَّه حجّت مى‏آورد، وقتى مى‏خواست از اتاق بيرون رود عقب عقب مى‏رفت و خيره خيره به آقا نگاه مى‏كرد، آقا دليلش را پرسيد؟

پيرزن گفت: مى‏خواهم خوب قيافه شما را در خاطرم نگهدارم و روز قيامت شما را تحويل خدا بدهم و بگويم: خدايا! من جان كندم و خمس و سهم امامم را به اين آقا دادم تا از دينم حفاظت كند، حال اگر او در اين راه كم گذاشته او را مؤاخذه كن. مرحوم آيت‏اللَّه حجّت خمس را زمين گذاشت و زار زار گريه كرد.

منبع: خاطرات حجت الاسلام قرائتى، جلد ‏2، صفحه 101








    

نمازي با فضيلت شگفت ،كه فقط 5 دقيقه طول مي كشد

(به بهانه يكشنبه ذي القعده)

«انس بن مالک» می گوید: رسول خدا در یکشنبه ی ماه ذیقعده از منزل بیرون آمد و فرمود: ای مردم، کدام یک از شما می خواهد توبه کند؟ عرض کردیم: همه می خواهیم توبه کنیم.

سپس فرمود: هر بنده ای از امت من نيست كه  این عمل را انجام دهد،مگر آنكه  از آسمان به او ندا می شود: «ای بنده ی خدا، عمل خود از نو آغاز کن؛ زیرا توبه ی تو پذیرفته و گناه تو آمرزیده شد.»

 و فرشته ای از زیر عرش به او خطاب می کند: «ای بنده خجسته باد بر تو و فرزندان تو!»

 و فرشته ای دیگر ندا می کند: «ای بنده، دشمنان تو در روز قیامت از تو راضی خواهند گردید.»

و فرشته ای دیگر ندا می کند: «ای بنده، تو مۆمن از دنیا می روی و دین تو از تو گرفته نمی شود و قبر تو گشوده و نورانی می شود.»

 و فرشته ای دیگر ندا می کند: «ای بنده، پدر و مادر تو از تو راضی خواهند گردید، اگر چه از تو ناخشنود باشند و پدر و مادر و فرزندان تو آمرزیده شدند و روزی تو در دنیا و آخرت گشوده و فراوان خواهد بود.»

 و جبرئیل علیه السلام ندا می کند: «من همراه با فرشته ی مرگ می آیم و به او سفارش می کنم که با تو به نرمی رفتار کند و اثر مرگ حتی خراشی در تو ایجاد نخواهد کرد و فقط روح تو به آرامی از بدنت خارج خواهد شد.»

و آن عمل بسيار پر فضيلت " نماز يكشنبه ذي القعده " است و كيفيت آن چنان است كه :

در روز يكشنبه غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز گزارد ( 2 نماز دو ركعتي)در هر ركعت حمد يك مرتبه ، و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سه مرتبه، و معوذتين (سوره ي فلق و ناس)يك مرتبه، و بعد از اتمام چهار ركعت هفتاد مرتبه استغفار كند (بگويد استغفروا الله)  و بعد يك مرتبه بگويد  لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ  و بعد از آن بگويد يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ

منبع:اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ترجمه محمد روحی، جلد 2، صفحه 13

و منبع : مفاتيح الجنان ، اعمال ماه ذي القعده

همین امروز روزشه معلوم نیست به یکشنبه بعدی باشيم يا نه ،پس بسم الله دوستان عزیز...التماس دعا  

 








 

چو قرآن بخوانند ؛ دیگر خموش

وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ [ الأعراف : 204 ]

چون قرآن خوانده شود به آن گوش فرا دهيد و خاموش باشيد، شايد مشمول رحمت خدا شويد.

اسلام دو فرقه مهم دارد که هر کدام یکی از یادگاران پیامبر را قربانی کردند ما شیعیان قرآن و اهل سنت  عترت را (البته فكر نشود كه اهل سنت هم خيلي به قرآن احترام مي گذارند)

حال ، چرا بعضی از ما، به قرآن احترام نمی گذاریم مانند اینکه :

  • هنگام خواب زير پايمان قرآن است و ما جا به جا نمي شويم
  • در ماشینمان قرآن روشن است و ما با هم حرف می زنیم
  • در تعزیه قاری در حال قرائت قرآن است و ما از آخر مجلس بلند می شویم و باصدای بلند تسلیت می گوییم
  • قاري در جلسه تعزيه ، وسط قرآن صحبتهاي متفرقه مي كند
  • و . . .

 داستانك :

یکی از علمای اصفهان می گفت:با عدّه ای برای حج به مکه مشرف شدیم،در مدینه یک نفر از دوستان همراه ما در گذشت.پس از دفن،مجلس ترحیمی تشکیل داده و یکی از قاریان را برای تلاوت قرآن،به مجلس دعوت کردیم.قاری آمد و نشست اما قرآن نمی خواند.

به او گفتیم بخوان.ایشان گفتند:شما مشغول حرف زدن هستید و تا ساکت نشوید قرآن نمی خوانم!همه ساکت شدیم ولی باز دیدیم نمی خواند.

گفت:طرز نشستن شما مناسب با مجلس قرآن نیست،لذا همه دو زانو نشستیم،دیدیم باز قرآن را شروع نمی کند،گفتیم بخوان.او گفت:هنوز مجلس برای قرائت قرآن،مهیا نشده است،زیرا در دست بعضی چای و ... مشاهده می شود.چای را که کنار گذاشتیم،قاری آیه ای از قرآن را تلاوت کرد و مجلس را ترک گفت.

آیه ای را که تلاوت کرد این بود «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ »

منبع: ماهنامه بشارت،خرداد و تیر 1386، شماره 59 صفحه39


 

                                            

مواظب باشيم ، رفاهمان لكه دار نشود


از ديروز كه خبر كشته شدن حدود 45 نفر از عزيزانمان در تصادف 2 اتوبوس در اتوبان تهران قم منتشر شده است ؛ محافل مختلف ،اين خبر را در صدر اخبار خود قرار داده اند

اين بسيار خوب است و بايد توجه به اين مسائل بيشتر شود تا چنين رويدادهايي در كشور ما رخ ندهد

اما نكته اينجاست كه مگر فقط اين بزرگواران انسان هستند ؛ مگر هر روز خبر كشته شدن دهها نفر از مردم مظلوم فلسطين، افغانستان، پاكستان ، يمن، بحرين ، سوريه و ... به ما نمي رسد و ما بي تفاوت فقط گوش نمي كنيم!!!

صدا و سيما مي ترسد تا تصاوير جنايات واقعي مزدوران وهابي را در سوريه نشان دهد ، كه ما خوابمان به هم نريزد و يا آسودگيمان بر هم نخورد و ...

حال كافي است جستجويي در اينترنت داشته باشيم تا وضع اسف بار مردم ، خصوصا كودكان مظلوم سوري را مشاهده كنيم

به اين تصوير دقت نماييد

كودكي كه دست و پاي او را بسته اند و جلوي روي او سر پدر و مادرش را از تن جدا مي كنند


و اين تصوير كه نيازي به توضيح ندارد

ببخشيد كه آسايشتان را ، شايد كمي به هم ريختم







دانلود فایل با لینک مستقیم

نظمي شگفت

 زماني كه حضرت علي عليه السلام توسط ابن ملجم ملعون ضربت خورد در آخرين وصاياي خود مي آورند:

أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُم‏

شما دو تن (حسن و حسين) و همه فرزندانم و كسانم و آن را كه نامه من به آنان مي رسد، سفارش مى‏كنم به ترس از خدا و نظم در كارها...

منبع : نهج البلاغه نامه  47

يكي از مواردي كه دين مبين اسلام به آن سفارش موكد دارد نظم است . ما بايد اهل نظم و انظباط باشيم

داستانك:

يكي از بزرگان از قول حاج احمد آقا خميني ، براي من تعريف كرد كه:

روزي ديدم امام با قاشق ، غذا را جابه جا مي كنند و از جلوي ظرف به عقب ظرف و از عقب ظرف به جلوي ظرف مي ريزند .

از ايشان دليل اين كار را سوال كردم ، فرمودند:

پزشك به من گفته بايد قرص را وسط غذا بخوري و من دارم  وسط غذا را مشخص مي كنم تا دقيقا قرص را وسط غذا بخورم ، نه زودتر و نه ديرتر 








دانلود فایل با لینک مستقیم                                                  

آيا ما برادر شيطانيم ؟

إِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطينِ ...  [الإسراء :  27 ]

اسرافكاران، برادران شياطينند؛ ...

به راستي چرا ما ايرانيان كه ادعاي مذهبي بودن داريم ، اينقدر اهل اسرافيم

مثلا :

چرا مصرف آب ، در كشور ما ، 2 برابر ميانگين جهاني است ؟!

چرا مصرف برق  ، در كشور ما ، 3 برابر ميانگين جهاني است ؟!

چرا مصرف گاز ، در كشور ما ، 3 برابر ميانگين جهاني است ؟!

چرا استفاده از تلفن ، در كشور ما ، 4 برابر ميانگين جهاني است ؟!

چرا مصرف بنزين ، در كشور ما ، 6 برابر ميانگين جهاني است ؟!

چرا مصرف نان ، در كشور ما ، 6 برابر ميانگين جهاني است ؟!        [منبع و اينفوگرافيك اين آمار اينجا ]

داستانك 1:

روزي خواستم عينك امام را به ايشان بدهم، دیدم مقداری گرد و غبار روی شیشه های آن نشسته است. یک برگ دستمال کاغذی برداشتم و عینک را تمیز کردم و به امام دادم. ایشان عینک را به چشم زدند .

 بی توجه، قصد داشتم آن دستمال را مچاله کرده و دور بیاندازم که امام گفتند: «آقای انصاری! اگر شما برای آن دستمال، مورد مصرف ندارید، به من بدهید. این دستمال هنوز جای مصرف دارد»

منبع : زندگي به سبك روح الله صفحه 30

داستانك 2 :

یک بار که خدمت امام بودیم، از من خواستند پاکت دارویشان را به ایشان بدهم.داخل پاکت دارویی بود که باید به پایشان می مالیدند.شاید کسی باور نکند، بعد از مصرف دارو، امام یک دستمال کاغذی را به چهار تکه تقسیم کردند و با یک قسمت از آن چربی پایشان را پاک کردند و سه قسمت دیگر را داخل پاکت گذاشتند تا برای دفعات بعد بتوانند از آن استفاده کنند.

راوي: خانم فريده مصطفوي (دختر امام ) منبع: نشريه امتداد - صفحه: 40

 






,                                                 

نمازي بسيار بسيار با فضيلت و آسان

(به بهانه يكشنبه ذي القعده)

در روز يكشنبه ماه ذي القعده نمازى با فضيلت بسيار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده كه خلاصه اش  آن است كه هر كه آن را بجا آورد

 توبه‏ اش مقبول

گناهش آمرزيده شود

 طلبكاران او در روز قيامت از او راضى شوند

 با ايمان بميرد

 دينش گرفته نشود

قبرش گشاده و نورانى گردد

 والدينش از او راضى گردند

 مغفرت شامل حال والدين او و ذريه او گردد

 توسعه رزق پيدا كند

 ملك الموت با او در وقت مردن مدارا كند

به آسانى جان او بيرون شود

و كيفيت آن چنان است كه در روز يكشنبه غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز گزارد ( 2 نماز دو ركعتي)در هر ركعت حمد يك مرتبه ، و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سه مرتبه، و معوذتين (سوره ي فلق و ناس)يك مرتبه، و بعد از اتمام چهار ركعت هفتاد مرتبه استغفار كند (بگويد استغفروا الله)  و بعد يك مرتبه بگويد  لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ  و بعد از آن بگويد يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ

منبع : مفاتيح الجنان ، اعمال ماه ذي القعده







دانلود فایل با لینک مستقیم       

فضيلت زيارت حضرت معصومه

(به بهانه سالروز ولادت کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها )

وَ رُوِيَ عَنْ ... أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام ... فَقَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ  حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ قَالَ الرَّاوِي وَ كَانَ هَذَا الْكَلَامُ مِنْهُ قَبْلَ أَنْ يُولَدَ الْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَام‏

 امام صادق عليه السلام فرمودند:

 "خدا را حرمى است كه مكه است، و رسول خدا را حرمي كه مدينه است و امير المؤمنين را حرمى كه كوفه است، و ما را هم حرمى كه شهر قم است، و به زودي در آن زنى از فرزندانم به خاك رود به نام فاطمه و هر كه ‏او  را زيارت كند بهشت بر او واجب شود"

 راوى گفت: اين سخن امام پيش از اين بود كه امام كاظم عليه السّلام زائيده شود

 منبع : بحار الأنوار - جلد ‏57  - صفحه 216  


عَن سَعدِ بنِ سَعدٍ قَالَ سَأَلتُ أَبَا الحَسَنِ الرِّضَا (عليه السلام) عَن زِيارَةِ فَاطِمَةَ بِنتِ مُوسَى بنِ جَعفَرٍ(عليهم السلام) بِقُمَّ فَقَالَ (عليه السلام): «مَن زَارَهَا الجَنَّة »

از امام رضا عليه السلام درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه سوال شد . حضرت فرمود: «هرکس او را زيارت کند بهشت بر او واجب مى گردد»

وسائل الشيعة، جلد 14، باب 94، صفحه  576


عَنِ ابْنِ الرِّضَا عليهماالسلام قَالَ: مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ.

امام جواد (عليه السلام) مى فرمايند: «کسى که آرامگاه عمّه ام را در قم زيارت کند پاداش او بهشت است»

منبع: وسائل الشيعة، جلد 14، باب 94، صفحه  576

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 






دانلود فایل با لینک مستقیم

نصيحت به فرزند 3 " بعضي از كارها ، عامل اتهام"

قال الصادق عليه السلام:  يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ ... قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ ...

3. وَ مَنْ يَدْخُلْ مَدَاخِلَ السَّوْءِ يُتَّهَمْ

امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد...پدرم فرمود : اي پسركم ....

3. و هر كس داخل در جاي بدي شود ، متهم خواهد شد

منبع:بحار الأنوار   جلد 75   صفحه 261   

اين فراز از روايت اين جمله را مي رساند كه " خود را در معرض تهمت قرار ندهيم "

به عنوان مثال:

مردي گردنبند زرد رنگ به گردن مي اندازد ؛ همه فكر مي كنند طلاست(در حالي كه طلانيست )

شخصي به خانمي در خيابان چشمك ميزند ؛ مردم فكر بد مي كنند ( حال آنكه آن خانم،همسرش بوده)

با نامحرم در جاي خلوتي قرار مي گيرد ، مردم او را متهم ميكنند

داستانك :

پيامبر اكرم در حال اعتكاف بود . زني آمد و مدتي با ايشان صحبت كرد و بعد برخاست و رفت .

در اين هنگام دو نفر از اصحاب از كنار پيامبر عبور كردند و به آن حضرت سلام نمودند .

فوراً پیامبر خدا فرمود:اين زن صفيه ،همسرم بود

آن دو عرض كردند اي رسول خدا ما به شما شك نداشتيم

 پیامبر فرمود: شیطان ( مانند خون) در مجاری خون بنی آدم جاری می شود ترسیدم شری را در دل شما بیفکند.

 فَقَالَ:إِنَّ الشَّیْطَانَ یَجْرِی مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّمِ، وَإِنِّی خَشِیتُ أَنْ یُقْذَفَ فِی قُلُوبِکُمَا شَیْئًا أَوْ قَالَ:شَرًّا

منبع:محجه البيضاء؛ جلد 5 ؛ صفحه 67

خاطره :

در دبيرستاني نماز مي خواندم ؛ خواستم در بين نماز، براي آموزش وضو ؛ با يك ليوان آب ،وضو بگيرم.

شروع كردم به وضو گرفتن ، "صورت و دست و سر و پاي راست" ؛ اما پاي چپ را نكشيدم و وضو را تمام كردم .

بعد از نماز دوم يكي از دانش آموزان آمد و سوال كرد : چرا مسح پاي چپ را نكشيديد

گفتم : اگر مي كشيدم ممكن بود بعضي با خود بگويند وضوي امام جماعت باطل شده، دارد وسط نماز وضو مي گيرد


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد






دانلود فایل با لینک مستقیم

نصيحت به فرزند 2 " زبان، عامل پشيماني"

قال الصادق عليه السلام:  يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ ... قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ

2.وَ مَنْ لَا يُقَيِّدْ أَلْفَاظَهُ يَنْدَمْ

امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد...پدرم فرمود : اي پسركم...

2. هر كس زبانش را رها كند ، پشيمان ميشود

منبع:بحار الأنوار   جلد 75   صفحه 261   

چه بسيار اوقاتي كه ما بعد از صحبت كردن پشيمان شده ايم؛ آنجا بود كه با خود گفتيم :چه خوب بود اين حرف را نمي زدم

داستانك:

شخصي خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و عرضه داشت: مرا نصيحت كنيد،

 حضرت فرمود: اِحْفَظِ لِسَانَك  زبانت را نگه‏دار،

دوباره گفت: كه نصيحتم كنيد، فرمود: زبانت را نگه دار،

باز گفت: مرا نصيحت كنيد،

فرمود: واى بر تو، مگر چيزى جز زبان، انسان را به رو در آتش خواهد افكند

منبع:تحف العقول صفحه :94

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد






دانلود فایل با لینک مستقیم

نصيحت به فرزند 1 " دوست بد ، عامل انحراف"

قال الصادق عليه السلام:  يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ ... قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ

1. مَنْ يَصْحَبْ صَاحِبَ السَّوْءِ لَا يَسْلَمْ

امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد...پدرم فرمود : اي پسركم

1. هر كس با شخص بدي همنشين شود ؛ سالم نمي ماند

منبع:بحار الأنوار   جلد 75   صفحه 261   

 

داستانك:

در عصر پیامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در میان مشركان، دو نفر با هم دوست بودند، نام این دو نفر، عقبه و ابى بود. بعد از جرياناتي عقبه، به یكتائى خدا و رسالت پیامبر(صلي الله عليه و آله) گواهى داد و به این ترتیب قبول اسلام كرد.

این خبر به گوش دوست عقبه یعنى «ابى» رسید، او نزد عقبه آمد و به وى اعتراض شدید كرد و حتى گفت: "تو از جاده حق منحرف شده اى"

و نيزگفت : "من از تو خشنود نمى شوم مگر اینكه در برابر محمد(صلي الله عليه و آله) بایستى و او را توهین كنى و... "

عقبه فریب دوست ناباب خود را خورد، و از اسلام خارج شد و مرتد گردید و در جنگ بدر در صف كافران شركت نمود و در همان جنگ به هلاكت رسید.

دوست ناباب او «ابى» نیز در سال بعد در جنگ احد در صف كافران بود و بدست رزم آوران اسلام كشته شد.

تا توانى میگریز از یار بد 

یار بد، بدتر بود از مار بد

مار بد، تنها تو را بر جان زند 

یار بد بر جان و بر ایمان زند

منبع:داستان دوستان (اثر حجه الاسلام محمدي اشتهاردي) با اندكي تلخيص

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد






دانلود فایل با لینک مستقیم

2 خاطره از شهيد رجايي

(به بهانه 8 شهريور ، سالروز شهادت شهيد رجايي و باهنر)

داستانك 1:

یک‏بار در حین پرسش و پاسخ مسؤولان، با شنیدن اذان ظهر، خطاب به حضار و جمع گفت: اگر خبر داده باشند برای مدت بیست دقیقه ضرورت دارد ارتباط تلفنی با مرکزی برقرار کنم، آیا اجازه هست که همین جا صحبت را متوقف و ادامه آن را به بعد از تلفن موکول کنیم؟ حاضران که از پیشنهاد غیرمنتظره شهید رجایی غافل گیر و شگفت‏زده شده بودند، گفتند: اختیار دارید. بله قربان!

 او گفت: هم‏اکنون دستگاه بی‏سیم الاهی (اذان) خبر از انجام فریضه ظهر داده است. ما فعلاً وظیفه داریم با اقامه نماز، این ارتباط را برقرار کنیم.

 سپس بدون تکلف، لحظه‏ای بعد در برابرنگاه ناباورانه حضّار، با جمعی به نماز ایستاد و این تکلیف الاهی را سروقت انجام داد.

داستانك 2:

پیش از انقلاب، یک‏بار او را دیدم که برای خرید میوه، از خیابان ایران به میدان ژاله (شهدا) می‏رفت.

گفتم: برای خریده میوه چرا این همه راه می‏روی؟ گفت: آن‏جا دوستی دارم که دکّه‏دار و میوه‏فروش است.

همراهش تا همان‏جا رفتم و دیدم این بزرگوار بعداز خوش و بش کردن با میوه‏فروش، دور ازچشم او، میوه‏های له شده و معیوب را در پاکت می‏ریزد.

 تعجب کردم و برای کمک به او، چند میوه خوب و سالم را در پاکتش ریختم، امّا ایشان بی‏آن‏که میوه فروش متوجه شود، آن‏ها را از پاکت در آورد و به جای آن‏ها، میوه‏های معیوب را در پاکت ریخت! بعد از پرداخت وجه در بین راه پرسیدم: قصه چه بود؟ اول چیزی نخواست بگوید، اما در برابر اصرارم گفت: این مرد دو پسر داشت. یکی در جریان مبارزه شهید شد و دیگری اکنون در زندان به سر می‏برد. ما و برخی از دوستان در طول هفته، بی‏آن که او بداند، به قصد کمک به این پدر تنها و دلسوخته، از ایشان به این شکلی که دیدی میوه می‏خریم






       

احكام نماز جماعت

كسي كه در نماز جماعت يك ركعت دير اقتدا كرده است بايد در  ركعت دوم او كه ركعت سوم امام جماعت است؛ به نكاتي دقت كند

1.عموم مردم مي گويند اگر در اين شرايط حمد را به تنهايي بخوانيم كافي است ؛ در صورتي كه اينگونه نيست و بايد حمد و سوره را بخواند .

حال اگر حمد را خواند و امام جماعت به ركوع رفت ؛ اينجا اشكالي ندارد كه سوره را نخواند و بايد به تبعيت از امام جماعت به ركوع برود ؛ نه آنكه بعد از حمد فرصت خواندن سوره دارد ؛ اما ساكت مي ايستد تا امام جماعت به ركوع برود.

2.بايد حمد و سوره را بدون مستحبات بخواند (مثلا اعوذ بالله نگويد)و به سريع ترين صورت بخواند تا بتواند سوره را هم قرائت كند

3.بايد حمد و سوره را آرام بخواند . حتي در نمازهايي كه بلند خواندن حمد و سوره براي مردان واجب است







دانلود فایل با لینک مستقیم

خلاصه چهار كتاب آسماني « 4. قرآن»

قال اميرالمومنين عليه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ كُلِّ كِتَابٍ كَلِمَةً . . . وَ مِنَ الْفُرْقَانِ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه

تورات و انجيل و زبور و قرآن را خواندم و از هر يك كلمه‏اى انتخاب كردم:

 4.از قرآن اين جمله را انتخاب كردم : "هر كس به خدا توكل كند ، خدا او را كفايت مي كند"

منبع: تحرير المواعظ العددية، صقحه: 342

داستانك:

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین‌شاه طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود و بسیار بسیار انسان فقیری بود. شبی از شدت تهی دستی و گرفتاری به این فکر میوفتد که بالاخره چه باید کرد؟ آیا به مراجع تقلید وقت روی آورم؟ یا نامه‌ای به شاه نوشته و از او کمک بخواهم؟ یا ...

سرانجام شب را تا نزدیک سپیده در فکر سپری میکند و به این نتیجه میرسد که نباید به انسانها مراجعه کنم و تنها راه این است که نامه‌ای به خدا بنویسم و خواسته های خود را بصورت کتبی از او بخواهم.

به همین جهت خالصانه و در اوج اعتماد و امید به خدا، نامه‌ای به درگاه خدای متعال نوشت که نامه او در موزه گلستان تهران تحت عنوان "نامه‌ای به خدا" نگهداری میشود.

مضمون نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت جناب خدا!

سلام علیکم

اینجانب بنده شما هستم. از آنجا که شما در قرآن فرموده اید:

"و ما من دابه فی الارض الا علي الله رزقها" هیچ موجود زنده‌ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده من است

من هم جنبنده ای هستم از جنبندگان شما در روی زمین. و در جای دیگر قرآن فرموده‌اید:

"ان الله لا یخلف المیعاد"  مسلما خدا خلف وعده نمیکند

بنابراین اینجانب به چیزهای زیر نیاز دارم:

1- خانه‌ای وسیع

2- همسری زیبا و متدین

3- یک خادم

4- یک کالسکه و سورچی

5- یک باغ

6- مقداری پول برای تجارت

لطفا پس از هماهنگی به من اطلاع دهید.

مدرسه مروی - حجره شماره 16 - نظرعلی طالقانی

 نظر علی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر میکند که نامه را کجا بگذارم؟ میگوید مسجد خانه خداست. پس به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) میرود و نامه را در سوراخی در دیوار مسجد قایم می‌کند

فردای آن روز، ناصرالدین شاه با درباری‌ها میخواستند به شکار بروند. کاروان او از جلوی مسجد میگذشت. ناگهان به اذن خداوند، باد تندی شروع به وزیدن میکند و نامه نظرعلی را روی پای ناصر الدین‌شاه می‌اندازد. ناصرالدین شاه نامه را میخواند و شکار را کنسل کرده دستور میدهد کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه مروی می‌فرستد و نظرعلی را به کاخ فرا‌می‌خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند، دستور میدهد همه وزرایش جمع شوند و می‌گوید: "نامه‌ای را برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند. پس ما هم باید انجامش دهیم" و دستور میدهد همه خواسته‌های نظرعلی یک به یک اجرا شود.


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد









دانلود فایل با لینک مستقیم

خلاصه چهار كتاب آسماني « 3. زبور»

قال اميرالمومنين عليه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ كُلِّ كِتَابٍ كَلِمَةً . . . وَ مِنَ الزَّبُورِ مَنْ تَرَكَ الشَّهَوَاتِ سَلِمَ من الْآفَاتِ...

تورات و انجيل و زبور و قرآن را خواندم و از هر يك كلمه‏اى انتخاب كردم:

 3.از زبور اين جمله را انتخاب كردم : "هر كس از شهوات دوري كند ، از آفات سالم مي ماند"

منبع: تحرير المواعظ العددية، صقحه: 342

در روايتي در جلد ‏71  بحار الأنوار  صفحه  185 آمده است  فَإِنَّ شَهَوَاتِ الْخَلْقِ مُخْتَلِفَة . شهوات انواع دارد

بعضي شهوت خواب دارند ؛ و هر چه بخوابند ، باز هم تمايل به خواب دارند

بعضي شهوت مال دارند؛ هر چه پول به دست مي آورند ،طمعشان بيشتر مي شود

بعضي شهوت رياست دارند؛ براي به  دست آوردن مقام ، از هر طريقي وارد مي شوند

بعضي شهوت زيبايي دارند؛ هر چند ماه يكبار  جايي از صورتش را عمل مي كند

بعضي شهوت جنسي دارند؛ واز هر راهي براي تخليه شهوت  استفاده مي كنند

بعضي شهوت تنوع طلبي دارند ؛ بايد وسايلشان را زود زود عوض كنند

مانند:

تنوع طلبي در تلفن همراه ؛ كه هر  ماه گوشي اش را عوض مي كند

تنوع طلبي در ماشين ؛ بايد تند تند ماشين عوض كند

تنوع طلبي در همسر؛بعد از چند ماه كه با اين يكي بود ؛ دلش را ميزند و سراغ ديگري مي رود

تنوع طلبي در لباس؛ براي هر مهماني يك مدل جديد لباس تهيه مي كند.

تنوع طلبي در دكوراسيون منزل؛ بايد مبل و پرده و ... را هر سال عوض كند

تنوع طلبي در دكوراسيون اداره ؛ (از آنجا كه پول ،مال خودش نيست )، رنگ و سنگ فرش و قاب وميز و ... اداره بايد چند ماه يكبار عوض شود

و ...


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد






دانلود فایل با لینک مستقیم

خلاصه چهار كتاب آسماني « 2. انجيل»

قال اميرالمومنين عليه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ كُلِّ كِتَابٍ كَلِمَةً . . . وَ مِنَ الْإِنْجِيلِ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ...

تورات و انجيل و زبور و قرآن را خواندم و از هر يك كلمه‏اى انتخاب كردم:

 2.از انجيل اين جمله را انتخاب كردم : "هر كس قناعت داشته باشد زندگي راحتي دارد"

منبع: تحرير المواعظ العددية، صقحه: 342

داستانك 1 :

روزی (شبلی) به مسجد رفت تا نماز بخواند ، در آن مسجد کودکان مشغول کتابت بودند . وقت نان خوردن آنها بود و با هم نان میخور دند .

دو کودک ، نزدیک شبلی نشسته بودند ، یکی پسر ثروتمندی بود و دیگری فرزند فقیری .

پسر ثروتمند مقداری حلوا داشت و پسر فقیر ، مقداری نان خشک ، پسر ثروتمند حلوا می خورد و پسر فقیر از او حلوا می خواست .

پسر ثروتمند به پسر فقیر گفت: اگر حلوا می خواهی باید سگ من باشی . و او قبول کرد .!

پسر ثروتمند گفت : پس صدای سگ در آور ! آن بیچاره ، صدای سگ در آورد و او مقداری حلوا پیش پسر فقیر انداخت . و این کار چند بار تکرار شد ..

شبلی به آنها نگاه میکرد و می گریست ! مریدان از او پرسیدند : برای چه گریانی ؟

گفت: نگاه کنید که طمع چه بر سر مردم می آورد ، اگر آن پسر فقیر به همان نان خشک قناعت می کرد و به حلوای آن پسر طمع نمی ورزید ، هرگز سگ فردی همانند خود نمی شد

داستانك 2:

ابو وائل گفت: من با دوستم به زيارت سلمان رفتيم و سلمان نان جو و نمك برايمان آورد.

دوست من گفت: اگر در اين نمك سعتر هم بود بهتر بود. سلمان از نزد ما رفت و آفتابه اش را به رهن گذاشت و مقداري سعتر گرفت و آورد.

وقتي غذايمان را خورديم دوست من گفت: شكر خداوند كه ما را قناعت بخشيد (و با قناعت غذا خورديم) سلمان گفت: اگر به روزي خود قانع بوديد آفتابه من به رهن نمي رفت


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد






دانلود فایل با لینک مستقیم

خلاصه چهار كتاب آسماني « 1. تورات »

قال اميرالمومنين عليه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ كُلِّ كِتَابٍ كَلِمَةً مِنَ التَّوْرَاةِ مَنْ صَمَتَ نَجَا . . .

تورات و انجيل و زبور و قرآن را خواندم و از هر يك كلمه‏اى انتخاب كردم:

 1.از تورات اين جمله را انتخاب كردم : "هر كه سكوت اختيار كند نجات يابد"

منبع: تحرير المواعظ العددية، صقحه: 342

داستانك:

آيت الله سيد محمد حسيني همداني صاحب تفسير «انوار درخشان» مي فرمود:

در مدرسه قوام حجره داشتم، مطلع شدم مرحوم آقاي قاضي تبريزي در گوشه تنگ مدرسه حجره کوچکي اختيار کرده است

روزي تصادفاً به نکته اي برخوردم که بسيار توجه مرا جلب کرد و آن هم اين بود که داخل دهان مرحوم قاضي کبود رنگ بود، از استاد پرسيدم علت چيست؟ ايشان مدتها پاسخم نداد بعدها که خيلي اصرار کردم و عرض کردم که به جهت تعليم مي پرسم و قصد ديگري ندارم،باز به من چيزي نفرمود تا اينکه روزي در جلسه خلوتي فرمودند:

 آقا سيد محمد! براي طي مسير طولاني سير وسلوک، سختي هاي فراواني را بايد تحمل کرد و از مطالب زيادي نيز بايد گذشت؛آقا سيد محمد! من در آغاز اين راه در دوران جواني براي اينکه جلوي افسار گسيختگي زبانم را بگيرم و توانائي بازداري آن را داشته باشم 26 سال ريگ در دهان گذارده بودم که از صحبت و سخن فرسايي خودداري کنم، اينها اثرات آن دوران است!

منبع :كتاب چشمه توحيد صفحه 219

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد







دانلود فایل با لینک مستقیم