خاطراتي از اسوه اخلاق

(به بهانه 23 ربيع الاول ؛ سالروز ارتحال اسوه اخلاق ، حضرت آيت الله ميرزا جواد آقاي تهراني)

حضرت آيت الله ميرزا جواد آقاي تهرابي ،ويژگيهاي منحصر به فردي داشتند كه بسيار است

يكي از اين ويژگيهاي ايشان زهد و دوري از شهرت بود

داستانك 1:

در يكي از چاپهاي كتاب آيين زندگي، كسي كه آن را چاپ كرده بود ، روي جلد كتاب نام ايشان را آيت الله تهراني نوشته بود.

موقعي كه يك نسخه از اين كتاب به دست ايشان رسيد، با ديدن لفظ آيت الله ناراحت شدند؛ به من گفتند: هرجا كتاب مرا ديدي ، روي آيت الله خط بكش...

داستانك2:

هنگامي كه ايشان جبهه رفته بودند، يك روز براي تهيه فيلم و خبر آمده و شروع كرده بودند به فيلمبرداري از جاهاي مختلف تا رسيده بودند به مرحوم ميرزا جواد آقا تهراني.

شناخته بودند كه ايشان چه شخصيتي است و مي‌خواستند بهتر و بيشتر فيلمبرداري كنند، ولي تا دوربين فيلمبرداري به ايشان مي‌رسد، ايشان عمامه را از سر برمي‌دارند تا شناخته نشوند، كه موجب شهرت و آوازه ايشان شود.

 بعد از فوت ايشان، نامه‌اي در يادداشت‌هاي شخصي شان پيدا شد كه از ايشان خواسته بودند تا در برنامه‌اي به معرفي خود تحت عنوان يكي از شخصيت‌هاي اسلامي اين مرز و بوم بپردازند.

ايشان در زير جملاتي كه از ايشان به عنوان شخصيت اسلامي در نامه ياد شده بود، با خودكار قرمز خطي كشيده بودند و در حاشيه آن دو جمله نوشته بودند يكي:

 "رب شهرة لا اصل لها؛ اي بسا شهرتي كه هيچ اصل و اساسي نداشته باشد. "

و حديث شريفي بدين مضمون آمده بود: "رحم الله امره عرف قدره و لم يتعد طوره؛ خداوند رحمت كند شخصي را كه قدر و اندازه خود را بشناسد و پايش را از گليمش دراز نكند. " [كتاب خاطراتي از آيينه اخلاق صفحه32 و 35]

جهت مطالعه 20 داستانك از آيت الله ميرزا جواد آقاي تهراني اينجا را كليك كنيد]

 








عفو و گذشت

(به بهانه 17 ربيع الاول ، روز ولادت پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آله)

وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ [ نور 22]

 بايد عفو كنند و چشم بپوشند آيا دوست نمى‏داريد خداوند شما را ببخشد؟!

انسان بايد ديگران را ببخشد

مگر ما ادعاي پيروي از پيامبر مكرم اسلام را نداريم ؛ مگر پيامبر را اذيت نمي كردند؛ مگر به پيامبر نگفتند:

تو مجنوني  :  وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ  [الدخان : 14]

تو ساحري دروغگويي : هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ [ص : 4 ]

تو شاعرِ مجنوني:  لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ [الصافات : 36]

تو پيامبر نيستي :  لَسْتَ مُرْسَلاً [الرعد : 43]

تو پيامبر نيستي چون غذا مي خوري:  ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ [الفرقان : 7 ]

تو پيامبر نيستي چون در بازار راه ميروي: وَ يَمْشي‏ فِي الْأَسْواقِ [الفرقان : 7]

گروهي اين قرآن را به تو املا كرده اند: اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى‏ عَلَيْهِ [الفرقان : 5]

تيمي به تو در اين قرآن كمك مي كنند : أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ [الفرقان : 4]

و . . .

با اينهمه توهين و اذيت هاي مختلف ؛ فتح مكه صورت گرفت : تمام اينها اسير پيامبرند . يكي از مسلمانان بالاي كوه مي رود و مي گويد : اليوم يوم الملحمه «امروز روز انتقام است »

پيامبر او را توبيخ مي كند و مي فرمايد: اليوم يوم المرحمه « امروز روز رحمت است »

پس چگونه است كه ما حتي برخي از نزديكانمان را هم نمي بخشيم








داستان ولادت پيامبر

(به بهانه 17 ربيع الاول ، روز ولادت پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آله)


امام صادق عليه السلام در روايتي كه خلاصه آن را مي آوريم مي فرمايند:

 در صبيحه ولادت آنجناب ، هربتي كه بر روي زمين بود، بررو در افتاده بود و ايوان كسري بلرزيد و چهارده كنگره از آن ساقط شد و درياچه ساوه ، آبش فرو رفت و در وادي (سماوه ) آب جاري شد و آتشكده فارس ‍ خاموش شد و حال آنكه هزار سال بود كه خاموش نشده بد و نوري در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و منتشر گرديد تا به مشرق عالم رسيد و سرير هرسلطاني از سلاطين دنيا در آن صبح سرنگون شده بود و در آن روز، هيچ سلطاني نتوانست تكلم كند و تمامي گنگ شده بودند و علم كهنه و سحر سحره باطل شد و هر كاهني كه بود ميان او و همزادش ‍ - كه خبرها به او مي گفت - جدائي افتاد و ابليس در آنوقت صيحه زد و ابالسه خود را جمع كرد ابالسه گفتند: اي سيد ما! چه ترا بفزع در آورده گفت : واي بر شما همانا حادثه عجيبي در زمين واقع شده كه از زمان رفع عيسي (ع ) تا بحال واقع نشده : برويد و بگرديد به بينيد چه واقع شده براي من خبر آريد. برفتند و برگشتند و گفتند: چيزي نيافتيم ابليس ‍ گفت : استعلام اين امر، كار من است ، پس فرو رفت در دنيا و جولاني كرد تا برحرم مكه رسيد: ديد كه اطراف حرم را ملائكه فرو گرفته اند، خواست داخل حرم شود، او را صيحه زدند، برگشت و از طرف كوه (حرا) داخل شد جبرئيل او را صيحه زد كه بر گرد، لعنت خدا بر تو باد گفت : اي جبرئيل ! از تو سئوالي دارم ، بگو كه امشب چه حادثه رو كرده .

فرمود: ولادت محمد صلي الله عليه وآله واقع شده گفت از براي من در او نصيبي هست ؟ فرمود: نه گفت : در امت او، من بهره دارم فرمود: بلي گفت : راضي شدم .[ بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏15، ص: 259]

نكته:

يكي از بهترين اعمال روز ولادت پيامبر اكرم "روزه" گرفتن است  و از براي آن ، فضيلت بسيار است و روايت شده كه هر كه اين روز را روزه بدارد، ثواب روزه يكسال براي او، نوشته شود، و روزه ي اين روز، يكي از چهار روز است كه در تمام سال به فضيلت روزه ، ممتاز است .

 متن عربي روايت در ادامه منبرك

ادامه نوشته

هشدار به شيعيان ! فرقه ي "وهابيت شيعه" در حال شكل گيريست

برخي از انسانها گل به خودي مي زنند

بعضي از كارهاي ما نه تنها دل حضرت زهرا سلام الله عليها را شاد نمي كند بلكه دل اين بانو ، از برخي از اعمال ما خون است

نمونه اين قبيل افراطي گريها ، از بعضي شبكه هاي ماهواره ايست .

 ما از شبكه هايي نظير من و تو ، كلمه ، فارسي وان، زمزمه و... آنقدر ضربه نمي خوريم كه از شبكه هاي زنجيره اي مدعي شيعه ؛ كه جز دامن زدن به اختلافات شيعه و سني كاري ندارند ؛ مي خوريم

یکی از اقدامات این جریانِ ماهواره اي مشکوک نامگذاری هفته برائت! در ربیع‌الاول سال پیش بود.يعني دقيقا در هفته وحدت؛ این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحة الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست گذاری شبکه جهانی امام حسین علیهالسلام در بیانیه ای اعلام داشت: روز نهم ربیع الاول طبق فرموده اهل‌بیت علیهم السلام روز غدیر ثانی نام‌گذاری شده است… از این رو بر خود لازم میدانیم که از روز نهم لغایت ۱۵ ربیع الاول را به عنوان هفته برائت نام‌گذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

يكي ديگر از اقدامات اين گروه مشكوك اقدامات یاسر الحبیب طلبه خوش‌پوش است که در حسینیه‌ای در لندن منبر می رود و ادعا دارد که سینه‌چاک شیعیان و دشمن درجه یک وهابیت است. «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» یکی از شبکه‌های زنجيره اي تحت حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی یعنی شبکه فدک را مدیریت مي كند

رمضان المبارک ۱۴۳۱ قمری اين شیخ مقیم در انگلیس در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم (ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد.

سایت وی نیز با افتخار تمام در این‌باره گزارش می‌دهد: «لازم به ذکر است که شبکه ماهواره‌ای فدک این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود. ضمن این‌که در بالای صفحه این شبکه نیز شعار « الله اکبر … عایشه فی النّار» برای اولین بار در تاریخ شبکه‌های تلویزیونی قرار داده شد! و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از هلاکت رأس الکفر عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید.»

«شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش نشان داد:

" بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به أم المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است ".

وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: " سخنان یاسر الحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند ... مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل سنّتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجّه شده اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته اند."








چه كساني از مراسم 9 ربيع سود مي برند؟ شيعه يا وهابي


اين صحبت به بهانه مراسم 9 ربيع در مسجد گفته شد

به علت پراكندگي صحبت آن طور كه بايد نمي شود آن را مكتوب كرد

پيشنهاد مي شود گوش بفرماييد

انشاء الله خالي از لطف نيست









 

چگونگي سلام  به امام حسين از راه دور

(به بهانه اربعين سيد و سالار شهيدان )

 حنّان بن سدير، از پدرش در ضمن حديث طويل مى‏گويد:

حضرت ابو عبد اللَّه عليه السّلام فرمودند:

اى سدير، اين حق بر تو نيست كه قبر حسين عليه السّلام را در هر جمعه پنج مرتبه و در هر روز يك بار زيارت كنى عرض كردم: فدايت شوم بين ما و بين آن حضرت فرسخ‏هاى بسيار فاصله است.

حضرت فرمودند:

بر بام منزل برو سپس بطرف راست و جانب چپ خود توجه كن بعد سر به آسمان بلند كن، سپس سر را بطرف قبر امام حسين عليه السّلام برگردان و بعد بگو:

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏

هر گاه چنين نمودى ثواب يك زوره برايت منظور مى‏شود. زوره يعنى يك حج و يك عمره.

سدير مى‏گويد: بسى روزها بيش از بيست مرتبه حضرت را اين طور زيارت مى‏كردم.

[كامل الزيارات-ترجمه ذهنى تهرانى، صفحه : 869]








 

بي نمازها ، جواب امام حسين را چه مي دهند؟!

سید الشهداء (عليه السلام) در سخت ترین شرایط و در حین جنگ، نماز را در اول وقت اقامه کرده و هیچ چیز نتوانست مانع نماز اول وقت ایشان شود، نفرمود اول جنگ و بعد نماز؛ او این درس را از پدر بزرگوارش على (عليه السلام) آموخت.

امام حسين (عليه السلام)  در ظهر عاشورا 2 ركعت نماز خواند كه اين دو ركعت نكات زيادي دارد

1.امام مي توانست در خيمه رود و نماز بخواند، اما نرفت

2. مي توانست فرادا نماز بخواند و نخواند

3. مي توانست نماز را به وقت ديگري موكول كند كه نكرد

4. چرا امام براي آب درخواست نكرد ، اما براي نماز درخواست توقف جنگ را داد

و صدها چراي ديگر

نماز ظهر عاشورا شايد 2 دقيقه بيشتر طول نكشيد و بيش از 34 بند بيشتر نداشت (7 آيه حمد و 5 آيه توحيد كه در2 ركعت مي شود 24 آيه + 2 ركوع و 4 سجده و 3 بند در تشهد و سلام آخر )

به گواهی تاریخ هنگام اقامه نماز در ظهر عاشورا كه 34 جمله بيشتر نداشت 30 تیر به سوی امام حسین (عليه السلام) پرتاب شد یعنی تقریباً در برابر هر کلمه اي یک تیر

اين يعني اقامه نماز؛  و ما،در زيارتنامه امام مى‏گوييم: «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاهَ» شهادت مى‏دهيم كه تو اقامه گر  نماز بودى.

حال آيا ما هم اهل اقامه ي نماز هستيم؟

كساني كه اهل نماز نيستند يا اهل اقامه ي آن ؛ جواب امام حسين(عليه السلام)  را چه مي دهند؟










 
                                                

دعوايي كه آيت الله مرعشي نجفي راه انداخت

(به بهانه 7 صفر ، سالروز ارتحال حضرت آيت الله مرعشي نجفي)

آیت الله مرعشی نجفی نقل می‌فرمود:

روزی در حال عبور از قیصریه نجف ، عده ای از اهل علم را دیدم که در محلی تجمع کرده اند. فکر کردم آنجا برنامه ای است . من هم رفتم جلو، دیدم کسی با چوب ایستاده و کتاب هایی را به حراج گذاشته است . (علما در آن زمان زیاد بودند، کسی که فوت می کرد بازماندگانش می آمدند آنجا کتاب ها را می فروختند.) یک مقدار که ایستادم دیدم بیشتر این ذخایر اسلامی و شیعی را شخصی به نام کاظم با پول زیادی می خرد. تقریباً اکثر آنها را می خرید. سؤال کردم این شخص کیست؟ گفتند: او نماینده ي کنسول انگلیس در بغداد است .

به فکر افتادم ما مسلمان و شیعه هستیم و اینها مسیحی و کافرند منظورشان از خریداری و جمع آوری کتاب ها چیست؟ شاید اغراضی پشت این قضیه باشد و آن از دو حال خارج نیست : یا قصد از بین بردن آنها را دارند و یا می خواهند منابع دست اول شیعی را که در اختیار برخی از علما بوده جمع آوری کنند تا ما به آنها دسترسی نداشته باشیم نظیر کتاب مدینة العلم شیخ صدوق که ایشان در حدیث نوشته و بسیار مفصل بوده . اگر این کتاب الان در دسترس ما بود شاید نیازی به دیگر کتب اربعه شیعه نبود ناسخ کتب اربعه شیعه می شد. ولی قریب 400__500 سال است که دیگر رد پایی از آن در دست نیست»

و بعد از آن شب‌ها بعد از درس و بحث در یک کارگاه برنج‌کوبی مشغول کار می‌شود و با کم کردن وعده‌های غذا و قبول روزه و نماز استیجاری، پول جمع کرده و به خرید و جمع‌آوری کتاب‌ها اقدام می‌کنند

ايشان حتی یک روز بر سر خرید یک نسخه ي خطی با کاظم دلال درگیر می شوند و به خاطر همین ، ایشان را یک شب در نجف به زندان می اندازند که با وساطت مراجع آن زمان آزاد می شوند.

اينك كتابخانه ي آيت الله مرعشي نجفي در قم ، جزء بزرگترين كتابخانه هاي خطي جهان است

در اول بسياري از كتب خطي دستخطي از آيت الله مرعشي نجفي به چشم مي خورد كه نوع خريد آن بيان شده است .

به عنوان مثال : « اين كتاب را از پول يكسال نماز قضا كه براي مرحوم .... خواندم خريدم»

و يا « اين كتاب را از پول يكسال روزه ي استيجاري براي مرحوم .... خريداري كردم»

و يا « اين كتاب را از پول حمالي در مغازه ...... خريدم »

مراجع بزرگ تقليد ،  اينگونه كتب مهم خطي شيعه را نگهباني و نگهداري كردند كه امروزه به آساني در دست ماست

روحشان گرامي

تشرفات آيت الله مرعشي نجفي به محضر امام زمان









 
                                                

علیکم بالمتون ، لا بالحواشی

(به بهانه  7 صفر سالروز شهادت امام حسن عليه السلام)

الامام الحسن عليه السلام  : أَضَرَّتِ النَّوَافِلُ بِالْفَرَائِضِ فَارْفُضُوهَا

امام حسن  عليه السلام: هر گاه مستحب به واجب زيان برساند، آن را ترك كن.

منبع:الحياة با ترجمه احمد آرام،جلد  1،صفحه : 553

توضیح : مانند برخی که        

*         صدقه مستحبی می دهند , خمس و زکات نمی دهند

*         کربلا و سوریه می روند , حج واجب را ترک می کنند

*         شب ها تا سحر سینه می زند, نماز صبح نمی خواند

*         سالها نماز صبح قضا دارد و نمی خواند , قضاي نماز غفيله مي خواند

امام در اين روايت مي فرمايند به اصل بپردازيد نه به فرع ؛ در اينجا بد نيست نگاهى به وضع جهان در اين روزها بيفكنيم تا ببينيم اين كشورهاي غربي به ظاهر متمدن ، چگونه با پرداخت به فرعيات به سمت سقوط مي روند و آيا راه نجاتى جز پناه بردن به اصل يعني راه خدا و رسول داريم؟

*         امروزه بازيها جدّى گرفته شده و جدّيها بازى.

*         ابزار تأمين پيشرفت كرده ولى امنيت عقب رفته است.

*         تجمّلات اصل و معنويات فرع

*         درآمدها بالاتر رفته، اخلاقيات پايين.

*         آسايش بيشتر، لبخند كمتر.

*         علم رشد كرده ولى عاطفه تنزل.

*         تحصيلات بالاتر، احساسات كمتر

*         خانه‏ ها بزرگتر، خانواده ‏ها كوچك‏تر.

*         در راهِ رفتن به كره ماه هستيم،اما از رفتن به خانه همسايه غافليم.

*         بر كميت افزوده ‏ايم، از كيفيت كاسته شده.










 
                                                

آيا حضرت ابالفضل همسر و فرزند هم داشت؟

(به بهانه ايام محرم)

همسر حضرت عباس: حضرت ابوالفضل العباس(عليه السلام)، با لبابه دختر عبيدالله بن عباس، پسر عموي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله، ازدواج نمود. لبابه، از بانوان بزرگ زمان خويش بود و در فضايي آكنده از نور و قرآن و مالامال از عطر روح نواز محبت به خاندان وحي، ديده به جهان گشوده و در سايه سار «قرآن و عترت» تربيت يافته بود.  (ابوعبدالله المصعب بن عبدالله بن المصعب الزبيري، نسب قريش، ج1، ص 79؛)

پس از شهادت حضرت عباس(عليه السلام) لبابه به عقد زيد بن الحسن(عليهما السلام) «فرزند امام مجتبي(عليه السلام)، » در آمد

تاريخ ازدواج: تاريخ ازدواج چندان مشخص نيست اما از سن فرزندان حضرت عباس(عليه السلام)، مي توان حدس زد كه ازدواج او بين سال هاي 40 تا 45 هجري صورت گرفته و اينكه سن او هنگام ازدواج بيست سال بوده است، (حسين عماد زاده، زندگاني قمر بني‌هاشم ، ص 26)

فرزندان حضرت: ثمره اين پيوند ، 5 فرزند به نام هاي عبيدالله، فضل، حسن، قاسم و يك دختر بود. (عبدالرزاق المقرم، العباس(ع)، ص 195) اما بين تاريخ نگاران در تعداد آنها اختلاف نظر وجود دارد.

نسل حضرت ابالفضل ، فقط از عبيدالله ادامه پيدا كرد و نسل بسيار پر بركتي شد

سن حضرت هنگام شهادت: حضرت ابوالفضل العباس در سال 26 ه.ق به دنيا آمد(بحارالانوار، ج 45، ص 39). ودر دهم محرم سال 61 هجري قمري به شهادت رسيدند لذا سن آن بزرگوار در روز عاشورا بايد 34 يا 35 سال باشد.








 

بي حجابان عاشق حسين ؛ نخوانند. خواهشاً

(به بهانه محرم حسيني)

بنده اول هشدار بدهم ؛ كساني كه بي حجابند و چند ليتر براي اهل بيت امام حسين گريه مي كنند و آقاياني كه لعن يزيد مي گويند و حجاب همسرانشان بد است ، نخوانند ؛ وگرنه آن دنيا به امام حسين چه جوابي مي دهند. حال هي بگويند: دلت پاك باشد

عصر عاشورا بود

حجاب از سر زنان و دختران حسيني ربوده شد

هنگامي كه فاطمه صغري (كه احتمالا همان رقيه است) بعد از شهادت پدر و سيلي خوردن از دست شمر و اصابت كعب ني به بازو  و پاره شدن گوش ؛ عمه اش زينب را مي بيند ؛ از هيچكدام از اينها شكايت نمي كند.

شكايت فاطمه صغري به عمه اش اين است كه مي گويد  :

" يا عمتاه هل من خرقة أستر بها رأسي عن أعين النظار "

اي عمه جان آيا پارچه اي هست كه سر خود را از نامحرمان بپوشانم

 [منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 61 ؛ بقية الباب 37 سائر ما جرى عليه بعد بيعة الناس ليزيد بن معاوية إلى شهادته صلوات الله عليه‏]

 و حضرت زينب سلام الله عليها در اولين جمله خطبه ي آتشين خود به يزيد مي فرمايد:

أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ- تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ- وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَايَا- قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ...

اى پسر آزادشدگان! آيا از عدالت تو است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاى دهى و دختران پيامبر اسلام را به اسيرى ببرى و سوق دهى؟ تو چادرهاى ايشان را برداشتى، صورتهاى آنان را باز نمودى‏

[منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 134  ؛ باب 39 الوقائع المتأخرة عن قتله صلوات الله عليه إلى رجوع أهل البيت ع إلى المدينة ...]

برادرم ! باور كن حتي يزيد به حجاب زنانش حساس بود ...









 

هديه اي كوچك اما بزرگ

(به بهانه هفته ي امر به معروف و نهي از منكر)

يكي از مهمترين نكات در امر به معروف و نهي از منكر ؛ محبت ؛ خصوصا هديه دادن است

چه ايرادي دارد مغازه دار به خاطر حجاب ؛ تخفيف بيشتري دهد

و يا ما به كودكاني كه حجاب دارند ، كتابي هديه دهيم و...

داستانك:

در زمان طاغوت دوستى در قم داشتم كه مى‏گفت: وقتى مى‏خواهم به مسافرت بروم، مقدارى سوهان‏ و شيرينى مى‏خرم و همين كه وارد اتوبوس شدم به راننده‏ و شاگرد راننده تعارف مى‏كنم.

در بين راه يا موسيقى روشن نمى‏كند و يا اگر روشن كرد با تذكّر من خاموش مى‏كند.

منبع:خاطرات حجت الاسلام قرائتى،جلد 2،صفحه: 25



 

3 رهنمود مهم از زبان آيت الله بهجت

( به بهانه آغاز ماه محرم )

حضرت آيت الله بهجت فرمودند:

شخصى از علماى اصفهان ، اهل معقول و منقول بود كه به مرحوم ميرزاى شيرازى اشكالاتى داشت ، لذا مطالبى نوشت نامه را علماى اصفهان امضا كردند و به نجف رفت تا نامه را به ميرزاى شيرازى بدهد. قبل از آن ، به خدمت مرحوم ملا فتح على سلطان آبادى رسيد و ايشان از مضمون نامه اى كه در جيب آن عالم اصفهانى بود، او را با خبر كرد. آن آقا تكان خورد و تعجب كرد و با اينكه خودش را خيلى بالا مى دانست تواضع به خرج داد، لذا به ملا فتح على گفت : به ما چيزى بفرماييد تا استفاده كنيم . فرمود: شما كه خود از علما و بزرگانيد. اصرار كرد.

مرحوم ملا فتح على فرمود: به سه چيز مداومت داشته باشيد:

1. نماز اول ماه

2. زيارت عاشورا در هر روز

3. هر شب دو ركعت نماز وحشت بخوانيد و به مؤ منين و مؤ مناتى كه كسى را ندارند و از دنيا رفته اند، هديه كنيد.

[منبع: كتاب نكته هاى ناب : 148]








 

برداشته شدن عذاب از قبرستان

( به بهانه نزديكي به ماه محرم)

در مفاتیح الجنان بعد از زیارت عاشورا شیخ عباس قمی رحمةالله علیه حکایتی را نقل می کند :

 مرحوم حاج محمد علی یزدی مرد فاضل و صالحی بود. ایشان در زمان حیات خود، حکایت آموزنده ای را این چنین نقل کرده است :

در دوران کودکی یکی از همسایگان ما دارای پسری بود که من با او دوست بودم. با هم بزرگ شدیم و هر کدام راه زندگی را پیش گرفتیم. او شغل خوب و مورد تأییدی نداشت و در مجموع، انسان خوب و درستی نشد . تا این که از دنیا رفت. مدتی پس از فوتش، شبی او را به خواب دیدم که دارای جایگاه خاصی بود و ظاهر خوب و آراسته ای داشت. از او پرسیدم: من تو را در دنیا می شناختم؛ تو کار خیری انجام نداده بودی که حال چنین جایگاهی به تو داده اند. او گفت درست است؛ من در دنیا انسان خوبی نبودم و از همان شب فوتم تا شب قبل، گرفتار عذاب بودم و سختی زیادی کشیدم، اما از شب قبل چنین مقامی به من بخشیده اند.

در کمال تعجب از او پرسیدم: چه اتفاقی سبب این تغییر در وضعیت تو شد؟ او گفت: دیشب خانمی را به این قبرستان آورده، دفن کردند. او همسر استاد اشرف حداد(آهنگر) بود. هنگامی که او را به قبرستان آوذدند ، امام حسین علیه السلام به دیدارش آمدند. پس از خاک سپاری،‌بار دیگر امام حسین علیه السلام به دیدار او آمدند. مرتبه سوم که امام علیه السلام تشریف فرما شدند،‌دستور دادند تا عذاب از همه مردگان قبرستان برداشته شود. سپس از خواب بیدار شدم. فردا صبح زود به بازار آهنگران رفته، استاد اشرف حداد را یافتم.

از او پرسیدم:‌آیا همسر شما به رحمت خدا رفته؟

با تعجب گفت: این چه سوالی است؟!

 از او پرسیدم : آیا همسرت به کربلا مشرف شده بود یا روضه خوان حضرت بود یا در منزل خود مجلس عزا برپا می کرد؟

 استاد اشرف دلیل سؤالاتم را پرسید و من به او گفتم که چه خوابی دیده ام ؛ سپس استاد برایم توضیح داد که همسر من هیچ یک از اعمالی را که شما برشمردید،‌انجام نداده بود؛ تنها در خواندن زیارت عاشورا مداومت میکرد. و من دانستم که به برکت زیارت عاشورا، نه تنها امام حسین علیه السلام به دیدار او آمده و قطعا مقام و مرتبه ای رفیع در بهشت به او بخشیده، که به برکت وجود او ، گناه کاران را نیز مورد رحمت حق قرار داده است. 

[ منبع: مفاتيح الجنان؛ بعد از زيارت عاشورا و قبل از زيارت عاشوراي غير معروفه]

 








 

مباهله سند حقانيت اهل بيت عليهم السلام

( به بهانه 24 ذي الحجه سالروز مباهله )

فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ

                                           سوره آل‏ عمران: آيه 61

 

ترجمه:

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو:" بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

 

 

شان نزول:

گفته‏ اند كه اين آيه و آيات قبل از آن در باره هيات نجرانى مركب از عاقب و سيد و گروهى كه با آنها بودند نازل شده است، آنها خدمت پيامبر  رسيدند و عرض كردند: آيا هرگز ديده‏اى فرزندى بدون پدر متولد شود، در اين هنگام آيه" إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ ..." نازل شد و هنگامى كه پيامبر ص آنها را به مباهله  دعوت كرد. آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه، به‏ شخصيتهاى نجران، اسقف (روحانى بزرگشان) به آنها گفت:" شما فردا به محمد نگاه كنيد، اگر با فرزندان و خانواده‏اش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسيد، و اگر با يارانش آمد با او مباهله كنيد، زيرا چيزى در بساط ندارد، فردا كه شد پيامبر  آمد در حالى كه دست على بن ابى طالب  را گرفته بود و حسن و حسين در پيش روى او راه مى‏رفتند و فاطمه پشت سرش بود، نصارى نيز بيرون آمدند در حالى كه اسقف آنها پيشاپيششان بود هنگامى كه نگاه كرد، پيامبر با آن چند نفر آمدند، در باره آنها سؤال كرد به او گفتند: اين پسر عمو و داماد او و محبوب‏ترين خلق خدا نزد او است و اين دو پسر، فرزندان دختر او از على هستند و آن بانوى جوان دخترش فاطمه  است كه عزيزترين مردم نزد او، و نزديك‏ترين افراد به قلب او است ...

سيد به اسقف گفت:" براى مباهله قدم پيش گذار".

گفت: نه، من مردى را مى‏بينم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام مى‏كند و من مى‏ترسم راستگو باشد، و اگر راستگو باشد، به خدا يك سال بر ما نمى‏گذرد در حالى كه در تمام دنيا يك نصرانى كه آب بنوشد وجود نداشته باشد.

اسقف به پيامبر اسلام ص عرض كرد:" اى ابو القاسم! ما با تو مباهله نمى‏كنيم بلكه مصالحه مى‏كنيم، با ما مصالحه كن، پيامبر ص با آنها مصالحه كرد كه دو هزار حله (يك قواره پارچه خوب لباس) كه حد اقل قيمت هر حله‏اى چهل درهم باشد، و عاريت دادن سى دست زره، و سى شاخه نيزه، و سى رأس اسب، در صورتى كه در سرزمين يمن، توطئه‏اى براى مسلمانان رخ دهد، و پيامبر  ضامن اين عاريتها خواهد بود، تا آن را بازگرداند و عهد نامه‏اى در اين زمينه نوشته شد.

و در روايتى آمده است اسقف مسيحيان به آنها گفت:" من صورتهايى را مى‏بينم كه اگر از خداوند تقاضا كنند كوه‏ها را از جا بركند چنين خواهد كرد هرگز با آنها مباهله نكنيد كه هلاك خواهيد شد، و يك نصرانى تا روز قيامت بر صفحه زمين نخواهد ماند

منبع:تفسير نمونه؛ جلد ‏2،صفحه  580

 " قاضى نور الله شوشترى" در جلد سوم از كتاب نفيس" احقاق الحق" طبع جديد صفحه 46 چنين مى‏گويد:

" مفسران در اين مسئله اتفاق نظر دارند كه" ابناءنا" در آيه فوق اشاره به حسن و حسين  و" نساءنا" اشاره به فاطمه  و" انفسنا" اشاره به على  است.

سپس (در پاورقى كتاب مزبور) در حدود شصت نفر از" بزرگان اهل سنت" ذكر شده‏اند كه تصريح نموده‏اند آيه مباهله درباره اهل بيت  نازل شده است و نام آنها و مشخصات كتب آنها را از صفحه 46 تا 76 مشروحا آورده است

رمز ماندگاري مفاتيح الجنان

(به بهانه 23 ذي الحجه ، سالروز وفات صاحب مفاتيح؛ شيخ عباس قمي )

انسان گاهي با خود فكر مي كند كه چرا بين اين همه كتب " كتاب مفاتيح الجنان" اينقدر ماندگار شده است ؟

دلايل زيادي دارد ، به عنوان نمونه به اين 2 داستانك دقت فرماييد :

داستانك 1: (عمل به گفته ها)

به مرحوم شيخ عباس‏ قمى‏ گفتند: اين همه دعا كه در كتاب مفاتيح آورده‏اى خودت خوانده‏اى؟ گفت: هر دعايى كه آورده‏ام لااقل يكبار خوانده ‏ام تا از كسانى نباشم كه امر مى‏كنند، امّا عمل نمى‏كنند. [خاطرات حجت الاسلام قرائتى؛جلد‏2؛ صفحه 51 ]

داستانك 2: (اخلاص)

مرحوم شیخ عباس قمى نویسنده کتاب مفاتیح الجنان در خاطرات خود برای پسرش آورده است كه:

وقتى كتاب منازل الاخرة را نوشته و به چاپ رساندم، در قم شخصى بود به نام «عبدالرزاق مسأله گو» كه همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه احکام شرعی را برای مردم مى گفت.

مرحوم پدرم «كربلائى محمد رضا» از علاقه مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود به حدى كه هر روز در مجلس او حاضر مى شد و شیخ هم بعد از مسأله گفتن، كتاب "منازل الاخره"كه از تاليفات من بود را مى گشود و از آن براى شنوندگان و حاضران از روایات و احادیث آن مى خواند.

روزى پدرم به خانه آمد و مرا صدا زد و گفت شیخ عباس! كاش مثل عبدالرزاقِ مسئله گو مى شدى و مى توانستى منبر بروى و از این كتاب كه او براى ما مى خواند، تو هم مى خواندى.

چند بار خواستم بگویم پدرجان! این كتاب از آثار و تألیفات من است اما هر بار خوددارى كردم و چیزى نگفتم و فقط عرض كردم دعا بفرمائید خداوند توفیقى مرحمت نماید.








                       

احترام به سادات

(به بهانه عيد سعيد غدير ؛عيد سادات )

(بني الزهرا ؛ عیدتون سبز .... مثل شالتون؛ روي دشمنتون سياه ... مثل عمامتون)

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: مَن رأي اولادي ولم يَقمُ بين يَدَيه فقد جَفاني و من جفاني فَهُوَ مُنافق؛

 هر كس يكي از اولاد مرا ببيند و به احترام او از جاي برنخيزد، هر آينه به من جفا كرده است و هر كه به من جفا كند، منافق است

و در كلام ديگري فرمود: من رأيَ اولادي و لايَقوم قياماً تاماً إبتلاهُ الله تعالي ببلاءٍ لا دواءَ لَه؛

 هر كه اولاد مرا ببيند و تمام قامت به پيش پايش برنخيزد، خداوند او را به درد بي درماني گرفتار سازد

منبع 2 روايت:كتاب فضائل السادات،تاليف:علامه سيد محمد اشرف؛فرزند آيه الله محقق داماد؛صفحه 41

داستانك 1:

از آیت الله سیبویه سؤال کردند به چه علت با کهولت سن ، چشم و گوش شما ضعیف نشده است؟

 ایشان در جواب گفتند : در اعوان جوانی حدیثی در خصوص اکرام و احترام به سادات و ذراری حضرت فاطمه ( س ) خواندم که در آن حدیث از قول رسول اکرم ( ص ) آمده بود که هر کس فرزندی از فرزندان مرا دید تمام قد پیش روی او بایستد و صلوات بفرستد ، من هم از آن زمان تا به حال با دیدن یکی از ذراری آن حضرت و سادات تمام قامت در پیش روی او می ایستم و صلوات می فرستم . به این علت است که به ضعف چشم و گوش دچار نگشته ام .

 

داستانك 2:

در احوالات مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرا ني آمده است:

همسر ايشان از سادات علويه بود علاوه بر احترام زيادي كه آقا براي ايشان قائل بودند، هر وقت كه در خانه فرصت ياري مي‌نمود، يار و كمك كار ايشان بودند؛ اساساً ايشان به كسي زحمت نمي‌داد مخصوصا امور شخصي خويش را تا آنجايي كه مي‌توانستند و قدرت و توان داشتند خودشان انجام مي‌دادند، تا آنجا كه از همسر خود نمي‌خواستند كه مثلا لباس‌هايشان را بشويند، بلكه اين همسرشان بودند كه با توجه به اخلاق مرحوم آقا از ايشان مي‌خواستند كه لباس‌هايشان را براي شستن در اختيار ايشان بگذارند و باز هم به سادگي حاضر نمي شدند گاه نيز ديده مي شد كه جارو به دست گرفته و حياط منزل را جارو مي زنند و اين در حالي بود كه حتي راه رفتن با عصا برايشان مشكل بود

و نيز نقل شده ايشان هيچگاه در طول عمرشان، پايشان را در هنگام خوابيدن به طرف همسر سيده شان دراز نكرده بودند؛ البته ايشان آنقدر كمال اخلاق و ادب و لطافت روحي داشتند و مؤدب بودند كه پايشان را جلوي كسي ولو از اهل خانه، دراز نمي كردند








                      

حكم خريد و فروش پول (پول كهنه به پول نو)

سوال :خريد و فروش پول به پول ، مثلا فروش يك اسكناس هزار توماني به هزار و يكصد تومان چه صورت دارد؟

حضرت آيت الله خامنه اي:

خريد و فروش اسكناس معمولي و رايج باطل است مگر آنكه داراي خصوصيت خاصي از قبيل قدمت يا چگونگي چاپ و مانند آن باشد و يا غرضي عقلايي در تبديل منظور باشد . مانند تحصيل پول خُرد يا تبديل اسكناس كوچك به اسكناس بزرگتر و مانند آن ، كه در اين موارد تبديل و خريد و فروش به زياده مانعي ندارد( مجموعه استفتائات)

حضرت آيت الله فاضل لنكراني:

اگر معامله عقلايي باشد ، مانعي ندارد(مثلا بخواهد پول ريز را به درشت يا كهنه را به نو تبديل كنند) جامع المسائل 1/264

حضرت آيت الله مكارم شيرازي

اشكال دارد

حضرت آيت الله تبريزي:

اگر پول شخصي را به پول ديگر به نقد بفروشد، مانعي ندارد و چنانچه به نسيه باشد معامله مزبور قرض ربوي و حرام است ، هر چند به اسم خريد و فروش انجام گيرد

حضرت آيت الله صافي گلپايگاني:

اگر غرض عقلايي باشد مثل اينكه يك اسكناس هزار توماني به يك هزار و يكصد تومان اسكناسهاي پنجاه توماني بفروشد يا خريداري كند يا در خصوص اسكناس يكهزار تومان ، خصوصيتي باشد مثل اينكه امضاي پدرش را داشته باشد اگر آنرا به يك اسكناس هزار توماني و يكصد تومان بخرد جائز است

حضرت آيت الله بهجت :

در مابه التفاوت معامله ي ديگري با چيزي انجام دهند، خالي از اشكال است

حضرت آيت الله سيستاني:

اگر از يك جنس باشد به صورت نقد اشكال ندارد، ولي به صورت نسيه به احتياط واجب جائز نيست

[منبع تمام موارد : كتاب مسائل جديد ؛ جلد 2 صفحه 157]

هت مطالعه بيشتر، استفتائات مقام معظم رهبري سوال1603 ؛ توضيح المسائل آيت الله سيستاني قسمت ملحقات بخش تنزيل برات ؛ مساله دوم؛  استفتائات جديد آيت الله مكارم جلد 2 صفحه 235 مساله 724]








                       

پست ترين اخلاق چيست؟

(به بهانه ميلاد امام هادي عليه السلام)

امام هادي عليه السلام مي فرمايند

الْبُخْلُ أَذَمُّ الْأَخْلَاق‏

بخل ، پست  ترين اخلاق هاست  [بحار الأنوار؛جلد ‏69؛صفحه: 199]

به عنوان مثال:

بسياري از مردم خانه هاي وسيعي دارند و در مقابل افرادي هستند كه خانه هايشان كوچك است ونيز پول گرفتن تالار براي عروسيشان را ندارند ، چه مي شود عروسي در آن خانه هاي بزرگ گرفته شود

بسياري در انبار منزل و مغازه يشان بخاري ، يخچال ، فريزر و ... دارند و در مقابل بسياري از داشتن اينها محرومند

بسياري كتاب مي نويسند ؛ اما اجازه نمي دهند كسي از آن استفاده كند

بسياري مغازه اي پيدا مي كنند كه اجناس را ارزان مي فروشد ، اما به ديگران نمي گويند

به راستي چرا برخي از ما اينقدر بخيل هستيم؟؟؟

داستانك:

تاجرى تهرانى منشى متدينى داشت.

ساعت‏هاى آخر عمر تاجر رسيده بود. منشى از روى دلسوزى حضرت آيت ‏اللّه العظمى خوانسارى را بر بالين تاجر آورد تا بلكه نفسش اثر كند و خوش عاقبت بميرد.

آيت ‏اللّه خوانسارى هرچه پيرمرد را موعظه كرد و فرمود: در آستانه مرگ هستى اين همه سرمايه دارى، اين همه فقير و محروم چشم انتظارند، كارى براى خودت بكن. تاجر گفت: آقا هركارى مى‏كنم نمى ‏توانم ازپول ، دل بكنم.

آيت‏ اللّه خوانسارى هنوز از منزل آن شخص بيرون نرفته بود كه تاجر مُرد.[خاطرات حجت الاسلام قرائتى؛جلد ‏2 ، صفحه : 61]

لطيفه :

از بخیلی پرسیدند،براي اين آيه خاطره اي هم داري ؟ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً  ؛با هر سختي گشايش است ؛

گفت : این‌که مهمانی ناگهان سر سفره برسد، اما روزه باشد








                       

افضل اعمال عيد قربان

(به بهانه عيد سعيد قربان)

عَنْ أَبَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عليهماالسلام قَالَ :

مَا مِنْ عَمَلٍ أَفْضَلَ يَوْمَ النَّحْرِ مِنْ دَمٍ مَسْفُوكٍ أَوْ مَشْيٍ فِي بِرِّ الْوَالِدَيْنِ أَوْ ذِي رَحِمٍ قَاطِعٍ يَأْخُذُ عَلَيْهِ بِالْفَضْلِ وَ يَبْدَؤُهُ بِالسَّلَامِ أَوْ رَجُلٍ أَطْعَمَ مِنْ صَالِحِ نُسُكِهِ وَ دَعَا إِلَى بَقِيَّتِهَا جِيرَانَهُ مِنَ الْيَتَامَى وَ أَهْلِ الْمَسْكَنَةِ وَ الْمَمْلُوكِ وَ تَعَاهَدَ الْأُسَرَاء

ابان بن محمد از امام جواد (عليه السلام) نقل مى‏كند كه فرمود:

در روز عيد قربان چيزى با فضيلت‏تر از پنج چيز نيست:

1.قربانى كردن،

2.  يا راه رفتن در جهت نيكى به پدر و مادر

3. يا خويشاوندى كه قطع رحم كرده تا به او چيزى ببخشد و آغاز سلام كند،

4.  يا مردى كه از بهترين جاى قربانيش به ديگران اطعام كند و بقيه آن را به همسايگان از يتيمان و بيچارگان و بردگان بدهد

5. از اسيران دلجويى كند

[الخصال    جلد ‏1    صفحه 298]

 

عن رسول الله صلى الله عليه و آله :زَيِّنوا العيدَينِ بِالتَّهليلِ و التَّكبيرِ و التَّحميدِ و التَّقديسِ .

عيد فطر و قربان را با جملات «لا إله إلاّ اللّه و اللّه اكبر و الحمد لله و سبحان اللّه » (تسبيحات اربعه) آذين بخشيد.

[ميزان الحكمه جلد 9 صفحه 4204 حديث 14615]

داستانك:

مالك بن انس از امام جعفر صادق از پدرانش از امير المؤمنين عليهم السّلام روايت كرده كه فرمود:

 فقرا خدمت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم آمدند، و عرض كردند ثروتمندان مالى دارند كه بآن بندگان آزاد كنند و ما نداريم، و از براى آنان وسيله حجّ فراهم است ولى براى ما نيست، و از براى آنها مالى هست كه صدقه بدهند و از براى ما نيست، و از براى آنها وسيله جهاد فراهم است، ولى ما اموالى نداريم كه با آن اين عبادات را انجام دهيم، پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم فرمود:

هر كس (از شما) صد مرتبه (اللَّه أكبر) بگويد فضيلت آن از صد بنده آزاد كردن بيشتر است،

و هر كس صد مرتبه «سبحان اللَّه» بگويد أفضل است از بردن صد قربانى در حجّ،

و هر كس صد مرتبه «الحمد للَّه» بگويد افضلست از فرستادن صد اسب زين دار، دهنه دار، ركاب دار، در راه حق،

و هر كس صد مرتبه «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» بگويد عمل او در آن روز از تمام مردم افضل است مگر كسى كه زيادتر گفته باشد،

آنگاه امام فرمود: اين بيانات بگوش ثروتمندان رسيد، آنان نيز اين اعمال را بجا آوردند پس فقرا بار ديگر نزد پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم آمدند، و گفتند يا رسول اللَّه آنچه را در ثواب اين اذكار فرموديد بگوش اغنيا رسيد، و آنان اين ذكرها را گفتند، حضرت فرمود: اين ثوابها فضل و عطاى الهى است، و به هر كس كه بخواهد عنايت ميفرمايد و خداوند صاحب فضل و رحمت بزرگى است   

[منبع:ثواب الاعمال-ترجمه غفارى، صفحه : 30]








                       

فضيلت شب و روز عرفه

(به بهانه نزديكي به شب و روز عرفه)

شب نهم ذي الحجه از ليالى متبركه و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است و كسى كه آن شب را به عبادت بسرآورد اجر صد و هفتاد سال عبادت داشته باشد [مفاتيح؛ اعمال روز عرفه]

و روايت شده كه: حضرت امام زين العابدين عليه السلام شنيد در روز عرفه صداى سائلى را كه از مردم درخواست كمك مى‏نمود .فرمود: واى بر تو آيا از غير خدا سؤال مى‏كنى در اين روز و حال آنكه اميد مى‏رود در اين روز براى بچه ‏هاى در شكم آنكه فضل خدا شامل آنها شود و سعيد شوند. [مفاتيح؛ اعمال روز عرفه]


اهميت دعا در روز عرفه به اندازه‏اى است كه روزه ي اين روز را براى كسى كه روزه، باعث ضعف او هنگام دعا مى‏شود ممنوع كرده‏اند، با اين كه در روايات صحيحه آمده است كه روزه آن كفاره نود سال مى‏باشد.[المراقبات ؛ اعمال روز عرفه؛ صفحه 428]








                       

شما انصاف دهيد ؛ آيا اينها حيا دارند؟!!!

(به بهانه شهادت امام باقر عليه السلام)

وَ قَالَ الباقرعليه السلام:  الْحَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُه‏

امام باقر عليه السلام مي فرمايند:

حيا و ايمان را به يك طناب بسته‏اند، هر كدام برود ديگرى هم بدنبالش مى‏رود   [تحف العقول؛ صفحه:  475]

برخي حيا را رعايت نمي كنند و جالب اينجاست كه خود را با حياترين مي دانند به عنوان مثال:

·         آيا حيا دارد كسي كه ... جلوي مغازه مي نشيند و مزاحم ناموس ديگران مي شود؟!

·         آيا حيا دارد كسي كه ... حرف و فحش ركيك مي دهد؟!

·         آيا حيا دارد كسي كه ...در منزل ، مقابل فرزندانش با بدترين وضع راه مي رود؟!

·         آيا حيا دارد كسي كه ... به همراه فرزندانش فيلمهاي مبتذل ماهواره اي مي بيند؟!

·         آيا حيا دارد كسي كه ... ماه رمضان ،در ملأ عام، آبميوه ميخورد و سيگار مي كشد؟!

·         آيا حيا دارد كسي كه ... در خوابگاه ، با لباس نامناسب ، مقابل دوستان ظاهر مي شود؟!

·         آيا حيا دارد كسي كه ...با نامحرم زياد صحبت و شوخي مي كند؟!

·         آيا حيا دارد كسي كه ... جوكهاي زشت را پيامك مي كند؟!

·         آيا حيا دارد كسي كه ...خاطرات خصوصي با همسرش را براي دوستانش تعريف مي كند؟!

·         آيا حيا دارد كسي كه ... عكسهايش را براي نظر دادن به اندامش،در فيس بوك مي گذارد

·         آيا حيا دارد كسي كه ... در خيابان با اين وضعي كه امروز شاهديم ، ظاهر مي شود( پسر كمربندش روي باسن و دختر كه هيچ)

شما انصاف دهيد ؛ آيا اينها حيا دارند؟!!!

 








                       

چرا جبرئيل آرزو داشت ، انسان باشد؟!

(به بهانه شهادت امام باقر عليه السلام)

قَالَ الْبَاقِرُ (عليه السلام): ثَلاثٌ كَفَّارَاتٌ ... الْمُحَافَظَةُ عَلَي الْجَمَاعَاتِ[خصال صدوق، ج 1، ص 83.]

امام‏ باقر (عليه السلام) مي‏فرمايند:

3 چيز كفاره گناهان است ؛ [كه يكي از آنها] " شركت در نماز جماعت‏ است"

نماز جماعت خيرات زيادي در زندگي دنيوي و اخروي انسان دارد

نماز جماعت اينقدر پرفضيلت است كه در روايتي، پيامبر مكرم اسلام مي فرمايند : هیچ شب و روزی نیست مگر اینکه ملک الموت ندا سر می دهد و می گوید:ای اهل قبور ، امروز غبطه و حسرت چه کسانی را می خورید ، در حالیکه مرگ را معاینه کردید و از اسرار با خبر شدید.در جواب ، مردگان می گویند:ما غبطه ی مؤمنین را می خوریم که در مساجد هستند ، زیرا آنان نماز می خوانند و ما نمی خوانیم ...[ارشاد القلوب جلد 1صفحه 146]


و در جايي ديگر خطاب به حضرت علي مي فرمايند:اى على! جبرئيل براى هفت عمل آرزو كرد كه از بنى آدم باشد: [كه اولين آن] نماز جماعت است. [نصايح، صفحه: 269]

 








                      

كدام عمل در دحوالارض ؛ بهترين عمل است؟

(به بهانه نزديكي به 25 ذي القعده روز دحوالارض )

در مطلب قبل، درباره ثواب بسيار زياد و ممتاز روزه در روز دحوالارض ، بحث شد

اما نكته اينجاست كه با وجود اينكه روزه در روز دحوالارض معادل روزه در تمام عمر است ، اما عمل ديگري وجود دارد كه شايد ثوابش از روزه و شب زنده داري در دحوالارض بيشتر است و ما از آن غافل مانده ايم

شيخ عباس قمي صاحب مفاتيح الجنان ، در اعمال روز دحوالارض در آخرين خط اين اعمال مي نويسد:

« و بدان كه مير داماد رحمه الله در رساله اربعه ايام خود در بيان اعمال روز دحو الارض فرموده كه زيارت حضرت امام رضا عليه السلام در اين روز افضل اعمال مستحبه و آكد آداب مسنونه است »

منبع : مفاتيح الجنان - اعمال ماه ذي القعده

 








                     

فضيلت روزه ؛ روز دحوالارض

(به بهانه نزديكي به  25ذي القعده ، روز دحوالارض)

چهار روز در سال وجود دارد كه روزه اش ممتاز است و هيچ روزي مثل اين چهار روز نيست

1.روز ولادت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله

2. روز مبعث

3. روز عيد غدير

4. روز دحوالارض   [برگرفته از كتاب رساله أربعة أیّام ؛ مرحوم میرداماد]

در روايتى روزه‏ روز دحوالارض  مثل روزه هفتاد سال است

 و در روايت ديگر كفاره هفتاد سال است

 و هر كه اين روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود و از براى روزه‏ دار اين روز هر چه در ميان آسمان و زمين است استغفار كند و اين روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز اجر بسيارى است

   منبع : مفاتيح الجنان، اعمال ماه ذي القعده









                     

روز زيارتي مخصوص امام رضا عليه السلام

(به بهانه 23 ذي القعده روز زيارتي امام رضا عليه السلام)

روز بيست و سوم سال دويست و سه به قولى شهادت حضرت امام رضا عليه السلام واقع شده و زيارت آن حضرت از نزديك و دور سنت است

قال السيد بن طاوس في الإقبال و رأيت في بعض تصانيف أصحابنا العجم رضوان الله عليهم أنه يستحب أن يزار مولانا الرضا عليه السلام يوم ثالث و عشرين من ذي القعدة من قرب أو بعد ببعض زياراته المعروفة أو بما يكون كالزيارة من الرواية بذلك‏

سيّد ابن طاووس در كتاب»اقبال»گفت كه در بعضى از كتابهاى علماى شيعه غير عرب‏ (رضوان اللّه عليهم)ديدم كه مستحبّ است مولايمان حضرت رضا(درود خدا بر او)در روز بيست‏وسوم از ماه ذى القعده از نزديك و دور زيارت شود،به بعضى از زيارتهاى معروف،يا به آنچه كه همانند زيارت باشد از رواياتى كه در اين باب رسيده است.

منبع: مفاتيح الجنان ،  اعمال ماه ذي القعده


و همچنين از نماز  يكشنبه ذي القعده غفلت نكنيم 

جهت اطلاع از  طريقه خواندن نماز يكشنبه ذي القعده + فضيلت ؛ اينجا را كليك نماييد








                     

نمازي آسان ، با فضيلت شگفت

(به بهانه يكشنبه  ذي القعده)

آيا مي خواهيم توبه اي مقبول داشته باشيم؟

 آيا مي خواهيم گناهانمان آمرزيده شود ؟

  آيا مي خواهيم طلبكاران ما در روز قيامت از ما راضى شوند ؟

  آيا مي خواهيم با ايمان بميريم ؟

 آيا مي خواهيم هنگام مرگ ،دينمان گرفته نشود ؟

 آيا مي خواهيم قبرمان گشاده و نورانى گردد ؟

 آيا مي خواهيم والدينمان از ما راضى گردند ؟

 آيا مي خواهيم مغفرت شامل حال والدين ما گردد؟

 آيا مي خواهيم ذريه و نسل ما آمرزيده گردند ؟

  آيا مي خواهيم توسعه رزق پيدا كنيم ؟

  آيا مي خواهيم ملك الموت با ما در وقت مردن مدارا كند و به آسانى جان ما بيرون آيد؟

تمام اينها از فضايل نماز يكشنبه ي ذي قعده است

و كيفيت آن چنان است كه در روز يكشنبه غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز گزارد ( 2 نماز دو ركعتي)در هر ركعت حمد يك مرتبه و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سه مرتبه و معوذتين (سوره ي ناس و فلق )يك مرتبه و بعد از اتمام چهار ركعت هفتاد مرتبه استغفار كند و بعد يك مرتبه بگويد  لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ  و بعد از آن بگويد يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ

منبع : مفاتيح الجنان ،اعمال ماه ذي القعده








                      

3 چيز مقدمه 3 چيز (3. تقوا و صله رحم)

( به بهانه ميلاد امام رضا عليه السلام )

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَةٌ أُخْرَى

...  3. وَ أَمَرَ بِاتِّقَاءِ اللَّهِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ؛ فَمَنْ لَمْ يَصِلْ رَحِمَهُ لَمْ يَتَّقِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ

حضرت امام  رضا- عليه السّلام- فرمود: خداوند سه چيز را با سه چيز ديگر واجب كرده:

...    3. تقوى را با صله رحم،؛  آنكه با خويشان خوشرفتارى نكند تقوى ندارد.

منبع: بحار الأنوار ؛ جلد ‏71  ؛  صفحه 68

در آيه اول سوره مباركه نساء ، خداوند مي فرمايد :" وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى تَسَاءَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحَامَ " كه تقوا و صله رحم در كنار هم آمده است

داستانك:

یکی از فرزندان شیخ رجبعلی خیاط رحمه الله تعالی نقل می کند:

مهندسی بود بساز و بفروش. یکصد دستگاه ساختمان ساخته بود ولی به دلیل بدهکاری زیاد شرایط اقتصادی بدی داشت و حکم جلبش را گرفته بودند.

به منزل پدرم آمد و گفت نمی توانم به خانه برگردم. خود را پنهان می کنم تا کسی مرا نبیند. شیخ با یک توجه فرمود: برو خواهرت را راضی کن!

مهندس گفت: او راضی است. شیخ فرمود نه. مهندس تاملی كرد و گفت: بله وقتی پدرم از دنیا رفت ارثیه ای به ما رسید، هزار و پانصد تومان سهم او شد یادم آمد که نداده ام.

رفت و برگشت و گفت پنج هزار تومان دادم به خواهرم و رضایتش را گرفتم. پدرم سکوت کرد و پس از توجهی فرمود: می گوید هنوز راضی نشده. خواهرت خانه دارد؟ گفت: نه اجاره نشین است

شیخ فرمود: برو و یکی از بهترین خانه هایی که ساخته ای به نامش کن و به او بده و بیا تا ببینم چکار می شود کرد.

مهندس گفت: ما دو شریک هستیم چگونه می توانم؟

شیخ فرمود بیش از این عقلم نمی رسد چون آن بنده خدا هنوز راضی نشده است . او رفت و یکی از خانه ها را به نام خواهرش زد و اثاثیه او را در آن خانه گذاشت و برگشت. شیخ فرمود: حالا درست شد.

فردای همان روز سه تا از آن خانه ها را فروخت و از گرفتاری نجات پیدا کرد.

منبع:كيمياي محبت اثر آيت الله ري شهري ؛ صفحه 141








3 چيز مقدمه 3 چيز (2. شكر خدا و احسان والدين)

( به بهانه ميلاد امام رضا عليه السلام )

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام  قَالَ:

  إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَةٌ أُخْرَى ...

 ...  2.  وَ أَمَرَ بِالشُّكْرِ لَهُ وَ لِلْوَالِدَيْنِ؛ فَمَنْ لَمْ يَشْكُرْ وَالِدَيْهِ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ

حضرت امام  رضا- عليه السّلام- فرمود: خداوند سه چيز را با سه چيز ديگر واجب كرده:

...   2. شكر خود را با شكر پدر و مادر، هر كه از پدر و مادر قدردانى و تشكر نكند شكر خدايش قبول نشود ...

منبع: بحار الأنوار ؛ جلد ‏71  ؛  صفحه 68

در قرآن 4 بار ؛" و بالوالدين احسانا " آمده است  ؛ كه در تمام اين موارد قبلش بحث پرستيدن خدا مطرح شده است

... لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً ...

وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً ...

... أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً ...

وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْسانا ...

خدا نكند پدر و مادري ؛ فرزندشان را نفرين كنند و يا از او راضي نباشند.

داستانك:

 «زمخشری»،دانشمند بزرگ اهل سنت و صاحب تفسیر معروف «کشّاف»،يك پاي خود را در حادثه اي از دست داد.

او پس از ورود به بغداد و ملاقات با فقيه دامغاني ، علت قطع شدن پايش را اينگونه شرح مي دهد:

نفرین مادرم موجب پدید آمدن چنین گرفتاری است؛زیرا من، در ایام کودکی،گنجشکی را گرفتم و نخی به پایش بستم و پرهایش را کندم.در این میان،ناگهان پرنده از دستم فرار کرد و در اثر این کار پای چپش  جدا شد.

مادرم وقتی از این ماجرا باخبر شد، برآشفت و به من گفت:خدا پای چپت را  قطع کند،همچنان که پای چپ  این حیوان زبان بسته را جدا ساختی!

پس از مدتي از اسب افتادم و پاي چپم شكست.

پزشكان چاره اي جز قطع پايم نديدند . و اين در اثر نفرين مادر بود.

منبع :كتاب عظمت يك نگاه صفحه 180 به نقل از كتاب مقام والدين در اسلام صفحه 125








  

3 چيز مقدمه 3 چيز (1. نماز و زكات)

)  به بهانه ميلاد امام رضا عليه السلام )

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام  قَالَ:

 إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِثَلَاثَةٍ مَقْرُونٍ بِهَا ثَلَاثَةٌ أُخْرَى

1 .  أَمَرَ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ؛  فَمَنْ صَلَّى وَ لَمْ يُزَكِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ ...

حضرت امام  رضا- عليه السّلام- فرمود: خداوند سه چيز را با سه چيز ديگر واجب كرده:

1.   نماز را با زكوة- هر كه نماز بخواند و زكات ندهد نمازش قبول درگاه او نيست ...

منبع: بحار الأنوار ؛ جلد ‏71  ؛  صفحه 68

در قرآن  26 بار نماز و زكات در كنار هم آمده است مانند  "يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاة "

زكات 2 نوع است ، واجب (خمس و زكات ) و مستحب (صدقه)

كساني كه اهل خمس و زكات نيستند ؛ چه جوابي خواهند داد؟!

داستانك:

پيرزنى در قم با نخ‏ريسى‏ خود، خمس وسهم امامش را نزد آيت‏اللَّه حجّت مى‏آورد، وقتى مى‏خواست از اتاق بيرون رود عقب عقب مى‏رفت و خيره خيره به آقا نگاه مى‏كرد، آقا دليلش را پرسيد؟

پيرزن گفت: مى‏خواهم خوب قيافه شما را در خاطرم نگهدارم و روز قيامت شما را تحويل خدا بدهم و بگويم: خدايا! من جان كندم و خمس و سهم امامم را به اين آقا دادم تا از دينم حفاظت كند، حال اگر او در اين راه كم گذاشته او را مؤاخذه كن. مرحوم آيت‏اللَّه حجّت خمس را زمين گذاشت و زار زار گريه كرد.

منبع: خاطرات حجت الاسلام قرائتى، جلد ‏2، صفحه 101








    

نمازي با فضيلت شگفت ،كه فقط 5 دقيقه طول مي كشد

(به بهانه يكشنبه ذي القعده)

«انس بن مالک» می گوید: رسول خدا در یکشنبه ی ماه ذیقعده از منزل بیرون آمد و فرمود: ای مردم، کدام یک از شما می خواهد توبه کند؟ عرض کردیم: همه می خواهیم توبه کنیم.

سپس فرمود: هر بنده ای از امت من نيست كه  این عمل را انجام دهد،مگر آنكه  از آسمان به او ندا می شود: «ای بنده ی خدا، عمل خود از نو آغاز کن؛ زیرا توبه ی تو پذیرفته و گناه تو آمرزیده شد.»

 و فرشته ای از زیر عرش به او خطاب می کند: «ای بنده خجسته باد بر تو و فرزندان تو!»

 و فرشته ای دیگر ندا می کند: «ای بنده، دشمنان تو در روز قیامت از تو راضی خواهند گردید.»

و فرشته ای دیگر ندا می کند: «ای بنده، تو مۆمن از دنیا می روی و دین تو از تو گرفته نمی شود و قبر تو گشوده و نورانی می شود.»

 و فرشته ای دیگر ندا می کند: «ای بنده، پدر و مادر تو از تو راضی خواهند گردید، اگر چه از تو ناخشنود باشند و پدر و مادر و فرزندان تو آمرزیده شدند و روزی تو در دنیا و آخرت گشوده و فراوان خواهد بود.»

 و جبرئیل علیه السلام ندا می کند: «من همراه با فرشته ی مرگ می آیم و به او سفارش می کنم که با تو به نرمی رفتار کند و اثر مرگ حتی خراشی در تو ایجاد نخواهد کرد و فقط روح تو به آرامی از بدنت خارج خواهد شد.»

و آن عمل بسيار پر فضيلت " نماز يكشنبه ذي القعده " است و كيفيت آن چنان است كه :

در روز يكشنبه غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز گزارد ( 2 نماز دو ركعتي)در هر ركعت حمد يك مرتبه ، و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سه مرتبه، و معوذتين (سوره ي فلق و ناس)يك مرتبه، و بعد از اتمام چهار ركعت هفتاد مرتبه استغفار كند (بگويد استغفروا الله)  و بعد يك مرتبه بگويد  لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ  و بعد از آن بگويد يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ

منبع:اقبال الاعمال، سید بن طاووس، ترجمه محمد روحی، جلد 2، صفحه 13

و منبع : مفاتيح الجنان ، اعمال ماه ذي القعده

همین امروز روزشه معلوم نیست به یکشنبه بعدی باشيم يا نه ،پس بسم الله دوستان عزیز...التماس دعا  

 








 

نمازي بسيار بسيار با فضيلت و آسان

(به بهانه يكشنبه ذي القعده)

در روز يكشنبه ماه ذي القعده نمازى با فضيلت بسيار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده كه خلاصه اش  آن است كه هر كه آن را بجا آورد

 توبه‏ اش مقبول

گناهش آمرزيده شود

 طلبكاران او در روز قيامت از او راضى شوند

 با ايمان بميرد

 دينش گرفته نشود

قبرش گشاده و نورانى گردد

 والدينش از او راضى گردند

 مغفرت شامل حال والدين او و ذريه او گردد

 توسعه رزق پيدا كند

 ملك الموت با او در وقت مردن مدارا كند

به آسانى جان او بيرون شود

و كيفيت آن چنان است كه در روز يكشنبه غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز گزارد ( 2 نماز دو ركعتي)در هر ركعت حمد يك مرتبه ، و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ سه مرتبه، و معوذتين (سوره ي فلق و ناس)يك مرتبه، و بعد از اتمام چهار ركعت هفتاد مرتبه استغفار كند (بگويد استغفروا الله)  و بعد يك مرتبه بگويد  لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ  و بعد از آن بگويد يَا عَزِيزُ يَا غَفَّارُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ ذُنُوبَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلا أَنْتَ

منبع : مفاتيح الجنان ، اعمال ماه ذي القعده







دانلود فایل با لینک مستقیم       

فضيلت زيارت حضرت معصومه

(به بهانه سالروز ولادت کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها )

وَ رُوِيَ عَنْ ... أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام ... فَقَالَ إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَكَّةُ وَ إِنَّ لِلرَّسُولِ  حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِينَةُ وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ وَ إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ وَ سَتُدْفَنُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ قَالَ الرَّاوِي وَ كَانَ هَذَا الْكَلَامُ مِنْهُ قَبْلَ أَنْ يُولَدَ الْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَام‏

 امام صادق عليه السلام فرمودند:

 "خدا را حرمى است كه مكه است، و رسول خدا را حرمي كه مدينه است و امير المؤمنين را حرمى كه كوفه است، و ما را هم حرمى كه شهر قم است، و به زودي در آن زنى از فرزندانم به خاك رود به نام فاطمه و هر كه ‏او  را زيارت كند بهشت بر او واجب شود"

 راوى گفت: اين سخن امام پيش از اين بود كه امام كاظم عليه السّلام زائيده شود

 منبع : بحار الأنوار - جلد ‏57  - صفحه 216  


عَن سَعدِ بنِ سَعدٍ قَالَ سَأَلتُ أَبَا الحَسَنِ الرِّضَا (عليه السلام) عَن زِيارَةِ فَاطِمَةَ بِنتِ مُوسَى بنِ جَعفَرٍ(عليهم السلام) بِقُمَّ فَقَالَ (عليه السلام): «مَن زَارَهَا الجَنَّة »

از امام رضا عليه السلام درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه سوال شد . حضرت فرمود: «هرکس او را زيارت کند بهشت بر او واجب مى گردد»

وسائل الشيعة، جلد 14، باب 94، صفحه  576


عَنِ ابْنِ الرِّضَا عليهماالسلام قَالَ: مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ.

امام جواد (عليه السلام) مى فرمايند: «کسى که آرامگاه عمّه ام را در قم زيارت کند پاداش او بهشت است»

منبع: وسائل الشيعة، جلد 14، باب 94، صفحه  576

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 






دانلود فایل با لینک مستقیم

نصيحت به فرزند 2 " زبان، عامل پشيماني"

قال الصادق عليه السلام:  يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ ... قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ

2.وَ مَنْ لَا يُقَيِّدْ أَلْفَاظَهُ يَنْدَمْ

امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد...پدرم فرمود : اي پسركم...

2. هر كس زبانش را رها كند ، پشيمان ميشود

منبع:بحار الأنوار   جلد 75   صفحه 261   

چه بسيار اوقاتي كه ما بعد از صحبت كردن پشيمان شده ايم؛ آنجا بود كه با خود گفتيم :چه خوب بود اين حرف را نمي زدم

داستانك:

شخصي خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و عرضه داشت: مرا نصيحت كنيد،

 حضرت فرمود: اِحْفَظِ لِسَانَك  زبانت را نگه‏دار،

دوباره گفت: كه نصيحتم كنيد، فرمود: زبانت را نگه دار،

باز گفت: مرا نصيحت كنيد،

فرمود: واى بر تو، مگر چيزى جز زبان، انسان را به رو در آتش خواهد افكند

منبع:تحف العقول صفحه :94

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد






دانلود فایل با لینک مستقیم

نصيحت به فرزند 1 " دوست بد ، عامل انحراف"

قال الصادق عليه السلام:  يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ ... قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ

1. مَنْ يَصْحَبْ صَاحِبَ السَّوْءِ لَا يَسْلَمْ

امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد...پدرم فرمود : اي پسركم

1. هر كس با شخص بدي همنشين شود ؛ سالم نمي ماند

منبع:بحار الأنوار   جلد 75   صفحه 261   

 

داستانك:

در عصر پیامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در میان مشركان، دو نفر با هم دوست بودند، نام این دو نفر، عقبه و ابى بود. بعد از جرياناتي عقبه، به یكتائى خدا و رسالت پیامبر(صلي الله عليه و آله) گواهى داد و به این ترتیب قبول اسلام كرد.

این خبر به گوش دوست عقبه یعنى «ابى» رسید، او نزد عقبه آمد و به وى اعتراض شدید كرد و حتى گفت: "تو از جاده حق منحرف شده اى"

و نيزگفت : "من از تو خشنود نمى شوم مگر اینكه در برابر محمد(صلي الله عليه و آله) بایستى و او را توهین كنى و... "

عقبه فریب دوست ناباب خود را خورد، و از اسلام خارج شد و مرتد گردید و در جنگ بدر در صف كافران شركت نمود و در همان جنگ به هلاكت رسید.

دوست ناباب او «ابى» نیز در سال بعد در جنگ احد در صف كافران بود و بدست رزم آوران اسلام كشته شد.

تا توانى میگریز از یار بد 

یار بد، بدتر بود از مار بد

مار بد، تنها تو را بر جان زند 

یار بد بر جان و بر ایمان زند

منبع:داستان دوستان (اثر حجه الاسلام محمدي اشتهاردي) با اندكي تلخيص

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد






دانلود فایل با لینک مستقیم

نظر وهابيت درباره انقلاب اسلامي ايران

(به بهانه 8 شوال ، سالروز تخريب بقيع به دست وهابيت جنايتكار)

دكتر عبدالله محمد غريب از وهابي‌هاي مصر است،‌ كتابي نوشته  به نام «جاء دور المجوس»، در صفحه ۳۵۷ و 374 از اين كتاب صراحتا مي‌گويد كه:

إن ثورة الخمينية، مجوسية ‌و ليست اسلامية، أعجمية و ليست عربية،كسرويه‌ و ليست بمحمدية، ، ... ، نعلم أن  حكام طهران، أشد خطرا علي الإسلام من اليهود؛

انقلاب خميني در ايران، يك انقلاب مجوسي است نه اسلامي، به طرف شاهنهشاهي و كسروي دعوت مي‌كنند نه به طرف رسول اكرم ، اينها دنبال نژادپرستي هستند نه دنبال اسلام، ... ، خطر حكام تهران از خطر حكام يهود بر اسلام بيشتر است

 دكتر ناصر الدين قفاري ـ از اساتيد دانشگاه‌هاي رياض ـ در كتاب «أصول مذهب الشيعة الإماميّه» كه رساله دكتراي نمونه تاريخ عربستان سعودي شمرده شده و الأن هم در مقطع كارشناسي ارشد در دانشگاه بين المللي مدينه در 3 سال، تدريس مي‌شود در جلد 3، صفحه 1392 به صراحت مي نويسد:

أدخل الخميني إسمه في أذان الصلوات و قدّم إسمه حتّي علي إسم النبيّ الكريم، فأذان الصلوات في ايران بعد إستلام الخميني للحكم و في كلّ جوامعها كما يلي: اللّه أكبر، اللّه اكبر، خميني رهبر، أي الخميني هو القائد، ثمّ أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه.

 خميني، نام خود را در اذان نمازها داخل كرده و حتّي نام خود را بر نام پيامبر نيز مقدّم نموده است. در ايران، اذان در نمازها بعد از اعلام [امام] خميني به عنوان حاكم ايران و حاكم همه جوامع [مسلمانان] چنين است: اللّه‏ اكبر، اللّه‏ اكبر، خميني رهبر، أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه!

جهت اطلاع از برخي از فتاواي مضحك وهابيت اينجا را كليك نماييد


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

چرا امروزه رویت هلال ماه اینقدر سخت شده ؟

(به بهانه نزديكي به عيد فطر)

سوال :

چرا در زمان قدیم رویت ماه اول رمضان و آخر آن ساده بود و این حرفها که امروزه درست شده است را نداشت ؟

پاسخ این پرسش را در کلامی از حضرت علی علیه السلام میابیم

حضرت  علي عليه السلام فرمود:

زماني بر مردم خواهد آمد كه چند گناه بزرگ و عمل زشت در بين آنها پديد مي آيد .

1- كارهاي زشت آشكار مي گردد و معمولي مي شود .

2- پرده هاي عفت و شرم پاره مي گردد .

3- زنا كاري و تجاوزهاي ناموسي علني مي شود .

4- مالهاي يتيمان را حلال مي شمارند و مي خورند .

5- رباخواري شيوع پيدا مي كند .

6- در كيل و وزنها ، كم و كاست مي كنند .

7- شراب را به اسم نبيذ حلال شمرده و مي خورند .

8- رشوه را به عنوان هديه و شيريني مي گيرند .

9- به نام امانت داري خيانت مي نمايند .

10-مردها خود را به شكل زنان و زنان خويش را به صورت مردها درمي آورند.

11- به احكام و دستورات نماز بي اعتنائي مي كنند .

12- حج خانه خدا را براي غير خدا (براي ريا و يا تجارت ( بجا مي آوردند .

سپس ادامه داد: كيفراين زشتي ها اين است كه خداوند آنها را از فيوضات خود محروم مي كند، تا جائي كه ماه (شوال) براي آنها مخفي مي شود به طوري كه گاهي دو شبه ديده مي شود (كه معلوم مي شود روز عيد فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفته اند با اينكه روزه آن حرام بوده است) و زماني شب اول رمضان مخفي مي شود، كه دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان مي خورند و روزعيد فطر را به خيال آخر ماه رمضان روزه مي گيرند .

در اين وقت بايد ترسيد از اينكه خداوند به طور ناگهاني آنها را كيفر كند (مانند زلزله و طوفان و سيل ).

چرا كه به دنبال آن كارها، بلاها مردم را فرا مي گيرد، تا جائي كه كساني صبح سالم هستند ولي شب در دل خاك و قبر آرميده اند و گاهي شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.

وقتي چنين روزگاري پيش آمد، لازم است انسان هميشه وصيت كرده باشد كه مبادا بلائي بر او فرود آمده و بدون وصيت بميرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممكن است تا آخر وقت زنده نباشد.هر يك از شما آن زمان را درك كرد بدون وضو نخوابد و اگر برايش امكان دارد هميشه با وضو باشد چه ترس آن است كه مرگ ناگهاني برسد، لذا خوب است با وضو باشد كه روح با طهارت خدا را ملاقات نمايد. من شما را ترساندم اگر بترسيد و آگاه نمودم،اگر آگاه گرديد و شما را پند دادم چنانچه پند گيريد پس در پنهاني و آشكار، از خدا بترسيد و نبايد كسي از شما بميرد، مگر اينكه مسلمان باشد،زيرا هر كس به جزاسلام آئيني داشته باشد ازاو پذيرفته نيست و در آخرت زيان كاراست.

منبع :بحارالانوار؛  جلد 96 ؛ صفحه 303  ؛ باب 37  ؛ ما يثبت به الهلال و أن شهر رمضان ينقص أم لا و حكم صوم يوم الشك

جهت نیاز به متن عربی به ادامه منبرک رجوع فرمایید


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

ادامه نوشته

چرا مراجع در رويت ماه اختلاف دارند

(به بهانه نزديكي به عيد فطر)

در روزهاي نزديك به عيد فطر سوالهاي زيادي براي مردم در خصوص اختلاف مراجع در رويت هلال ماه پيش مي آيد

به عنوان مثال:

آيا مراجع همديگر را قبول ندارند ؟

آيا مراجع به گفته هم يقين نمي كنند ؟

مگر مي شود مرجعي از يك كشور ديگر ماه را ببيند ؟

و ...

 پاسخ به اين سوالات بسيار راحت است . مراجع همديگر را كاملا قبول دارند اما مبناي اين بزرگواران در رويت هلال متفاوت است

 ما در اینجا به بیان برخي از نظریاتی می پردازیم که مشهور تر است

1-  بعضي از مراجع عظيم الشأن فعلي، رؤيت هلال با چشم مسلح را در ثبوت اول ماه کافي مي دانند

2- اما گروهی دیگر از این بزرگواران فقط رؤيت با چشم غير مسلح را درست مي دانند

3- مبناي برخي دیگر  از آنان در ثبوت اول ماه، اشتراک در شب (به اين معني که در لحظه رؤيت هلال در نقطه اي از زمين، ماه جديد براي ساير نقاطي هم که در شب قرار گرفته اند، ثابت مي شود)

4- مینای عده ای دیگر اشتراک آفاق است (به اين معني که در هر کجاي زمين هلال ديده شود، اول ماه براي تمام نقاط زمين شروع مي گردد)

5- اما جمع ديگري از مراجع بزرگوار نيز هستند که هم قائل به اختلاف آفاق هستند و هم بر رؤيت با چشم غير مسلح تأکيد دارند

6- نظر دیگری که هست این است که اگر منطقه ای  که در آن منطقه ماه دیده شده در شرق منطقه شما قرار داشته باشد برای منطقه شما هم حجت است

به هر حال این اختلاف امري بسيار طبيعي است مثل اختلاف در بقيه ابواب فقه . و  وظیفه ما هم تقليد از اعلم است


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

راهپيمايي در قرآن

(به بهانه نزديكي به روز قدس)

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّدا ... [فتح 29]

محمّد فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند، در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند. پيوسته آنان را در حال ركوع و سجود مى‏بينى

نكته:

ياران پيامبر قبل از آنكه اهل نماز و ركوع و سجود باشند ، اهل برخورد با دشمن هستند

اگر ما خود را مطيع پيامبر مي دانيم ، بايد همراه با نماز ، اهل مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل باشيم

و درباره حركت دسته جمعي بر ضد دشمن (راهپيمايي )  خدا وند مي فرمايد :

ولايَطؤون مَوطئاً يَغيظُ الكفّار ... الّا كُتب لهم به عَملٌ صالح  [توبه، 120]

هيچ حركت دسته جمعى كه كفّار را عصبانى كند، صورت نمى‏گيرد مگر اين كه براى آن، پاداش عمل صالح ثبت مى‏شود.

آرى، راهپيمايى ‏هايى كه دشمنان اسلام و مسلمين را عصبانى كند، عمل صالح است


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

.

آيا شب 23 رمضان شب قدر است ؟

(به بهانه شب 23 ماه رمضان)

حضرت علی علیه السلام می فرمایند :

پیامبر خدا در دهه آخر رمضان ، بستر خود را جمع می کرد و کمرش را می بست و شب بیست و سوم ، خانواده خود را بیدار می کرد و در آن شب ، به صورت خفتگان ، آب می پاشید و فاطمه سلام الله علیها نیز نمی گذاشت کسی از اهل خانه در شب بیست و سوم بخوابد و خواب آنان را با کم خوردن درمان می کرد و از روز برای شب ، آماده می شد و می فرمود : « محروم ، کسی است که از خیر آن بی بهره بماند »

منبع:مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ جلد‏7 ؛صفحه   470

 قال: سمعت أبا جعفر عليه السّلام يقول: إن الجهني أتى إلى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فقال: يا رسول اللّه إن لي إبلا و غنما و غلمة فاحب أن تأمرني ليلة أدخل فيها فأشهد الصلاة و ذلك في شهر رمضان. فدعاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فساره في اذنه، قال: فكان الجهني إذا كانت ليلة ثلاث و عشرين دخل بإبله و غنمه و أهله و ولده و غلمته، فكان تلك الليلة ليلة ثلاث و عشرين بالمدينة فإذا أصبح خرج بأهله و غنمه و إبله إلى مكانه، و اسم الجهني عبد الرحمن بن أنيس الأنصاري.

راوى گفت: از امام باقر عليه السّلام شنيدم مى‏فرمود: جهنى پيش رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت:

يا رسول اللَّه، من شترها، گوسفندها و غلامانى دارم، مى‏خواهم دستور بفرماييد شبى در ماه مبارك رمضان داخل مدينه شوم و در نماز جماعت شما حضور يابم، حضرت او را نزديكتر فراخواند در گوشى با او حرف زد. جهنى شب بيست و سوم [ماه مبارك رمضان‏] با شتران، گوسفندان و غلامان و زن و فرزندان داخل مدينه مى‏شد صبحگاهان از مدينه خارج مى‏شد و به محل خود مى‏رفت، اسم جهنى عبد الرحمن بن انيس انصارى است

منبع: مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل؛  جلد ‏7؛ صفحه   470

عَنْ جَمِيلٍ وَ هِشَامٍ وَ حَفْصٍ قَالُوا مَرِضَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَرَضاً شَدِيداً فَلَمَّا كَانَ‏ لَيْلَةُ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ أَمَرَ مَوَالِيَهُ فَحَمَلُوهُ إِلَى الْمَسْجِدِ فَكَانَ فِيهِ لَيْلَتَهُ.

به نقل از جمیل و هشام و حفض : امام صادق علیه السلام به سختی بیمار شد . چون شب بیست و سوم فرا رسید ،  به غلامان خود دستور داد او را به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود

منبع: بحار الأنوار؛ جلد  ‏95 ؛صفحه  169

و در پایان مرحوم علامه مجلسی می گوید:

اکثر احادیث معتبر دلالت دارد که شب بیست و سوم ، شب قدر است

منبع : زاد المعاد؛ صفحه 187


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

احكام سجده واجب قرآن

چند نكته ي مهم پيرامون سجده واجب قرآن

‌الف ) در چهار سوره از قرآن مجيد، آيۀ سجده وجود دارد:

1- سورۀ والنّجم (‌آيه 62) [سوره ي 53 قرآن است ودر جزء 27 مي باشد]

2- سورۀ إِقرأ (يا همان سوره علق آيه 19) [سوره ي 96 قرآن است ودر جزء 30 مي باشد]

3- سورۀ ألم تنزيل (يا همان سوره سجده آيه 15) [سوره ي 32 قرآن است ودر جزء 21 مي باشد]

4- سورۀ حم سجده (يا همان سوره فصلت آيه 37) [سوره ي 41 قرآن است ودر جزء 24 مي باشد]

ب) انسان چه آيه ي سجده را بخواند و چه بشنود بايد سجده كند ؛ پس در جلساتي كه قاري تلاوت مي كند و ما هم آرام تكرار مي كنيم ؛مثل اعمال ام داوود در اعتكاف و يا قرآن خواني در مساجد و جلسات،  2 سجده واجب مي شود

ج)  اگر انسان، آيۀ سجده را از كسى كه قصد خواندن قرآن‌را ندارد، بشنود و يا آن‌را از مثل راديو ضبط بشنود، اگر مستقيم نباشد؛ لازم نيست سجده كند (البته اگر خودش تكرار كند ، براي خواندن بايد سجده كند ، اما براي گوش دادن لازم نيست)

د) ‌در سجدۀ واجب قرآن،بايد بر چيزي سجده كند كه سجده بر آن صحيح است و نمى‌شود بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى سجده كرد، ولى ساير شرايطى كه در سجدۀ نماز لازم است، در اين سجده واجب نيست.

ه) سجده را بايد بعد از تمام كردن آيه ي سجده دار  انجام داد؛ نه بعد از قرائت كلمه سجده دار

و) هر گاه شخصى در سجدۀ قرآن، پيشانى خود را به قصد سجده بر زمين بگذارد، حتى اگر ذكرى هم نگويد، كافى است هر چند مستحب است اين ذكر گفته شود:

لا الٰهَ الّاٰ اللّٰهُ حَقَّاً حَقَّاً. لا الٰهَ الّاٰ اللّٰهُ ايمٰاناً وَتَصْديقاً. لا الٰهَ الّاٰ اللّٰهُ عُبُودِيَّةً وَرِقَّاً. سَجَدْتُ لَكَ يٰا رَبِّ تَعَبُّداً وَرِقّاً، لا مُسْتَنْكِفاً وَ لا مُسْتَكْبِرَاً، بَلْ انا عَبْدٌ ذَليلٌ ضَعيفٌ خٰائِفٌ مَسْتَجيرٌ.


به توضيح المسائل مراجع از مساله 1093 تا مساله 1099 مراجعه شود


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

همه چيز در شب قدر

(به بهانه شب قدر )

عَنِ النَّبِيِّ صلي الله عليه و آله قَالَ: قَالَ مُوسَى‏ إِلَهِي أُرِيدُ قُرْبَكَ قَالَ قُرْبِي لِمَنِ اسْتَيْقَظَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ رَحْمَتَكَ قَالَ رَحْمَتِي لِمَنْ رَحِمَ الْمَسَاكِينَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ الْجَوَازَ عَلَى الصِّرَاطِ- قَالَ ذَلِكَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَيْلَةَ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّةِ وَ ثِمَارِهَا قَالَ ذَلِكَ لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَةً فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ قَالَ ذَلِكَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ- قَالَ إِلَهِي أُرِيدُ رِضَاكَ قَالَ رِضَايَ لِمَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ.

 

در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم كه حضرت موسى عليه السلام به خدا عرض كرد:

خدايا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: قرب من، در بيدارى شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: رحمت من در ترحّم بر مساكين در شب قدر است.

گفت: خدايا، جواز عبور از صراط مى‏خواهم. پاسخ آمد: رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.

عرض كرد: خدايا بهشت و نعمت‏هاى آن را مى‏طلبم. پاسخ آمد: دستيابى به آن، در گرو تسبيح گفتن در شب قدر است.

عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.

در پايان گفت: خدايا رضاى تو را مى‏طلبم. پاسخ آمد: كسى مشمول رضاى من است كه در شب قدر، نماز بگذارد.

منبع:وسائل الشيعة،جلد  ‏8 ،صفحه 20


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

حديثي بسيار بسيار جالب و منحصر به فرد

(به بهانه ميلاد امام حسن عليه السلام)

حدیثی است که در بین احادیث ،سنداً و متناً، منحصر به فرد است ؛ پيشنهاد مي شود متن عربي را هم حتما بخوانيد

حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ ؛ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ؛ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ ، عَنِ الْحَسَنِ ، عَنِ الْحَسَنِ :‏ أَنَ‏ أَحْسَنَ‏ الْحَسَنِ‏ ، الْخُلُقُ الْحَسَنُ.

حديث كرد براي ما ابوالحسن ، كه او روايت كرد از ابوالحسن ، كه او نيز روايت كرده از ابوالحسن ، كه او شنيد از حسن كه او گفت پدرم حسن از پدرش امام حسن عليه السلام روايت كرد كه : همانا حسن ترين  حسن ها ؛ خُلق حسن است (نيكوترين نيكوها ؛ خلق نيكوست)

منبع: بحار الأنوار ، جلد ‏68،  صفحه  386،  باب 92

حسن هاي موجود در سلسله ي حديث چه كساني اند؟

فأما أبو الحسن الأول فمحمد بن عبد الرحيم التستري

و أما أبو الحسن الثاني فعلي بن أحمد البصري التمار
و أما أبو الحسن الثالث فعلي بن محمد الواقدي
و أما الحسن الأول فالحسن بن عرفة العبدي
و أما الحسن الثاني فالحسن بن أبي الحسن البصري
و أما الحسن الثالث فالحسن بن علي بن أبي طالب ع‏ليه السلام

داستانك:

دوست دار معاویه بود . در مدحش شعر می گفت و کینه ی امام را داشت . امام را که دید دیگر چیزی نفهمید . چشمانش را بست و دهانش را باز کرد . هر چه توانست گفت اما امام ساکت بود . حرفهایش که تمام شد دید لبخند می زند, از حال و احوالش پرسید و کیسه ای پول به او داد تا خرج زندگیش کند . سرش را پایین انداخت . شرمنده شده بود . محبت امام بدجوری در دلش افتاد . برگشت . دیگر وِرد زبانش امام بود و تعریف از او .
...
افتاده بودند دست و پای امام را می بوسیدند ؛ خودش با پنجاه نفر از خیشانش , همه شیعه ی امام شده بودند
 
برگرفته از کتاب « آفتاب  غریب » از مجموعه کتب 14 خورشید و یک آفتاب

جهت مطالعه 20 داستانك از امام حسن عليه السلام اينجا را كليك نماييد


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

آيا واقعا مختار خوب بود؟

(به بهانه 14 رمضان ، سالروز شهادت جناب مختار)


عبدالله بن شريك مي گويد:

 روز عيد قربان نزد امام محمدباقر(عليه السلام) رفتم و در مجلس ايشان نشسته بودم كه مردي از اهل كوفه وارد شد.

مرد كوفي اصرار داشت بر دست امام(عليه السلام) بوسه زند و ابراز ارادت بسيار كرد. حضرت از او پرسيدند؛ تو كيستي؟

مرد كوفي عرض كرد؛ من «ابومحمد، حكم بن مختار» هستم.

 امام (عليه السلام) او را در كنار خود نشانيد و تكريم كرد.

فرزند مختار گفت؛ اي پسر رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلام) مردم درباره پدرم سخن ها گفته اند ولي به خدا سوگند آنچه شما در حق پدرم بفرماييد را حق مي دانم.

 حضرت پرسيدند: مگر درباره پدرت چه گفته اند؟

حكم بن مختار در پاسخ گفت؛ مي گويند پدرم كذاب بوده است!

امام محمدباقر فرمودند:

سبحان الله ! پدرم به من خبر داد كه مهريه مادرم از آنچه مختار فرستاده بود تامين شد . سپس دو مرتبه فرمود رحم الله ابوك رحم الله ابوك. مختار هيچ حقي از ما را نگرفته نگذاشت. قاتلان ما را كشت و به خونخواهي ما برخواست

منبع:بحارالانوار، جلد  45  صفحه  351


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

روزه وگرما !!! واي!!!

(به بهانه ماه مبارك رمضان)

اگر انسان با ديد بصيرت بنگرد ، مي بيند كه اين سختي ها بجز خير براي انسان چيزي ندارد.نمونه اش همين روزه ، آنهم در اين هواي گرم؛ درست است كه سختي دارد اما:  إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا

داستانك:

پس از آنکه حضرت مریم علیها السّلام از دنیا رفت، حضرت عیسی علیه السّلام جنازه ی او را پس از تجهیز به خاک سپرد، سپس روح مادرش را دید و گفت: «مادر! آیا هیچ آرزویی داری؟»
مریم علیها السّلام پاسخ داد: «آری، آرزویم این است که در دنیا بودم و شب های سرد زمستانی را با مناجات و عبادت در درگاه خدا به بامداد می رساندم و روزهای گرم تابستان را روزه می گرفتم»


  منبع: داستان هایی از یاد خدا، صفحه 28


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

بوی خوش دهان روزه دار


امام حسن عسگرى (عليه السلام) در تفسير منسوب به ايشان در خصوص آيه 51سوره بقره،

 وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً، ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ

مى‏فرمايد:

خداوند عزّ و جلّ به موسى فرمان داد كه در ميعاد براي گرفتن تورات حاضر شود و سى روز روزه بگيرد و در كوه به مناجات بپردازد و موسى گمان كرد بعد از سى روز كتاب الهى نازل مى‏شود، لذا سى روز روزه گرفت و در شب آخر قبل از افطار مشغول مسواك زدن دندان خود شد،

خداوند به او وحى كرد، اى موسى تو مى‏دانى كه بوى دهان روزه‏ دار نزد من از هر عطرى خوشبوتر است، پس ده روز ديگر نيز روزه بگير و هنگام افطار مسواك مزن،

 موسى نيز چنين كرد، خداوند هم به او وعده داد كه كتاب تورات را بعد از چهل شب بر او نازل كند و چنين نيز شد.

منبع:

التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام

صفحه250

 

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

ثواب روزه گرفتن در گرما و در حال تشنگى‏

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام

مَنْ صَامَ يَوْماً فِي الْحَرِّ فَأَصَابَهُ ظَمَأٌ وَكَّلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ أَلْفَ مَلَكٍ يَمْسَحُونَ وَجْهَهُ وَ يُبَشِّرُونَهُ حَتَّى إِذَا أَفْطَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ وَ رَوْحَكَ مَلَائِكَتِي اشْهَدُوا أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَه‏

 

يونس بن ظبيان از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است:

كسى كه در گرما يك روز را روزه بدارد و تشنگى را تحمل كند، خداوند هزار فرشته را بر او مى‏گمارد تا دستهاى خود را بر روى او كشيده و او را بشارت دهند، و پس از آنكه افطار كرد خداوند مى‏فرمايد: چقدر خوش بويى! اى فرشتگان من گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.

 منبع :

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

صفحه 148


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

نمازي بسيار با فضيلت و آسان در ماه رمضان

مستحب است در هر شب ماه رمضان دو ركعت نماز در هر ركعت حمد و توحيد سه مرتبه و چون سلام داد بگويد: سُبْحَانَ مَنْ هُوَ حَفِيظٌ لا يَغْفُلُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ رَحِيمٌ لا يَعْجَلُ سُبْحَانَ مَنْ هُوَ قَائِمٌ لا يَسْهُو سُبْحَانَ مَنْ هُوَ دَائِمٌ لا يَلْهُو

پس بگويد تسبيحات اربعه را هفت مرتبه  و بعد از آن يك مرتبه بگويد سُبْحَانَكَ سُبْحَانَكَ سُبْحَانَكَ يَا عَظِيمُ اغْفِرْ لِيَ الذَّنْبَ الْعَظِيم

پس ده مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبر و آل او عليهم السلام

آنگاه پيامبر فرمودند: سوگند به آن که مرا به حق به پیامبری برانگیخت، خداوند برای هر رکعت، صد هزار فرشته می‌آفریند که برای او حسنات می‌‌نویسند و گناهان را از او محو می‌کنند و درجات او را بالا می‌برند و خداوند، پاداش کسی را به او می‌دهد که هفتاد برده آزاد کرده باشد

مفاتيح الجنان اعمال ماه رمضان و بحار الانوار جلد 93 صفحه 346

جهت نياز به مطالعه نمازهاي هر شب ماه مبارك رمضان اينجا را كليك نماييد

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

شباهت زن بي حجاب با اتوبوس

(به بهانه 28 شعبان ، سالروز ارتحال زبان گوياي اسلام آيت الله فلسفي)

داستانك 1:

مرحوم فلسفی به همراه همسرش از جایی می‌گذشتند.

زن بی حجابی با طعنه‌ گفت: بدبخت! زنش را گونی‌پیچ کرده.

مرحوم فلسفی رو به زن گفت: چرا کسی روی اتوبوس‌های کنار خیابان چادر نمی‌کشد؟

زن گفت: چون وسیله نقلیه عمومی هستند و ارزشی ندارند.باز پرسید:چرا همه روی خودروهای خودشان چادر می‌کشند؟

گفت:چون وسیله شخصی است و باارزش است.

مرحوم فلسفی گفت: زن من جزء لوازم شخصی من است و ارزشمند،نه مثل وسیله نقلیه عمومی !!!

داستانك 2:

مرحوم آيت الله فلسفي ميفرمود:

در قبل از انقلاب در يكي از شهرستانهايي كه شيعه و سنّي در كنار يكديگر زندگي ميكردند سخنراني داشتم. ديدم در آن شهرستان فحشا و منكرات زياد است و اين بر اثر نبودن مجالس موعظه و امر به معروف و نهي از منكر است.

يك روز كه علماي اهل سنّت به ديدنم آمده بودند، آنان را مورد عتاب قرار دادم كه چرا شما علماي عامّه، امر به معروف نميكنيد و مجالس موعظه نداريد؟

 پس از پايان سخنانم يكي از علماي سنّي برخاست و اجازه خواست كه پاسخ مرا بدهد. به او اجازه دادم. آن عالم سنّي گفت : آقاي فلسفي خداا سايهي امام حسين عليهالسلام را از سر شما علماي شيعه كم نكند، چون ما حسين عليهالسلام نداريم و مجلس روضه نداريم. امام حسين عليهالسلام يك محبوبيتي به شما علماي شيعه داده است كه تا نام او را ميبريد و صحبت روضهي امام حسين ع ميشود، همه اقشار گرد شما جمع ميشوند و شما در زير سايهي خيمه عزاي حسيني هم به مردم اخلاق ميآموزيد، هم معارف را بيان ميكنيد و هم تبيين احكام ميكنيد و شيعيان به بركت عزاي امام حسين ع تربيت ميشوند و اين رمز موفقيّت روحانيت شيعه است،

 مرحوم فلسفي ميفرمودند: من برخاستم و او را بوسيدم و به او گفتم؛ خوب فهميدي، رمز محبوبيت و موفقيّت شيعه، امام حسين ع است.

                        منبع : ره توشه (محرم) سال 79


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

اگر چند روز امام زمان را نبينيم چه مي كنيم؟؟؟

عبدالكريم كفاش ؛ پيرمرد كفاشي بود كه وجود نازنين بقيه الله هر هفته به مغازه او مي آمدند

روزي از او سوال كردند كه اگر يك هفته نيايم چه مي كني ؟ عرضه داشت : آقا قطعا دق مي كنم .

آقا فرمودند : اگر غير از اين بود نمي آمدم

داستان 1:بغل كردن امام زمان

روزی امام زمان در مغازه عبدالکریم کفاش نشسته بودن که رو میکنند به عبدالکریم و میگویند:

عبدالکریم کفش های منو ببین نیاز به وصله دارن

عبدالکریم جواب میدن:آقا به روی چشم اما اجازه بدهید اول سفارش های مردم رو تموم کنم بعد به کفش های شما برسم.(البته چون آقا امر نكرده بودند اين جواب را داد)

امام زمان برای بار دوم می فرمایند:عبدالکریم کفش های من نیاز به وصله دارن برام بدوزش.

بازم هم عبدالکریم همان پاسخ را میدهند.

برای بار سوم امام زمان می فرمایند عبدالکریم کفش های منو برام بدوز.

این بار عبدالکریم کفاش از جایش برمیخیزد و به جلوی آقا میره و آقا رو بغل میکنه و محکم فشار میده و میگه آقاجان قربونت برم من که گفتم چشم اما اگه بار دیگه بگین همینجوری که تو بغلم گرفتمت داد میزنم آی مردم بیاین که امام زمان اینجاست.

امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) می فرمایند عبدالکریم اگه اینطوری نبودی هرگز به سراغت نمی اومدیم...

داستان 2 : آقا جان شما كه مستاجر نيستيد

مرحوم سید عبدالکریم کفّاش اجاره نشین بود. روزی صاحب خانه ایشان را جواب کرد.

وی بلافاصله اسباب و اثاثیه خود را از منزل بیرون آورده و در کنار کوچه ای گذارده بود و از این بابت بسیار نگران به نظر می رسید.

در همان حال خدمت امام زمان – ارواحنا فداه – مشرّف می شوند. مرحوم آقا سید عبدالکریم می گوید: حضرت به من فرمودند: صابر باش.

عرض کردم: چَشم! اما مصیبت اجاره نشینی مصیبتی است که شما خانواده گرفتار آن نشده اید. آقا [لبخندي زدند و] فرمودند: برای تو منزل فراهم می شود. چیزی نگذشت که برخی از اهل خیر برای او منزلی خریدند و خیال ایشان از این جهت آسوده گردید.

منبع:کتاب روزنه هایی از عالم غیب / نویسنده:آیت اللَّه سید محسن خرازی


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

امام زمان : نماز اول وقت را فراموش نكن


صدای اذان از رادیو ماشین به گوش رسید، جوانی كه در كنارم نشسته بود بلند شد و به طرف راننده رفت و به او گفت: آقای راننده! می خواهم نماز بخوانم.

راننده با بی تفاوتی و بی خیالی گفت: برو بابا حالا كی نماز می خواند! بعدش هم توجهی به این مطلب نكرد، ولی جوان با جدیت گفت: به تو می گویم نگهدار!...

راننده فهمید كه او بسیار جدی است، گفت: اینجا كه جای نماز خواندن نیست، وسط بیابان، بگذار به یك قهوه خانه یا شهری برسیم، بعد نگه می دارم.

خلاصه بحث بالا گرفت راننده چاره ای جز نگه داشتن نداشت. بالاخره ماشین را در كنار جاده نگه داشت، جوان پیاده شد و نمازش را با آرامش و طمأنینه خواند، من هم به تأسی از وی نماز خواندم. پس از نماز وقتی در كنار هم نشستیم و ماشین حركت كرد از او پرسیدم: چه چیز باعث شده كه نمازتان را اول وقت خواندید؟

گفت: من به امام زمانم، حضرت ولی عصر(عج) تعهد داده ام كه نماز را اول وقت بخوانم.

تعجب من بیشتر شد، گفتم: چگونه و به خاطر چه چیز تعهد دادید؟

گفت: من قضیه و داستانی دارم كه برایتان بازگو می كنم، من در یكی از كشورهای اروپایی برای ادامه تحصیلاتم درس می خواندم، چند سالی بود كه آنجا بودم، محل سكونتم در یك بخش كوچک بود و تا شهر كه دانشگاه در آن قرار داشت فاصله زیادی بود كه اكثر اوقات با ماشین این مسیر را طی می كردم. ضمناً در این بخش، یک اتوبوس بیشتر نبود كه مسافران را به شهر می برد و بر می گشت.

برای فارغ التحصیل شدنم باید آخرین امتحانم را می دادم، پس از سال ها رنج و سختی و تحمل غربت، خلاصه روز موعود فرا رسید، درس هایم را خوب خوانده بودم، آماده بودم برای آخرین امتحان سوار  اتوبوس شدم و پس از چند دقیقه، اتوبوس در حالی كه پر از مسافر بود راه افتاد، من هم كتاب جلویم باز بود و می خواندم، نیمی از راه آمده بودیم كه یكباره اتوبوس خاموش شد، راننده پایین رفت و كاپوت ماشین را بالا زد، مقداری موتور ماشین را نگاه كرد و دستكاری نمود، آمد استارت زد، ماشین روشن نشد، دوباره و چندین بار همین كار را كرد، اما فایده ای نداشت، (این وضعیت) طولانی شد و مسافران آمده بودند كنار جاده نشسته و بچه های شان بازی می كردند و من هم دلم برای امتحان شور می زد و ناراحت بودم، چیزی دیگر به موقع امتحان نمانده بود، وسیله نقلیه دیگری هم از جاده عبور نمی كرد كه با آن بروم، نمی دانستم چه كنم، در اضطراب و نگرانی و ناامیدی به سر می بردم، تا شهر هم راه زیادی بود كه نمی شد پیاده بروم، پیوسته قدم می زدم و به ماشین و جاده نگاه می كردم كه همه تلاش های چندساله‌ام از بین می رود و خیلی نگران بودم.

یكباره جرقه ای در مغزم زد كه ما وقتی در ایران بودیم در سختی ها متوسل به امام زمان(عج) می شدیم و وقتی كارها به بن بست می رسید از او كمک و یاری می خواستیم، این بود كه دلم شكست و اشكم جاری شد، با خود گفتم: یا بقیة اللَّه! اگر امروز كمكم كنی تا به مقصدم برسم، قول می دهم و متعهد می شوم كه تا آخر عمر نمازم را همیشه سر وقت بخوانم.

پس از چند دقیقه آقایی از آن دورها آمد و رو كرد به راننده و گفت: چه شده؟ (با زبان خود آنها حرف می زد). راننده گفت: نمی دانم هر كار می كنم روشن نمی شود. مقداری ماشین را دست كاری كرد و كاپوت را بست و گفت: برو استارت بزن!

چند استارت كه زد ماشین روشن شد، همه خوشحال شدند و سوار ماشین گشتند و من امیدی در دلم زد و امیدوار شدم، همین كه اتوبوس می خواست راه بیفتد، دیدم همان آقا بالا آمد و مرا به اسم صدا زد و گفت:

«تعهدی كه به ما دادی یادت نرود، نماز اول وقت!»

و بعد پیاده شد و رفت و من او را ندیدم. فهمیدم كه حضرت بقیة اللَّه امام عصر(عج) بوده، همین طور اشك می‌ریختم كه چقدر من در غفلت بودم. این بود سرگذشت نماز اول وقت من

 منبع: نماز و عبادت امام زمان(عج)، عباس عزیزی، صفحه 85


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 

چه كنيم تا امام زمان را ببينيم؟

(به بهانه ميلاد امام زمان عجل الله فرجه)

داستانك:

پریشان و سراسیمه بودم. لحظاتی چند فقط به چیزی که شنیده بودم، می‌اندیشیدم.

« اگر طالب دیدار امام زمانت هستی به فلان شهر برو. حضرت بقیة الله در بازار آهنگران در مغازه  قفل‌سازی نشسته بلند شو و خدمت ایشان برس»

بعد از مدت‌ها چله‌نشینی و دعا و توسل به علوم غریبه بالاخره کورسویی از امید به رویم تابیدن گرفت. به سرعت بلند شدم و وسائل سفر را آماده کردم. سفر راحتی نبود. اما حاضر بودم چند برابر این سختی را تحمل کنم تا بتوانم به آرزویم برسم. شور و اشتیاقی که از وجودم زبانه می‌کشید مرا به حرکت وا می‌داشت.

خودم را به بازار آهنگران رساندم آن قدر هیجان زده بودم که چشم‌هایم هیچ چیز را نمی‌دید. فقط مغازه پیر قفل‌ساز را جستجو می‌کردم. لحظه به لحظه که می‌گذشت شوق و شورم بیشتر می‌شد. وقتی وارد مغازه پیرمرد قفل‌ساز شدم در همان نگاه اول امام را شناختم. دستم را روی سینه گذاشته و با ادب سلام دادم. در آن لحظه همه چیز به جز وجود امام را فراموش کرده بودم. حضرت جوابم را داد و با دست مرا به سکوت فرا خواند.

پیرمرد در حال وارسی چند قفل بود. در این لحظه پیرزنی وارد مغازه شد لباس‌های کهنه‌ای به تن داشت و عصایی به دست. در دستان فرتوت و لرزانش قفلی به چشم می‌خورد. پیرزن آن را به قفل ساز نشان داد و گفت: برادر برای رضای خدا این قفل را سه شاهی از من بخرید. به پولش نیاز دارم.

پیرمرد قفل را گرفت و آن را وارسی کرد. قفل سالم بود پس رو به زن کرد و گفت: ... خواهرم تو مسلمانی و من هم مسلمان. چرا مال مسلمان را ارزان بخرم من نمی‌خواهم تو ضرر کنی. این قفل هشت شاهی ارزش دارد و من اگر بخواهم در معامله سودی ببرم آن را به قیمت هفت شاهی می‌خرم چون در این معامله بیشتر از یک شاهی سود بردن بی‌انصافی است.

پیرزن با ناباوری قفل ساز را نگاه کرد و بعد از این که سخنان پیرمرد تمام شد گفت: من تمام این بازار را زیر پا گذاشتم و این قفل را به هر که نشان دادم گفتند بیشتر از دو شاهی آن را نمی‌خرند من هم به این دلیل به آنها نفروختم که به سه شاهی پول نیاز دارم. پیرمرد گفت: اگر آن را می‌فروشی من هفت شاهی می‌خرم و سپس هشت شاهی به پیرزن داد. پیرزن راضی و خوشحال عصا زنان دور شد.

آن گاه امام رو به من کرد و فرمود: مشاهده کردی؟ شما هم این طور باشید تا ما خود به سراغ شما بیاییم. چله نشینی لازم نیست و توسل به علوم غریبه فایده‌ای ندارد. عمل درست داشته باشید و مسلمان باشید. از تمام این شهر من این پیرمرد را برای مصاحبت انتخاب کرده‌ام چون دین‌دار است و خدا را می‌شناسد این هم از امتحانی که داد. او با اطلاع از نیاز زن به پول قفل را به قیمت واقعی‌اش از او خرید. این گونه است که من هر هفته به سراغش می‌آیم و احوالش را می‌پرسم.

پس از تمام شدن سخنان امام سرم را پایین انداختم و به فکر فرو رفتم.

منبع:عنايات حضرت وليعصر ؛بخش اول ، صفحه 86 ، تشرف 31    (با تلخيص و تصرف)


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 

عاقبت طلبه اي كه شب را كنار دختري گذراند

(به بهانه ميلاد حضرت علي اكبر و روز جوان)

قال رسول الله صلي الله عليه و آله:

إنّ اللَّه تعالى يباهي بالشّاب العابد الملائكة، يقول أنظروا إلى عبدي ترك شهوته من أجلي.

خداوند بزرگ به جوانِ عبادت پيشه ، نزد فرشتگان افتخار مي كند؛ در حالي كه مي فرمايد: « بنده ام را بنگريد . براي من ، خواسته هاي نفس خود را كنار نهاده است »

منبع:نهج الفصاحه صفحه 303

داستانك:

شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در حجره ي خود مشغول مطالعه بود كه به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. دختر گفت: شام چه داری؟

 طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد.

از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند.

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ... . محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد.

شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟

و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟

محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... . لذا علت را پرسید طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدار اشاره نمود.


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

خوش اخلاقي در خانه

(به بهانه مبعث خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله)

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم

انما بعثت لأتمّم مكارم الاخلاق

مبعوث شده ‏ام تا اخلاق كريمه و فضائل انسانى را اتمام و اكمال نمايم

منبع :بحار الأنوار،جلد ‏68 ،صفحه382

داستانك :

عموما جریان سعد بن معاذ را می دانیم که ؛ هنگام دفنش مادرش گفت پسرم خوشا به حالت بهشت گوارایت  و پیامبر فرمود : زیاد خوشحال نباش و برای خدا تکلیف مشخص نکن که سعد هم اکنون در فشار است . اصحاب سبب را پرسیدند فرمود : سعد با خانواده اش بد اخلاق بود (بحار الانوار جلد 21 صفحه 257 )

حال آیا می دانیم سعد بن معاذ كه فشار قبر نصيب او شد ؛ چه شخصیتی است ؟

او از کبار صحابه رسول الله  و زعیم قبیله اوس بود

  در جنگهایی مهمی نظیر بدر و احد و خندق حضور داشت

 در غزوه بواط در سال دوم هجرت از طرف پیامبر حکومت مدینه به او سپرده شد

مستجاب الدعوه بود ؛ در جنگ خندق به شدت زخمي شد ؛ در آن هنگام دعا كرد: خداوند اگر چيزى از جنگ ما با قريش باقى بماند مرا زنده نگهدار براى جنگ ديگرى كه من دوست دارم با قومى كه پيغمبر ترا از او رنج داده و او را تكذيب نموده‏اند نبرد كنم خداوندا  اگر جنگ پايان يافته باشد مرا (در اين واقعه) شهيد فرما و  نیز  مرا مكش مگر بعد از اينكه چشم مرا به تباهى بنى قريظه (يهود) روشن کنی .(ترجمه کتاب الكامل،جلد7 ،صفحه :206)

چون سعد آن گفته (دعا) را به زبان آورد خون بند آمد و بعد از پایان جنگ و بعد از پایان غائله ی یهود خون ریزی شروع شد

 قضاوت برخورد با یهودیان پیمان شکن  بنی قریظه توسط پیامبر به او  واگذار  شد و  بعد از قضاوتش پیامبر فرمود:  خداوند این حکم تو را تایید و امضا نمود

 در تفسیر منصوب به امام عسکری علیه السلام آمده است: قال رسول الله ص: يرحمك الله يا سعد، فلقد كنت شجا «4» في حلوق الكافرين، لو بقيت لكففت العجل- الذي يراد نصبه في بيضة المسلمين  كعجل قوم موسى . قالوا: يا رسول الله أ و عجل يراد أن يتخذ في مدينتك هذه! قال: بلى، و الله يراد، و لو كان سعد فيهم حيا لما استمر تدبيرهم، و يستمرون ببعض تدبيرهم، ثم الله تعالى يبطله. قالوا: أخبرنا كيف يكون ذلك قال: دعوا ذلك لما يريد الله أن يدبره  

مدتها بعد از شهادت سعد بن معاذ  رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: خدا رحمت كند تو را اى سعد، بدرستى كه استخوانى بودى در گلوهاى كافران، و اگر مى‏ماندى منع خواستى كرد گوساله را كه اراده نصب او خواهند نمود در بيضه اسلام- كه مدينه است- مانند گوساله موسى.

صحابه گفتند: يا رسول اللّه! آيا اراده خواهند نمود در مدينه تو گوساله برپا كنند؟

حضرت فرمود: بلى و اللّه اراده خواهند كرد، و اگر سعد زنده مى‏بود نمى‏گذاشت كه ايشان بكنند و ليكن خواهند كرد و حق تعالى نخواهد گذاشت كه تدبير ايشان مستمر شود و بزودى خدا تدبير ايشان را باطل خواهد كرد.

صحابه گفتند: يا رسول اللّه! ما را خبر ده كه تدبير ايشان چگونه خواهد بود.

حضرت فرمود: بگذاريد تا تدبير حق تعالى در اين باب ظاهر گردد        (التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري، صفحه: 481 ) به نقل از (حياة القلوب، المجلسي ،جلد 4،صفحه:1271)

 از کلام بالا مشخص می شود که اگر سعد زنده بود نمی گذاشت حق امام علی علیه السلام را غصب کنند

در هنگام جان دادن رسول خداى به بالين او آمد و سر سعد را به زانو خود گذاشت و فرمود: الهى! سعد در راه تو سختيها ديده و رسول تو را تصديق كرده و حقوق اسلام كه بر ذمّت او بوده ادا نموده، روح او را چون ارواح دوستان خود قبض فرماى. سعد اين بانگ بشنيد و چشم باز كرد و گفت: السّلام عليك يا رسول اللّه. گواهى مى‏دهم كه تو رسول خدائى و حق رسالت بگذاشتى و سر خود را برگرفت و بر زمين نهاد و عذر بخواست و بعد از دنیا رفت

 بعد از شهادت سعد ،جبرئيل فرود آمد و خدمت پیامبر عرض كرد:

كيست از اصحاب تو كه درگذشت و درهاى آسمان به روى او گشاده گشت؟ پيامبر فرمود: سعد بن معاذ

 پیامبر شخصا او را غسل داد و بر او نماز خواند

 پیامبر در تشییع جنازه او حاضر شد و  عبا از دوش و کفش از پا در آورد

 در تشییع او اصحاب گفتند: يا رسول اللّه، سعد مرد بزرگ جثه‏اى بود و در دست ما سخت سبك است .پیامبر فرمود: من مى‏نگريستم ملائكه را كه جسد سعد را حمل مى‏كردند.

 پيغمبر فرمود: عرش در مرگ سعد جنبش كرد و درهاى آسمان گشوده شد و هفتاد هزار فرشته تشييع جنازه او كرد

 رسول خداى در خانه او به سر انگشتان پاى راه مى‏رفت و مى‏فرمود كه: از كثرت فرشتگان، جاى قدم گذاشتن نيست و چون پاى مى‏گذارم فرشته بال خود را از جاى بر می دارد تا پاى ديگر بگذارم.  (کتاب ناسخ التواريخ(زندگانى پيامبر)، ،جلد 2،صفحه :1065)

 با اينهمه كرامت از سعد ؛ بازهم چون با خانواده بد اخلاق بود ، فشار قبر نصيبش شده بود


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد


ثواب تشرف به مكه و مدينه و كربلا و كاظمين ، بيشتر است ، يا مشهد؟

(به بهانه ميلاد امام جواد عليه السلام)

محمّد بن سليمان، مى‏گويد:

از حضرت جواد عليه السّلام راجع به مردى كه حجّ بجا مى‏آورد پرسيدم:

وى براى انجام حج تمتّع داخل مكّه شد و خداوند بر انجام حج و عمره كمكش كرد، سپس به مدينه رفت و بر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سلام داد  و آن جناب را زيارت كرد

پس از آن به زيارت شما آمد در حالى كه به حق شما عارف بوده و مى‏داند كه شما حجت خدا بر خلائق هستيد.و توجّه دارد كه شما همان بابى هستيد كه شخص براى توجّه الى اللَّه بايد از آن باب وارد شود و به شما سلام داده و زيارتتان مى‏كند،

 سپس به زيارت حضرت ابا عبد اللَّه الحسين سلام اللَّه عليه رفته و به آن حضرت سلام مى‏دهد

 آن گاه به بغداد رفته و بر حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام سلام مى‏دهد و بعد به شهر خودش مراجعت مى‏كند، و پس از رسيدن موسم حج خداوند متعال حج را روزى او مى‏كند حال بفرمائيد كداميك از اين دو افضل و برتر هستند؟

حجة الاسلامى كه بجا آورد و برگشت و دوباره حجّ روزى او شده يا به خراسان رود و پدر بزرگوارتان حضرت على بن موسى عليه السّلام را سلام داده و زيارت كند؟

حضرت در جواب فرمودند: بلكه افضل آن است كه به خراسان رود و بر پدرم حضرت ابى الحسن الرضا سلام داده و آن جناب را زيارت كند و شايسته است كه اين زيارت را در ماه رجب انجام دهد...

 

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام عَنْ رَجُلٍ حَجَّ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ- فَدَخَلَ مُتَمَتِّعاً بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَأَعَانَهُ اللَّهُ عَلَى حَجِّهِ وَ عَلَى عُمْرَتِهِ ثُمَّ أَتَى الْمَدِينَةَ فَسَلَّمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ أَتَاكَ عَارِفاً بِحَقِّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ بَابُهُ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ فَسَلَّمَ عَلَيْكَ ثُمَّ أَتَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنَ عليه السلام فَسَلَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ أَتَى بَغْدَادَ فَسَلَّمَ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عليه السلام ثُمَّ انْصَرَفَ إِلَى بِلَادِهِ فَلَمَّا كَانَ وَقْتُ الْحَجِّ رَزَقَهُ اللَّهُ مَا يَحُجُّ بِهِ فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ لِهَذَا الَّذِي قَدْ حَجَّ حِجَّةَ الْإِسْلَامِ يَرْجِعُ فَيَحُجُّ أَيْضاً أَوْ يَخْرُجُ إِلَى خُرَاسَانَ إِلَى أَبِيكَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عليه السلام فَيُسَلِّمُ عَلَيْهِ قَالَ بَلْ يَأْتِي‏ خُرَاسَانَ فَيُسَلِّمُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ أَفْضَلُ ...

منبع :كامل الزيارات. صفحه  924 .باب صد و يكم

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

لا اله الا الله

(به بهانه ماه رجب)

پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايند:

 كسى كه بگويد در ماه رجب هزار مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ بنويسد خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه و بنا فرمايد براى او صد شهر در بهشت

منبع:مفايح الجنان. اعمال ماه رجب . عمل دهم

 امام صادق عليه السّلام فرمودند:

عمل كسى كه صد بار «لا اله الّا اللَّه» بگويد، برتر از اعمال ساير مردم در آن روز است، مگر عمل كسى كه بيش از اين گفته باشد.

منبع: ثواب الاعمال-ترجمه بندرريگى  . صفحه 13

توجه توجه توجه : 100 بار گفتن « لا اله الا الله » 100 ثانيه بيشتر طول نمي كشد . و از آنجايي كه هنگام گفتنش لب انسان تكان نمي خورد ، خجالت و ريا و... هيچ جايگاهي ندارد

دو سوال از محضر آيت الله بهجت

*سؤال1:

اینجانب به وسواس مبتلا هستم؛ لطفاً جهت برطرف شدن آن مرا راهنمایی فرمایید!

جواب: اِکثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله)، علاج وساوس است. [به سوی محبوب:71]

 *سؤال2:

چه کنیم تمرکز فکر پیدا کنیم؟[از وسواس فكري دور شويم]

جواب: اذکاری که برای جمع کردن فکر مؤثر است، مثل: (لا إله إلاّ الله) را زیاد بگویید.[فیضی از ورای سکوت:228]


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

فضيلت و اعمال ليله الرغائب +كيفيت نماز ليله الرغائب

(به بهانه اولين شب جمعه ماه رجب "ليله الرغائب")

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:

كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.

میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.

 

طريقه خواندن نماز ليله الرغايب

روز پنج شنبه اول آن ماه  - در صورت امكان و بلا مانع بودن -  روزه گرفته شود.

چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود (البته در كتاب شريف وسائل الشيعه جلد 8 صفحه 99 بعد از نماز عشا آمده است) كه ميشود 6 نماز 2 ركعتي ، و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید،

 هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.

پس از آنسر به سجده مي گذارد و در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود.

پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود.

دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. 

در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.

در اين شب عزيز ما را از دعاي خير خود بي نصيب نگذاريد

منبع :

مفاتيح الجنان

اعمال ماه رجب

خودسازي در كلام آيت الله حسيني زنجاني

(به بهانه ارتحال حضرت آيت الله العظمي حاج سيد عزالدين حسيني زنجاني )

پاسخ مرجع عالي قدر شيعه حضرت آيت الله العظمي حاج سيد عزالدين حسيني زنجاني به سوالات برخي از جوانان در خصوص سلوك عرفاني و ذكر

سوال 1.

حضرت عالی مداومت بر چه ذکری را توصیه می کنید؟

مهم ترین و برترین ذکر ذکری است که خود خداوند و ملائکه اش بر آن ذکر مواظبت و مداومت دارند:" ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما" ، بهتر است در روز جمعه اقلا هزار مرتبه و در ديگر روزها هر قدر كه مي توانيد به نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم صلوات بفرستيد.

 سوال 2.

به نظر حضرت عالي ما چگونه به سير و سلوك بپردازيم.آيا حتما بايد استادي در اين راه داشته باشيم و يا بايد اعمال خاصي را انجام دهيم؟ لطفا ما را در طي طريق عرفان و معنويت راهنمايي كنيد.

اگر به آنچه در شريعت مقدس به عنوان واجبات وارد شده عمل كنيد و محرمات را ترك كنيد به هيچ چيز ديگري احتياج نداريد و همين كافي است.احكام را از مجتهد جامع الشرايط اخذ كنيد و با دقت عمل كنيد.  اگر نشاط داشتيد برخي از مستحبات را نيز انجام دهيد .در بين مستحبات نافله هاي يوميه و مخصوصا نماز شب بسيار مهم است، اگر چنانچه توانستيد يك ساعت مانده به اذان صبح برخيزيد و نماز شب و دعا بخوانيد.و يكي از چيزهايي كه بسيار مهم است ضبط لسان است. بر زبانتان تسلط داشته باشيد و از غيبت و ديگر گناهان و حتي از سخنان لغو پرهيز كنيد. در حديث قدسي آمده است كه :" اگر مبتلا شدي به ضيق معاش يا بعضي گرفتاري هاي ديگر و خود را بي نشاط و افسرده و پژمرده ديدي بدان كه سخن بي جا گفته اي".


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

مهمترين عامل  فقر و ذلت

(به بهانه شهادت امام هادی علیه السلام)

قال ابوالحسن الثالث  علیه السلام:

الْعُقُوقُ يُعْقِبُ الْقِلَّةَ وَ يُؤَدِّي إِلَى الذِّلَّه

امام هادی علیه السلام می فرمایند:

عاق والدین به فقر گرفتار می شود و ذلیل خواهد شد

منبع:  بحار الأنوار- جلد  ‏71- صفحه : 85

داستانك:

يكي از بزرگان ، در جواني با دو تن از دوستانش، عزم كردند كه به طلب علم روند. چاره اي جز اين نديدند كه از شهر خود، هجرت كنند و به جايي روند كه بازار علم و درس، در آن جا گرم تر است. او، به خانه آمد و عزم خود را به مادر خبر داد. مادر، غمگين شد و گفت: « اي جان مادر! من ضعيفم و بي كس، و تو حامي من هستي؛ اگر بروي، من چگونه روزگار خود را بگذرانم. مرا به كه مي سپاري؟ آيا روا مي داري كه مادرت تنها و عاجز بمانَد و تو دانشمند شوي؟».

 از اين سخن مادر، دردي به دل او فرود آمد. تركِ سفر كرد و آن دو رفيق، به طلب علم از شهر، بيرون رفتند.

مدتي گذشت و او همچنان حسرت مي خورد و آه مي كشيد. روزي در گورستان شهر نشسته بود و زار مي گريست و مي گفت: « من اين جا بي كار و جاهل ماندم و دوستان من به طلب علم رفتند. وقتي باز آيند، آنان عالِم اند و من هنوز جاهل.» ناگاه پيري نوراني بيامد وگفت:« اي پسر! چرا گرياني؟». جوان، حالِ خود را باز گفت. پير گفت:« خواهي كه تو را هر روز درس گويم تا به زودي از ايشان درگذري و عالم تر از دوستانت شوي؟». گفت: « آري، مي خواهم». پس هر روز، درسي مي گفت تا سه سال گذشت. بعد از آن، معلوم شد كه آن پير نوراني، خضر(ع) بود و اين نعمت و توفيق، به بركت رضا و دعاي مادر يافته است. 

منبع:گزيده تذكرة الاولياء، دكتر محمد استعلامى ، صفحه 359 .


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

نمازي بسيار با فضيلت، كه شايد 3 دقيقه ،بيشتر طول نكشد

(به بهانه ايام ماه رجب)

از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده است كه كسى كه اين نماز را بجا آورد حق تعالى دعاى او را مستجاب گرداند و ثواب شصت حج و شصت عمره به او عطا فرمايد

و آن نماز اينچنين است

در هر شب از ماه رجب دو ركعت نماز بجا آورد بخواند

در هر ركعت حمد يك مرتبه و قل ياايها الكافرون سه مرتبه و قل هو الله أحد يك مرتبه و چون سلام دهد دستها را بلند كند و بگويد" لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ وَ آلِهِ و بكشد دستها را به صورت خود

منبع: مفاتيح الجنان - اعمال ماه رجب - اعمال مشتركه - عمل هفدهم


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

روزه ي ماه رجب

(به بهانه ایام ماه رجب )

 وَ مِنْهُ، عَنْ أَبِي الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الصَّمَدِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ الرَّبِيعِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَلِكٍ عَنْ ثَوْبَانَ قَالَ: كُنَّا مُحْدِقِينَ بِالنَّبِيِّ فِي مَقْبَرَةٍ فَوَقَفَ ثُمَّ مَرَّ ثُمَّ وَقَفَ ثُمَّ مَرَّ فَقُلْتُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا وُقُوفُكَ بَيْنَ هَؤُلَاءِ الْقُبُورِ فَبَكَى رَسُولُ اللَّهُ بُكَاءً شَدِيداً وَ بَكَيْنَا فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ يَا ثَوْبَانُ هَؤُلَاءِ يُعَذَّبُونَ فِي قُبُورِهِمْ سَمِعْتُ أَنِينَهُمْ فَرَحِمْتُهُمْ وَ دَعَوْتُ اللَّهَ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْهُمْ فَفَعَلَ فَلَوْ صَامُوا هَؤُلَاءِ أَيَّامَ رَجَبٍ وَ قَامُوا فِيهَا مَا عُذِّبُوا فِي قُبُورِهِم‏

ثوبان يكي از ياران پيامبراكرم (صلي الله عليه و آله) مي گويد :

 با رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در قبرستان بودیم. حضرت ایستاد و گذشت و دوباره ایستاد. عرض کردم: یا رسول‌الله، چرا این‌گونه رفتار می‌کنید؟ پس آن حضرت گریه شدیدی کرد، ما هم گریه کردیم. آن‌گاه فرمود:

 ای ثوبان، صدای ناله اهل عذاب را شنیدم. بر آنها رحم کردم، دعا کردم و خداوند عذاب آنها را تخفیف داد. سپس فرمود: ای ثوبان! اگر کسانی از اهل این قبرستان، که در عذابند، یک روز از ماه رجب را روزه گرفته بودند و یک شب را تا صبح قیام می‌کردند و به عبادت می‌پرداختند، در قبرها معذب نمی‌شدند.

منبع: بحارالانوار-جلد 94 صفحه  49

 امام رضا (عليه السلام) فرموده است:

هر كس براى رغبت به ثواب و پاداش خداى عز و جل، روز اول ماه رجب را روزه بگيرد، بهشت بر او واجب مى‏شود

منبع: روضة الواعظين-ترجمه مهدوى دامغانى   صفحه 628   

 

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

مِثل 50 مرجع تقليد

(به بهانه 25 جمادي الثاني ؛ سالروز ارتحال حضرت آيت الله العظمي اراكي)

دست آقا رو بوسيد و عرضه داشت:

" آقا ، نصيحتي بفرماييد"

آقا، همان طور كه سرشان پايين بود فرمودند:

" شغلت چيست؟"

عرضه داشت :

"نجارم"

آقا فرمودند:

"پس يك در و پنجره براي قلبت بساز"

امروز 25 جمادي الثاني ؛  سالروز ارتحال حضرت آيت الله العظمي اراكي است

زماني كه آيت الله العظمي اراكي از دنيا رفتند ، حضرت آيت الله بهجت بر پيكر مطهر ايشان نماز خواندند و فرمودند: "ارتحال آيت الله محمد علي اراكي در اين زمان و اين شرايط مانند اين است كه پنجاه مرجع تقليد در يك زمان از دنيا رفته باشند "


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

عنايت امام رضا

( به بهانه 24 جمادي الثاني ؛ سالروز ارتحال حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني)

64 سالش شده بود و هر چه پسر برايش آمده بود مرده بودند

دلش شكست

گفت به زيارت امام رضا مي روم و پسر مي گيرم

  ***

نزديك ولادت امام رضا به دنيا آمد

اسمش را گذاشت " محمد رضا"

بعد ها مردم مي گفتند :"حضرت آيت الله العظمي محمد رضا گلپايگاني"

24 جمادي الثاني روز ارتحال اين مرجع بزرگ جهان اسلام است .كسي كه در اين انقلاب چه در دوران طاغوت چه بعد از آن ، لحظه اي از تاييد انقلاب و امام و رهبري كوتاهي نكرد

داستانك :

اين داستان از زبان آيت الله خزعلي و حجت الاسلام راشد يزدي ، بارها بيان شده ،و بيانگر اين است كه اين مرجع بزرگ چقدر خود را مقيد به دفاع از ولايت مي دانسته است

مرجع تقلید جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی، برای رهبر معظم عبای ظریفی هدیه فرستادند و فرمودند: اگر دیدم کاری را شما انجام می دهید و خلاف مطلب اسلامی است، من تذکر می دهم، اگر تغییر دادید بسیار خوب، اگر تغییر ندادید من دیگر صحبت نمی کنم و تضعیف شما را حرام می دانم. عمده ، عظمت شماست. شما رهبر مسلمین هستید و نمی خواهم صحبتی کنم در یک فرعی که شما را تضعیف کرده ام.


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

وصيت عجيب حُجر بن عدي در آخرين لحظات

( بهانه هتك حرمت به بارگاه ملكوتي حضرت حجر بن عدي عليه السلام)

حجر بن عدي يكي از ياران پيامبر اكرم ؛ امام علي و امام حسن عليهم السلام بود

او نه تنها از ياران حضرت علي بلكه از خواص حضرت به شمار مي آيد

او در 3 جنگ ؛ جمل و صفين و نهروان حضور داشت

زندگي اين مرد بزرگ ؛ به خصوص در سال آخر عمرش(سال 51 ه ق ) سراسر مبارزه با طاغوت بود

و عاقبت در راه مقتداي خود حضرت علي عليه السلام به فجيع ترين وضع به شهادت رسيد

وصيت عجيب حُجر بن عدي در آخرين لحظات

حجر بن عدي در آخرين لحظات عمر خود قبل از شهادت ، بعد از آنكه مأموران معاويه از او خاستند وصيت كند ؛ فرمود : 3 در خواست دارم

1. فرزندم را زودتر از من به شهادت برسانيد ،زيرا مي ترسم ، فرزندم وحشت و هراس شمشير را كه بر گردن من كشيده مي شود ببيند و آنگاه از ولايت علي برگردد و باعث شود كه ما دو نفر در منزلگاه آخرتي كه خداوند آنرا به صابران وعده فرموده است كنار هم نباشيم (فرزند حجر همراهش بود و قرار بود او را بعد از پدر به شهادت برسانند) .[كتاب اصحاب اميرالمومنين صفحه57]

2. اجازه دهيد 2 ركعت نماز بگذارم .

"حجر به نماز ایستاد و نماز را طول داد . پرسیدند : آیا از ترس مرگ نماز را طول دادى گفت: "به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته ام، دو رکعت نماز خوانده ام و هرگز نمازى به این سريعي نخوانده ام و براى اینکه خیال نکنید من از مرگ مى ترسم به این کوتاهى خواندم "[مروج الذهب، ج 3، ص 12- 13]

3. پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نکنید و خون پیکرم را نشوئید زیرا مى خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم! [كتاب اصحاب اميرالمومنين صفحه58]

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 

عاشقانه ترين نامه

(به بهانه ميلاد حضرت زهرا , روز مادر و زن و روز تولد حضرت امام خميني  رحمه الله عليه)

اين نامه در فروردين 1312 در بيروت توسط حضرت امام خميني در سفر به مكه مكرمه نوشته شده است

"تصدقت شوم؛ الهى قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاى به جدايى از آن نور چشم عزيز و قوّت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آئينه قلبم منقوش است. عزيزم اميدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند. [حالِ‏] من با هر شدتى باشد مى‏گذرد ولى بحمد اللَّه تا كنون هر چه پيش آمد خوش بوده و الآن در شهر زيباى بيروت هستم؛ حقيقتاً جاى شما خالى است فقط براى تماشاى شهر و دريا خيلى منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراه نيست كه اين منظره عالى به دل بچسبد

... خيلى سفر خوبى است جاى شما خيلى خيلى خاليست. دلم براى پسرت قدرى تنگ شده است. اميد است هر دو  به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزيز و محافظت خداى متعال باشند ...

ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت؛ روح اللَّه‏ "

منبع : صحيفه امام، جلد ‏1، صفحه: 2


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

نشستن در کنار خانواده

(به بهانه ميلاد حضرت زهرا , روز مادر و زن و روز تولد حضرت امام خميني  رحمه الله عليه)

قال رسول الله صلي الله عليه و آله:

جلوس المرء عند عياله أحبّ إلى اللّه من اعتكاف في مسجدي هذا

نشستن در كنار خانواده براي من محبوبتر است از اعتكاف در اين مسجد (مسجد النبي)

منبع: تحرير المواعظ العدديه صفحه 44  

داستانك :

خانم فاطمه طباطبايي, عروس حضرت امام مي گويند:

احترام امام  به خانم بسيار زياد بود و تا آخرين ساعات عمرشان اين احترام در اعمال و رفتارشان مشهود بود و به همه حتي پسرشان نيز حفظ اين روحيه را توصيه مي کردند.

تا وقتي که خانم سرسفره نمي آمدند، خودشان دست به غذا نمي زدند.

 گاهي که ما زودتر دست به غذا مي برديم نمي‌گفتند: چرا صبر نمي کنيد؟ مي گفتند: خانم نيامدند؟

 چند بار ايشان را صدا مي زدند. گاهي خانم مي آمدند و مي‌گفتند: آقا،آخر من مهمان دارم، شمابخوريد، من بايد غذا را بکشم بعدا مي آيم.

اين رفتار امام در همه اثر مي گذاشت

منبع :كتاب زندگي به سبك روح الله - جلد 1  - صفحه 20


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

توصیه های پیامبر به حضرت زهرا درباره مقدمات خواب

(به بهانه ميلاد حضرت زهرا سلام الله عليها )

عن فاطمه الزهرا(سلام الله علیها )قالت: دخل علی رسول الله (صلی الله علیه و آله ) و قد افترشت فراشی للنوم , فقال : یا فاطمه لاتنامی الا و قد عملت اربعه: ختمت القرآن , و جعلت الانبیاء شفعائک , و ارضیت المومنین عن نفسک , و حججت و اعتمرت , قال هذا و اخذ فی الصلوه , فصبرت حتی اتم صلاته, قلت: یا رسول الله امرت باربعه لا اقدر علیها فی هذا الحال فتبسم(صلی الله علیه و آله )و قال:

اذا قرات قل هو الله احد ثلاث مرات فکانک ختمت القرآن , واذا صلیت علی و علی الانبیاء قبلی کنا شفعائک یوم القیمه , و اذا استغفرت للمومنین رضوا کلهم عنک و اذا قلت : سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر, فقد حججت و اعتمرت .

در وقتی که بستر خواب را گسترده بودم, رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بر من وارد شد, فرمود: ای فاطمه نخواب مگر آن که چهار کار را انجام دهی:

1. قرآن را ختم کنی,

2. پیامبران را شفیعت گردانی,

 3. مومنین را از خود راضی کنی,

 4. حج و عمره ای را به جا آوری.

این را فرمود و شروع به خواندن نماز کرد, صبر کردم تا نمازش تمام شد, گفتم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودی در حالی که بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمی کرد و فرمود:

چون قل هو الله را سه بار بخوانی مثل این است که قرآن را ختم کرده ای

 چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستی، شفاعت کنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود،

 چون برای مومنین استغفار کنی ، آنان همه از تو راضی خواهند شد،

 و چون بگویی: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر حج و عمره ای را انجام داده ای.

منبع :مفاتيح الجنان بخش باقيات الصالحات  باب ششم

و بهجه  جلد  1 صفحه  287


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها)

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

يَا أَبَا هَارُونَ إِنَّا نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِتَسْبِيحِ فَاطِمَةَ(سلام الله علیها) كَمَا نَأْمُرُهُمْ بِالصَّلَاةِ فَالْزَمْهُ فَإِنَّهُ لَمْ يَلْزَمْهُ عَبْدٌ فَشَقِيَ

امام صادق (علیه السلام) به ابا هارون فرمودند :

اي اباهارون ما به كودكانمان همان طور به ذكر تسبيح فاطمه زهرا عليها السّلام امر مى‏كنيم كه به نماز امر مى‏كنيم؛ تو نیز بر آن مداومت کن ، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بنده ای که بر آن مداومت نموده است 

منبع: وسائل ‏الشيعة - جلد 6 - صفحه441 -  باب استحباب ملازمة تسبيح الزهراء

استفتاء 148‌ - آيا بعد از نمازها شعارهاى اسلامى بگوييم يا تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) را؟ با توجه به تأكيد فراوان روايات دربارۀ تسبيحات حضرت زهرا بعد از نماز.

ج‌ - اختيار با نمازگزار است و جمع بين هر دو بهتر است.

منبع: استفتاءات (امام خمينى)؛  جلد ‌1،  صفحه : 167


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

شيعه واقعي

(به بهانه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها)

مردی همسرش را به نزد حضرت فاطمه(سلام الله عليها) فرستاد تا از ایشان سووال کند که آیا او از پیروان و شیعیان آن حضرت محسوب می شود یا نه که حضرت فاطمه(سلام الله عليها) در پاسخ فرمودند: به شوهرت بگو اگر به آنچه خواسته و هدف ماست عمل می کنی و از آنچه ما نهی می کنیم، بیزاری می جویی، بدان که از شیعیان ما خواهی بود. در غیر این صورت از شیعیان ما نخواهی بود.

زن جواب را به اطلاع شوهر خود رساند. مرد از این پیام بسیار ناراحت شد و فهمید که مسوولیت شیعه بسیار حساس و سنگین است.

مرد سپس با خود گفت: وای بر من! در امان ماندن از گناه بسیار مشکل است. پس من اهل جهنم هستم و همیشه در آن خواهم ماند.

آن زن جریان اندوه شوهر خود را برای فاطمه زهرا(سلام الله عليها) تعریف کرد و آن حضرت فرمودند: به او بگو آن طور که تو فکر می کنی نیست. زیرا پیروان ما بهترین اهل بهشت هستند اما هر کسی که ما و دوستان ما را دوست داشته و با دشمنان ما دشمن باشد و قلب و زبانش نیز با ما همراه باشد، ولی امر ما را اطاعت نکند و از آنچه نهی نموده ایم پرهیز نکند، جزو رهروان ما محسوب نمی شود.

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) در ادامه فرمودند: اما بعد از اينكه از گناهان پاك شوند و گرفتار انواع مصيبت‏ها و مشكلات شوند و يا در قيامت با انواع سختيها گرفتار گردند، و يا در طبقه اول جهنم معذب شوند و بعد ما آنها را نجات مى‏ دهيم و بطرف خود مى‏ آوري

منبع: بحار الأنوار ، جلد ‏65، صفحه : 155


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

از غصب حق حضرت زهرا ، تا غصب حق فرزند زهرا

حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْخُزَاعِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيِّ بْنُ أَبِي الْحُسَيْنِ الْأَسَدِيُّ عَنْ أَبِيهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ وَرَدَ عَلَيَّ تَوْقِيعٌ مِنَ الشَّيْخِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْعَمْرِيِّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ ابْتِدَاءً لَمْ يَتَقَدَّمْهُ سُؤَالٌ

بسم الله الرحمن الرحيم لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ عَلَى مَنِ اسْتَحَلَّ مِنْ مَالِنَا دِرْهَما

حضرت مهدي (روحي و ارواح العالمين) در توقيع مي نويسند :

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر كسى كه از مال ما [خمس] يك درهم بر خود حلال شمارد

منبع :كمال الدين و تمام النعمة- جلد ‏2   صفحه  522   

گاهى وقتها برخى شعار مى‏دهند؟ ولى در عمل جور ديگر عمل مي كنند

به عنوان مثال:

چقدر تا حالا ما گريه كرده‏ايم كه: حق حضرت زهرا را ندادند؟ فدك را به زهرا ندادند.

اين آقايى كه چند ليتر تا حالا گريه كرده كه چرا حق حضرت زهرا را ندادند، خودش هم خمس‏ نمى‏دهد! چه فرقى مى‏كند كه حق زهرا را ندهيم يا حق فرزند زهرا را ندهيم؟

خمس مال امام زمان است. كه توسط مرجع تقليد خرج محرومين مى‏شود، يا خرج نظام بشود. يا خرج هر چه مصلحت است بشود. آن آقايى كه گريه مى‏كند براى حضرت زهرا و حق زهرا را نمى‏دهد معلوم نيست كه اگر در زمان حضرت زهرا زندگى مى‏كرد وضعش چگونه بود! چون افرادى حق زهرا را ندارند اين آقا هم حق فرزند زهرا را نداد.

اگر كسى به يك معصوم تير اندازى كرد ، به معصوم ديگر هم تير اندازى مي كند.

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 

روايت 75 روز براي شهادت حضرت زهرا صحيح تر است يا 95 روز

(به بهانه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها)

برخي در حال تحقيق هستند كه آخر شهادت حضرت زهرا دقيقا چه تاريخي است . 75 روز بعد از رحلت پيامبر يا 95 روز بعد از رحلت؟!!!

داستان 1 :

آيت الله مقتدايي در درس خارج فقه خود در تاريخ 7/2/89 فرمودند:

سال 1345 شمسی در مكه شیخ علی کاشف الغطاء نوه شيخ جعفر كاشف الغطاء را ديدم ... و او خاطره اي را برايم گفت : كه ، جد ما مرحوم کاشف الغطاء با خود گفت مردم در احکام الهی از ما متابعت می‌کنند و ما فتوی می‌دهیم و آنها عمل می‌کنند در مورد شهادت حضرت زهرا هم اگر ما اعلام بکنیم که شهادت حضرت زهرا روی 75 روز است یا روی 95 روز است مردم متابعت می‌کنند و دو دستگاه و دو موقع عزاداری برپا نمی‌شود و تصمیم گرفت در این مورد مطالعه کند

 لذا کتب مربوطه از شیعه و سنی را جمع کرد تا با یک بررسی عمیق تحقیق کند و حکم نهایی را صادر کند آن بزرگوار (شیخ جعفر کبیر) مادر پیری داشت متجهده و اهل عبادت بود شب در عالم خواب فاطمه زهرا(سلام الله عليها ) را در خواب می‌بیند که با حال غضب (با این تعبیر) فرمودند که این چه کاری است پسرتان می‌خواهد بکند و می‌خواهد وفات یا شهادت مرا کم کند

 این زن که روحش از تصمیم پسرش خبر نداشت از اتاق می‌آید بیرون نصف شب می‌بیند که چراغ اتاق پسرش روشن است معلوم است که بیدار است می‌آید درب اتاق شیخ را باز می‌کند وارد می‌شود می‌بیند اینقدر کتاب دور شیخ جمع شده است که اصلا خود شیخ پیدا نیست گویا پشت کتاب مخفی شده باشد می‌رود جلو صدا می‌زند پسر چه می‌کنی که فاطمه زهرا(سلام الله عليها) بر تو غضبناک است

مرحوم شیخ فکری می‌کند می‌پرسد چه شده است؟

مادر می‌گوید فاطمه زهرا(سلام الله عليها) فرمودند می‌خواهد ایام شهادت مرا کم کند.

مرحوم شیخ می‌فهمد اقدامی که می‌خواست بکند مورد نظر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نیست خود حضرت می‌خواهند که دو برنامه دو تشکیلات دو وقت جلسات گرفته بشود. مرحوم شیخ بساط را جمع می‌کند و می‌گوید همانطور که روال بوده برای حضرت زهرا دو دفعه عزاداری و مجالس منعقد بشود.

داستان 2 :

حجه الاسلام اديب يزدي مي فرمايند:

"یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب [حضرت آيت الله خامنه اي] بودم یکی از آقایان سوال کرد:

"درباره شهادت حضرت فاطمه(سلام الله عليها) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟"

رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند و فرمودند: "برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند."


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها


(به بهانه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها)

سوال 1:

بين تمام احتمالات براي شهادت حضرت زهرا ؛ 2 روز معروفتر است و آن 75 روز و 95 روز است .

چرا در متون روايي نمي توانيم از اين دو روز يكي را انتخاب كنيم؟

پاسخ:

75 به عربي خامس و سبعون نوشته مي شود و 95 خامس و تسعون .

با توجه به آنكه در زمانهاي قديم معمولا براي نوشته ها نقطه نمي گذاشتند ؛ حال اگر نقطه هاي سبعون و تسعون را برداريم عين هم نوشته مي شوند

بنابر اين يكي از دلايلي كه نمي توان بين 75 و 95 در كتب قديم  تفاوتي قايل شد همين است .

جدا از اين ، شهادت براي ما مشخص نيست تا مانند شب قدر (كه بايد چند شب را قدر بدانيم ، به اميد آنكه يكي شب قدر است) چند شب به ياد آن شهيده مظلومه باشيم

  سوال 2:

چرا معمولا براي حضرت زهرا 2 روز بعد از شهادت هم مراسم مي گيرند ؟ آيا به خاطر اين است كه مي خواهند تا سوم شهادت مراسم داشته باشند؟

پاسخ :

شايد يكي از دلايل همين باشد ، اما دليل اصلي اين است كه در روايات ، براي شهادت حضرت زهرا روزي مشخص نشده و تمام روايات ، شهادت را از روز رحلت پيامبر با الفاظي مانند 75 روز و يا 95 روز و... مشخص كرده اند؛

از آنجا كه براي ما مشخص نيست كه درآن سال ماه ها 29 روزه بوده ويا 30 روز ، هر دو را حساب مي كنيم.

 پس با اين تعبير سه روز احتمال شهادت است ؛ 3 ، 4 و 5 جمادي الثاني.


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

صله رحم

(به بهانه نزديكي به شهادت حضرت زهرا)

قالت فاطمه (سلام الله عليها):

فَجَعَلَ اللَّهُ ... صِلَةَ الْأَرْحَامِ مَنْسَأَةً فِي الْعُمُرِ وَ مَنْمَاةً لِلْعَدَد

حضرت زهرا سلام الله عليها مي فرمايند :

خداوند صله رحم را باعث طولاني شدن عمر و زيادي نفوس (بشر) قرار داد

منبع: الإحتجاج على أهل اللجاج-  جلد ‏1 - صفحه 99

داستان:

از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که :

قارون در زمان حضرت موسى به زير زمين فرو رفته بود و خداوند فرشته‏ اى را موكّل بر او كرده بود تا هر روز او را به اندازه قامت يك مرد به زمين فرو ببرد بعد ها که يونس در شكم نهنگ زندانی شد و مشغول تسبيح و استغفار بود، قارون صداى او را شنيد و از فرشته موكّل خود پرسيد به من اندكى مهلت بده، گويا صداى يكى از آدميان را مى‏شنوم، آنگاه خداوند به آن فرشته فرمان داد به او مهلت دهد، پس فرشته به قارون مهلت داد،

قارون پرسيد: تو كيستى؟ يونس گفت: من گنهكار خاطى، يونس پسر متى هستم،

قارون گفت: به من بگو خداوند شديد الغضب با موسى بن عمران چه كرد؟

 يونس گفت: افسوس از دنيا رفت،

قارون گفت: خداوند رئوف و مهربان با هارون چه كرد؟ يونس گفت: افسوس از دنيا رفت،

 قارون گفت: كلثوم دختر عمران كه همسر من بود چه شد؟

 يونس گفت: اكنون هيچ يك از آل عمران باقى نمانده است،

قارون گفت: افسوس بر آل عمران،

از آن پس خداوند به ملك موكّل او فرمان داد تا عذاب را در ايّام دنيا از او بردارد و از آن پس عذاب دنيوى او بر طرف شد زیرا او احوال نزدیکانش را پرسید

منبع:بحارالأنوار-جلد 14-صفحه 380- باب 26- قصص يونس و أبيه متى ..... 

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

 

نماز آخرين روز سال

(به بهانه آخرين روز سال)

حضرت آيت الله مكارم شيرازي در كتاب مفاتيح نوين در اعمال آخرين روز سال قمري آورده اند:

این روز، روز آخر سال اسلامى قمرى است. لذا مرحوم «سیّدبن طاووس» نقل کرده است که در این روز، دو رکعت نماز مى خوانى و در هر رکعت، یک مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو اللّه» و ده مرتبه «آیة الکرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گویى:

اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى هذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَل نَهَیْتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ، وَنَسیتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ، وَدَعَوْتَنى اِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَیْکَ، اَللّهُمَّ فَاِنّى اَسْتَغْفِرُکَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لى، وَما عَمِلْتُ مِنْ عَمَل یُقَرِّبُنى اِلَیْکَ فَاقْبَلْهُ مِنّى، وَلا تَقْطَعْ رَجآئى مِنْکَ یاکَریمُ.

وقتى چنین کردى شیطان مى گوید: واى بر من! هرچه در مدّت این سال زحمت کشیدم (و او را وسوسه کردم) با این عمل، همه را از بین برد و سالش را به خیر پایان داد

مناسب است همین عمل، در پایان سال شمسى (روز آخر اسفندماه) نیز به قصد استحباب مطلق انجام شود.

منبع : مفاتيح نوين – اعمال ماه ذي الحجه

اجر پرستار

(به بهانه ولادت حضرت زينب سلام الله عليها و روز پرستار)

عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ عليهم السلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله

مَنْ سَعَى لِمَرِيضٍ فِي حَاجَةٍ قَضَاهَا أَوْ لَمْ يَقْضِهَا خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ كَانَ الْمَرِيضُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ أَ وَ لَيْسَ ذَاكَ‏ أَعْظَمَ أَجْراً إِذَا سَعَى فِي حَاجَةٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ قَالَ نَعَم‏

 امام صادق عليه السلام از پدران بزرگوارشان ، از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل فرمودند:

هر كه از بيمارى ، پرستاري كند و در كارش كوشش كند چه موفق شود و چه نشود؛ از گناهانش بيرون  آيد، مانند  روزى كه از مادرش متولد شده است.

 مردى از انصار عرض كرد يا رسول الله پدر و مادرم قربانت اگر بيمار از خاندانش‏ باشد اجر بيشترى ندارد كه در كار او تلاش كند؟

فرمود : چرا

منبع: وسائل الشيعة، جلد‏2، صفحه: 427

قطعا مهمترين خاندان انسان والدين او هستند

داستان:

فقیه بزرگ، شیخ اعظم انصاري ، مادرش را تا نزدیك حمّام به دوش مى گرفت و او را به زن حمامى سپرده، مى ایستاد، تا بعد از پایان كار او را به خانه برگرداند.

هر شب به دست بوسى مادر مى آمد، و صبح با اجازه او از خانه بیرون مى رفت.

پس از مرگ مادر به شدت مى گریست فرمود گریه ام براى این است كه از نعمت بسیار مهمى چون خدمت به مادر محروم شدم.

 شیخ پس از مرگ مادر با كثرت كار و تدریس و مراجعات تمام نمازهاى واجب عمر مادرش را خواند، با آنكه مادر از متدیّنه هاى روزگار بود.


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

مورچه در میان سبزی ها ؛ خاطره اي از ميرزا جواد آقا تهراني


(به بهانه 23 ربيع الاول سالروز ارتحال آيينه ي اخلاق آيت الله ميرزا جواد آقا تهراني )


سبزی فروش محله می گفت:

یک روز جناب میرزا تشریف آوردند و مقداری سبزی خریداری نمودند.

پس از نیم ساعت دیدم ایشان سبزی به دست به طرف مغازه ام می آیند، خیلی ناراحت شدم زیرا با خود فکر کردم که شاید سبزی ها خراب بوده و آقا پس آوردند. خیلی خجالت کشیدم و در فکر بودم که چه بگویم. در همین خیالات بودم که دیدم ایشان با آن قد خمیده و چهره ملکوتی وارد مغازه شدند و فرمودند: این سبزی ها را از کجا برداشتی و به من دادی؟ عرض کردم: چطور مگه؟

فرمودند: وقتی سبزی ها را منزل بردم، دیدم یک مورچه در میان سبزی ها است و احتمال دادم که لانه ی مورچه باید در درون مغازه شما باشد و من او را آواره کرده ام، حالا خودم او را آورده ام تا از جایی که برداشته ای بگذارم تا به راحتی به سوی لانه اش حرکت نماید.

منبع :

كتاب خاطراتي از آينه ي اخلاق

صفحه39

به نقل از حجت الاسلام حاج محمد تهرانی  فرزند ميرزا جواد آقا

 

 

در صورت نياز به مطالعه بيشتر خاطرات آن مرحوم ،به قسمت كنار وبلاگ ، بخش «منبركهاي تابلويي»  "تابلو............ميرزا جواد آقا تهراني"   و يا به آدرس اينجا رجوع فرماييد


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

خشم ؛ كليد تمام بديها

(به بهانه شهادت امام حسن عسكري عليه السلام)

وَ قَالَ أبي محمد العسكري عليهماالسلام :   الْغَضَبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَر

امام حسن عسكري عليه السلام مي فرمايند:

خشم كليد تمام بديهاست

منبع: بحار الأنوار –جلد ‏75  - صفحه  373  - باب 29 - مواعظ أبي محمد العسكري...

داستان :

مرحوم حضرت آية اللّه العظمى آقاى بروجردى مرجع وقت جهان تشيع در آن زمانى كه در شهرستان بروجرد بودند نذر كردند كه اگر خشم و عصبانيت خود را كنترل نكنند و به افراد تندى نمايند يكسال روزه بگيرند.

يك روز هنگام مباحثه علمى با يكى از شاگردان خود بخاطر اينكه آن شاگرد مطالب غيرمنطقى و بى ارتباط با موضوع بحث مى گفت طاقت نياوردند و نسبت به او تندى نمودند.

و در اينجا بود كه نذر آقاى بروجردى شكسته شد. بعد يكسال روزه گرفتند تا نذر خود را اداء كنند.

در اينجا به ياد اين سخن حضرت امام زين العابدين عليه السلام افتادم ، كه در مقام دعا خطاب به پروردگار متعال مى فرمايد:

پروردگار! مقام مرا در ميان مردم بالا مبر مگر آنكه به همان اندازه ، مقامم را نزد خودم پايين آورى .

(صحيفه سجاديه دعاى مكارم الاخلاق )

منبع :كتاب داستانهايي از علما

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

مادر های چهار گانه

( به بهانه رحلت پيامبر اكرم)

و قال النبيّ صلّى اللّه عليه و آله: إنّ الامّهات أربعة: امّ الأدوية و امّ الآداب، و امّ العبادات، و امّ الأمانيّ؛ أمّا امّ جميع الأدوية قلّة الأكل، و أمّا امّ جميع الآداب قلّة الكلام، و أمّا امّ جميع العبادات قلّة الذنوب، و أمّا امّ جميع الأمانيّ الصبر

مادر چهار قسم است:

مادر داروها، مادر ادبها، مادر عبادات، و مادر آرزوها؛

مادر داروها ؛ كم خورى است،

                                   مادر آداب؛ كم‏ گويى،

                                     مادر عبادات ؛كم گناهى،

و مادر آرزوها؛ صبر

منبع :مواعظ العددیه - صفحه335


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

استفاده از فرصت ها



( به بهانه 5 صفر سالروز شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها)

حضرت رقيه با وجود سن كم انقلاب درست كرد و با همان لحظات كوتاه عمر به اندازه صد ها و هزاران انسان خدمت كرد

ما نيز بايد به اندازه خود از لحظه لحظه ي عمر استفاده كنيم

حضرت علي عليه السلام می‌فرمايند: ضایع کردن فرصت باعث اندوه و غم خواهد شد

به عنوان مثال :

عالمى را براى نماز ميت دعوت كرده بودند.

پرسيد: ميت زن است يا مرد؟ گفتند: مرد. دستور داد بندهاى كفن را باز كردند، آنگاه رو كرد به بستگان و آشنايان و گفت: خوب نگاه كنيد! چشم‏هاى او نمى‏بيند، شما كه چشمتان مى‏بيند خيانت نكنيد. ببينيد زبانش بسته است، شما كه مى‏توانيد حرف بزنيد ناحق نگوئيد. گوشهاى او نمى‏شنود، شما كه مى‏توانيد بشنويد صداي حرام گوش نكنيد آرى آن چند لحظه موعظه، از ساعت‏ها پند روى منبر اثرش بيشتر بود.


  طلبه‏ ها سال چهارم يك كتابى مى‏خوانند به نام " لمعه" نويسنده اين كتاب كه معروف به "شهيد" است ؛ در زندان اين كتاب را نوشته ‏است 


آقاى رى شهرى زمانى كه وزير اطلاعات بود مى‏گفت: من از خانه‏ ام تا وزارتخانه بروم و برگردم 40- 30 دقيقه مى‏رفتم 40- 30 دقيقه برمى گشتم روزى يك ساعت و نيم در ماشين هستم. شروع كردم چند سالى كه وزير بودم در راه قرآن حفظ مى‏كنم و كل قرآن را ايشان در راه حفظ كرد.


ما كتابى داريم به نام 5 دقيقه‏ هاى قبل از غذا ايشان يك تذكر خوبى داده گفته است


 آزادگانى كه در زندانهاى عراق قرآن حفظ كرده ‏اند

منبع مثال اول :

خاطرات حجت الاسلام قرائتى

جلد ‏2

صفحه : 63

 

منبع بقيه ي مثالها :

برنامه درسهايى از قرآن سال 71

با موضوع  نعمت‏هاى‏خدا  16،

[26/ 12/ 71]


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

ماه صفر

( به بهانه آغاز ماه صفر )

بدان كه اين ماه معروف به نحوست است و براى رفع نحوست هيچ چيز بهتر از تصدق [صدقه] و ادعيه و استعاذات وارده نيست و اگر كسى خواهد كه محفوظ ماند از بلاهاى نازله در اين ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانكه محدث فيض و غيره فرموده

 يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِين

منبع :

مفاتيح الجنان

اعمال ماه صفر

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

حلم

(به بهانه شهادت امام سجاد عليه السلام)

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليهما السلام يَقُولُ:

 إِنَّ الْمَعْرِفَةَ بِكَمَالِ دِينِ الْمُسْلِمِ ...وَ حِلْمُهُ ...

 امام صادق عليه السّلام فرمودند: على بن الحسين عليهما السّلام مى‏فرمود:

كمال دين مؤمن از چند چيز شناخته مي شود كه يكي از آنان حليم بودن است

منبع :

بحار الأنوار

جلد ‏2

صفحه   129

داستان 1

نقل شده روزی نامه ای به دست خواجه نصير الدين طوسي ؛ این عالم بزرگ رسید كه با كلمات زشت از او بدگوئی شده بود، از جمله این سخن زشت را خطاب به او نوشته بودند یا كلب : ای سگ پسر سگ . خواجه نصیر، جواب آن نامه را با كمال متانت نوشت ، از جمله نوشت اینكه به من سگ گفته ای صحیح نیست ، زیرا سگ با چهار دست و پا راه می رود و ناخن های دراز دارد، ولی من قامت راست دارم و روی دو پا راه می روم و ناخون هایم پهن است ، ناطق هستم و خنده بر لب دارم ، پوست بدنم آشكار است ، ولی پوست بدن سگ به واسطه پشم بدنش پوشیده شده است ، بنابراین ، این نشانه ها بیانگر آن است كه من با سگ فرق بسیار دارم به همین منوال بقیه ناسزاگوئی ها را پاسخ داد، بی آنكه یك كلمه زشتی به كار برد.

داستان 2:

گویند که روزی شخصی در مدائن به سلمان فارسی که حاکم آنجا بود گفت :

ای سلمان ! ریش تو با ارزشتر است یا موی دم سگ من !!!

سلمان اندکی تأمل کرد و فرمود :

اگر ریش من از پل صراط رد شد ، ریش من و گرنه موی دم سگ تو ! 


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

قناعت

(به بهانه شهادت امام سجاد)

قال علي بن الحسين عليهما السلام: 

مَنْ قَنِعَ بِمَا أَقْسَمَ اللَّهُ لَهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَى النَّاس‏

هر كس قناعت كند به آنچه خدا به او داده است از بى‏نيازترين مردم مى‏باشد

منبع:

بحار الأنوار

جلد ‏66

صفحه   402

 باب 38

داستان:

روزی (شبلی) به مسجد رفت تا نماز بخواند ، در آن مسجد کودکان مشغول کتابت بودند . وقت نان خوردن آنها بود و با هم نان میخور دند .

دو کودک ، نزدیک شبلی نشسته بودند ، یکی پسر ثروتمندی بود و دیگری فرزند فقیری .

پسر ثروتمند مقداری حلوا داشت و پسر فقیر ، مقداری نان خشک ، پسر ثروتمند حلوا می خورد و پسر فقیر از او حلوا می خواست .

پسر ثروتمند به پسر فقیر گفت: اگر حلوا می خواهی باید سگ من باشی . و او قبول کرد .!

پسر ثروتمند گفت : پس صدای سگ در آور ! آن بیچاره ، صدای سگ در آورد و او مقداری حلوا پیش پسر فقیر انداخت . و این کار چند بار تکرار شد ..

شبلی به آنها نگاه میکرد و می گریست ! مریدان از او پرسیدند : برای چه گریانی ؟

گفت: نگاه کنید که طمع چه بر سر مردم می آورد ، اگر آن پسر فقیر به همان نان خشک قناعت می کرد و به حلوای آن پسر طمع نمی ورزید ، هرگز سگ فردی همانند خود نمی شد

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد


عقوبت ذخيره كردن مال و غذا و كسب وكار در روز عاشورا

( به بهانه نزديكي به روز عاشوراي حسيني )

  حسن بن على بن فضال از حضرت رضا (عليه السلام) روايت كرده كه آن جناب فرمود :

هر كس در روز عاشورا كارهاى خود را ترك كند و شغل خود را واگذارد حقتعالى حاجتهاى دنيا و آخرت او را برآورد و كسى كه روز عاشورا روز مصيبت و حزن و گريه او باشد حقتعالى روز قيامت را روز فرح و سرور او گرداند و در باغهاى بهشت چشم او بوجود ما روشن شود و هر كس روز عاشورا را روز بركت نامد و در آن روز چيزى در منزل‏ خود ذخيره كند آن ذخيره از براى او مبارك نباشد و حقتعالى در روز قيامت او را با يزيد و عبيد الله زياد و عمر بن سعد در اسفل دركات جهنم محشور گرداند

منبع:

عيون أخبار الرضا -ترجمه آقا نجفى  

جلد‏1  

صفحه 225

باب بيست و هشتم در ذكر آنچه از آن جناب وارد شده است از اخبار متفرقه

شمر امروز  

(به بهانه آغاز محرم و حمله اسرائيل به غزه )

شهيد مطهري مي فرمايد :

واللهِ و باللهِ ما در برابر اين قضيه [قضيه فلسطين] مسؤوليم. به خدا قسم مسؤوليت داريم. به خدا قسم ما غافل هستيم.

واللَّهِ قضيه‏اى كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است، اين قضيه است. داستانى كه دل حسين بن على را خون كرده، اين قضيه است. اگر مى‏خواهيم به خودمان ارزش بدهيم، اگر مى‏خواهيم به عزادارى حسين بن على ارزش‏ بدهيم، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن على امروز بود و خودش مى‏گفت براى من عزادارى كنيد، مى‏گفت چه شعارى بدهيد؟

... اگر حسين بن على بود مى‏گفت: اگر مى‏خواهى براى من عزادارى كنى، براى من سينه و زنجير بزنى، شعار امروز  تو بايد فلسطين باشد. شمرِ امروز موشه دايان [نخست وزير وقت اسرائيل] است.

شمرِ هزار و سيصد سال پيش مُرد، شمرِ امروز را بشناس.

امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان مى‏خورد. مرتّب دروغ در مغز ما كردند كه اين يك مسأله داخلى است، مربوط به عرب و اسرائيل است. باز به قول عبدالرحمن فرامرزى اگر مربوط به اينهاست و مذهبى نيست، چرا يهوديان ديگر دنيا مرتب براى اينها پول مى‏فرستند؟.

ما چه جوابى در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم؟

منبع :

مجموعه‏ آثاراستادشهيدمطهرى،

 جلد ‏17،(حماسه حسيني)

 صفحه : 291

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

روز آخر ذى الحجه‏

(به بهانه آخر ماه ذي الحجه)

كه آخر سال قمري است سيد در اقبال موافق يك روايت ذكر كرده كه :

دو ركعت نماز بخواند در هر ركعت حمد يك مرتبه؛ و ده مرتبه قل هو الله أحد ؛ و ده مرتبه آية الكرسى بخواند و

بعد از نماز بگويد اللَّهُمَّ مَا عَمِلْتُ فِي هَذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَلٍ نَهَيْتَنِي عَنْهُ وَ لَمْ تَرْضَهُ وَ نَسِيتُهُ وَ لَمْ تَنْسَهُ وَ دَعَوْتَنِي إِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرَائِي عَلَيْكَ اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لِي وَ مَا عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُنِي إِلَيْكَ فَاقْبَلْهُ مِنِّي وَ لا تَقْطَعْ رَجَائِي مِنْكَ يَا كَرِيمُ

پس چون گفت اين را شيطان گويد:

 واى بر من هر چه من تعب كشيدم در حق او در اين سال همه را خراب كرد به اين كلمات و شهادت دهد سال گذشته براى او كه سال خود را به خير ختم نمود

منبع:

مفاتيح‏ الجنان

اعمال ماه ذي الحجه

 

سوره هل اتي ،گواهي بزرگ بر فضيلت اهل بيت عليهم السلام

( به بهانه 25 و 26 ذي الحجه روز نزول سوره هل اتي )

إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً (5) عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً (6) يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً (7) وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً (8) إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً (9) إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً (10) فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً (11)        

سوره انسان يا هل اتي آيات 5 تا 11

ترجمه:

5- ابرار (نيكان) از جامى مى‏نوشند كه با عطر خوشى آميخته است.

6- از چشمه‏اى كه بندگان خاص خدا از آن مى‏نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى‏سازند! 7- آنها به نذر خود وفا مى‏كنند، و از روزى كه عذابش گسترده است مى‏ترسند.

8- و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند به مسكين و يتيم و اسير مى‏دهند.

9- (و مى‏گويند:) ما شما را براى خدا اطعام مى‏كنيم و، هيچ پاداش و تشكرى شما نمى‏خواهيم.

10- ما از پروردگارمان خائفيم در آن روز كه عبوس و شديد است.

11- از اين رو خداوند آنها را از شر آن روز نگه مى‏دارد و از آنها استقبال مى‏كند در حالى كه شادمان و مسرورند.

 

شان نزول:

ابن عباس مى‏گويد حسن و حسين بيمار شدند پيامبر  با جمعى از ياران به عيادتشان آمدند، و به على ع گفتند: اى ابو الحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى‏كردى، على ع و فاطمه ع و فضه كه خادمه آنها بود نذر كردند كه اگر آنها شفا يابند سه روز روزه بگيرند (طبق بعضى از روايات حسن و حسين ع نيز گفتند ما هم نذر مى‏كنيم روزه بگيريم).

چيزى نگذشت كه هر دو شفا يافتند، در حالى كه از نظر مواد غذايى دست خالى بودند على ع سه من جو قرض نمود، و فاطمه س يك سوم آن را آرد كرد، و نان پخت، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت: السلام عليكم اهل بيت محمد ص" سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمين هستم، غذايى به من بدهيد خداوند به شما از غذاهاى بهشتى مرحمت كند، آنها همگى مسكين را بر خود مقدم داشتند، و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند.

روز دوم را هم چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى كه غذا را آماده كرده بودند (همان نان جوين) يتيمى بر در خانه آمد آن روز نيز ايثار كردند و غذاى خود را به او دادند (بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد نيز روزه گرفتند).

در سومين روز اسيرى به هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذاى خود را به او دادند هنگامى كه صبح شد على ع دست حسن ع و حسين ع را گرفته بود و خدمت پيامبر ص آمدند هنگامى كه پيامبر ص آنها را مشاهده كرد ديد از شدت گرسنگى مى‏لرزند! فرمود! اين حالى را كه در شما مى‏بينم براى من بسيار گران است، سپس برخاست و با آنها حركت كرد هنگامى كه وارد خانه فاطمه س شد ديد در محراب عبادت ايستاده، در حالى كه از شدت گرسنگى شكم او به پشت چسبيده، و چشمهايش به گودى نشسته، پيامبر ص ناراحت شد.

در همين هنگام جبرئيل نازل گشت و گفت اى محمد! اين سوره را بگير، خداوند با چنين خاندانى به تو تهنيت مى‏گويد، سپس سوره" هل اتى" را بر او خواند (بعضى گفته‏اند كه از آيه" ان الْأَبْرارَ" تا آيه كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً كه مجموعا هيجده آيه است در اين موقع نازل گشت).


منبع:

تفسير نمونه

جلد ‏25

صفحه 344

 

 " الغدير" جلد 3 صفحه 107 تا 111 و در كتاب" احقاق الحق" در جلد 3 صفحه 157 تا 171 حديث فوق از 36 نفر از دانشمندان و علماى اهل سنت با ذكر ماخذ نقل شده است

 

نكته :

به گفته جمعى از دانشمندان اسلامى از جمله" آلوسى" مفسر معروف اهل سنت بسيارى از نعمتهاى بهشتى در اين سوره بر شمرده شده است ولى از" حور العين" كه غالبا در قرآن مجيد در عداد نعمتهاى بهشتى آمده مطلقا سخنى مطرح نيست، ممكن است اين امر به خاطر نزول اين سوره در باره فاطمه زهرا و همسر و فرزندانش مى‏باشد كه به احترام بانوى اسلام" حضرت فاطمه" ذكرى از" حور" به ميان نيامده!

منبع:

روح المعانى

 جلد 29

صفحه 158

مباهله سند حقانيت اهل بيت عليهم السلام

( به بهانه 24 ذي الحجه سالروز مباهله )

فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ

                                           سوره آل‏ عمران: آيه 61

 

ترجمه:

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو:" بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

 

 

شان نزول:

گفته‏ اند كه اين آيه و آيات قبل از آن در باره هيات نجرانى مركب از عاقب و سيد و گروهى كه با آنها بودند نازل شده است، آنها خدمت پيامبر  رسيدند و عرض كردند: آيا هرگز ديده‏اى فرزندى بدون پدر متولد شود، در اين هنگام آيه" إِنَّ مَثَلَ عِيسى‏ عِنْدَ اللَّهِ ..." نازل شد و هنگامى كه پيامبر ص آنها را به مباهله  دعوت كرد. آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه، به‏ شخصيتهاى نجران، اسقف (روحانى بزرگشان) به آنها گفت:" شما فردا به محمد نگاه كنيد، اگر با فرزندان و خانواده‏اش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسيد، و اگر با يارانش آمد با او مباهله كنيد، زيرا چيزى در بساط ندارد، فردا كه شد پيامبر  آمد در حالى كه دست على بن ابى طالب  را گرفته بود و حسن و حسين در پيش روى او راه مى‏رفتند و فاطمه پشت سرش بود، نصارى نيز بيرون آمدند در حالى كه اسقف آنها پيشاپيششان بود هنگامى كه نگاه كرد، پيامبر با آن چند نفر آمدند، در باره آنها سؤال كرد به او گفتند: اين پسر عمو و داماد او و محبوب‏ترين خلق خدا نزد او است و اين دو پسر، فرزندان دختر او از على هستند و آن بانوى جوان دخترش فاطمه  است كه عزيزترين مردم نزد او، و نزديك‏ترين افراد به قلب او است ...

سيد به اسقف گفت:" براى مباهله قدم پيش گذار".

گفت: نه، من مردى را مى‏بينم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام مى‏كند و من مى‏ترسم راستگو باشد، و اگر راستگو باشد، به خدا يك سال بر ما نمى‏گذرد در حالى كه در تمام دنيا يك نصرانى كه آب بنوشد وجود نداشته باشد.

اسقف به پيامبر اسلام ص عرض كرد:" اى ابو القاسم! ما با تو مباهله نمى‏كنيم بلكه مصالحه مى‏كنيم، با ما مصالحه كن، پيامبر ص با آنها مصالحه كرد كه دو هزار حله (يك قواره پارچه خوب لباس) كه حد اقل قيمت هر حله‏اى چهل درهم باشد، و عاريت دادن سى دست زره، و سى شاخه نيزه، و سى رأس اسب، در صورتى كه در سرزمين يمن، توطئه‏اى براى مسلمانان رخ دهد، و پيامبر  ضامن اين عاريتها خواهد بود، تا آن را بازگرداند و عهد نامه‏اى در اين زمينه نوشته شد.

و در روايتى آمده است اسقف مسيحيان به آنها گفت:" من صورتهايى را مى‏بينم كه اگر از خداوند تقاضا كنند كوه‏ها را از جا بركند چنين خواهد كرد هرگز با آنها مباهله نكنيد كه هلاك خواهيد شد، و يك نصرانى تا روز قيامت بر صفحه زمين نخواهد ماند

منبع:

 تفسير نمونه

جلد ‏2

 صفحه  580

 

" قاضى نور اللَّه شوشترى" در جلد سوم از كتاب نفيس" احقاق الحق" طبع جديد صفحه 46 چنين مى‏گويد:

" مفسران در اين مسئله اتفاق نظر دارند كه" ابناءنا" در آيه فوق اشاره به حسن و حسين  و" نساءنا" اشاره به فاطمه  و" انفسنا" اشاره به على  است.

سپس (در پاورقى كتاب مزبور) در حدود شصت نفر از" بزرگان اهل سنت" ذكر شده‏اند كه تصريح نموده‏اند آيه مباهله درباره اهل بيت  نازل شده است و نام آنها و مشخصات كتب آنها را از صفحه 46 تا 76 مشروحا آورده است

سكوت در برابر استدلال ؛در باب امامت

(به بهانه نزديكي به عيد سعيد غدير خم )

براي انجام وظيفه اش وارد پاکستان شد

خبر ورودش به سرعت در تمامي مجامع علمي پيچيد

.....

اصرار می کردند برای ضیافت شام ؛  همگی از علماي اهل سنت بودند

نمی پذیرفت

بازهم اصرار

بالاخره گفت باشد

..

نشسته بودند و در تلاش بر اينكه شیعه را ضایع کنند!!

در نهايت کسی گفت:

برای تبرک هرکدام حدیثی بخوانیم

نوبت به او رسید

گفت: تنها به این شرط می خوانم که پس از آن همگی بر صحت حدیث از منابعتان اعتراف کنید

گفتند: باشد

گفت: قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم): "من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیه" هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است

از تک تک پرسید قبول است؟

گفتند: آری اين صحيح ترين فرمایش نقل شده از رسول خداست

گفت: آیا صدیقه کبری امام زمانش را می شناخت و از دنیا رفت؟ امام زمانش که بود؟!

اگر می گفتند نمی شناخت -العیاذ بالله-  سیدة نساء العالمین به مرگ جاهلیت مرده است!!

و اگر می شناخت که همگی می دانستند بر طبق منابع معتبر خودشان درحالی از دنیا رفت که به شدت از ابوبکر غضبناک بود!

و باز برطبق منابع خودشان تنها كسی را كه حضرت زهرا (س) به عنوان امام زمان خود انتخاب و اختیار كرده و در مقام حمایت و دفاع ار او جانبازی كرده بود علي بن ابي طالب (ع) بود و بس.

سکوت کردند..

مدتی بعد یکی یکی مجلس را ترک کردند.

 خاطره اي از علامه امینی عالم بزرگ تشیع، صاحب کتاب الغدیر و ... 

نثار روحش صلوات

منبع :

وبلاگ وهابيت پژوهي

 

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

بخل

(به بهانه ميلاد امام هادي عليه السلام)

امام هادي عليه السلام مي فرمايند

الْبُخْلُ أَذَمُّ الْأَخْلَاق‏

بخل ، پست  ترين اخلاق هاست

منبع:

بحار الأنوار

جلد ‏69

صفحه: 199

به عنوان مثال:

بسياري از مردم خانه هاي وسيعي دارند و در مقابل افرادي هستند كه خانه هايشان كوچك است ونيز پول گرفتن تالار براي عروسيشان را ندارند ، چه مي شود عروسي در آن خانه هاي بزرگ گرفته شود

بسياري در انبار منزل و مغازه يشان بخاري ، يخچال ، فريزر و ... دارند و در مقابل بسياري از داشتن اينها محرومند

بسياري كتاب مي نويسند ؛ اما اجازه نمي دهند كسي از آن استفاده كند

به راستي چرا برخي از ما اينقدر بخيل هستيم؟؟؟

داستان:

تاجرى تهرانى منشى متدينى داشت.

ساعت‏هاى آخر عمر تاجر رسيده بود. منشى از روى دلسوزى حضرت آيت ‏اللّه العظمى خوانسارى را بر بالين تاجر آورد تا بلكه نفسش اثر كند و خوش عاقبت بميرد.

آيت ‏اللّه خوانسارى هرچه پيرمرد را موعظه كرد و فرمود: در آستانه مرگ هستى اين همه سرمايه دارى، اين همه فقير و محروم چشم انتظارند، كارى براى خودت بكن. تاجر گفت: آقا هركارى مى‏كنم نمى ‏توانم ازپول ، دل بكنم.

آيت‏ اللّه خوانسارى هنوز از منزل آن شخص بيرون نرفته بود كه تاجر مُرد.

لطيفه :

از بخیلی پرسیدند،براي اين آيه خاطره اي هم داري ؟ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً  ؛با هر سختي گشايش است ؛

گفت : این‌که مهمانی ناگهان سر سفره برسد، اما روزه باشد


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

آفتي به نام پرخوابي

(به بهانه نزديكي به ولادت امام هادي عليه السلام)

قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ عليه السلام:

مَنْ  أَكْثَرَ الْمَنَامَ رَأَى الْأَحْلَام‏

 امام هادي  عليه السّلام مي فرمايند:  هر كه پر خواب كند، دچار پرت‏ وپلا شود

منبع:

بحار الأنوار

جلد 58

صفحه 190

برخي از عوامل پر خوابي

1.پر خوري :

قال الصادق عليه السلام :

كثرة النّوم يتولّد من كثرة الشّرب، و كثرة الشّرب من كثرة الشّبع، و هما يثقلان النّفس عن الطّاعة، و يقسيان القلب عن التّفكّر و الخضوع.

امام صادق(عليه السلام) مي­فرمايد:

«خواب بسيار، از خوردن آب بسيار ناشى مى‏شود،( چرا كه با خوردن زياد آب، بلغم و رطوبات در مزاج انسان بيشتر مي شود كه موجب خواب مي­گردد)  و خوردن آب بسيار، از خوردن غذاى بسيار ناشی می­شود.»

منبع :مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص: 288

2.رفيق پر خواب: مصاحبت باعث تأثير اخلاق و رفتار افراد در دوستان و همنشينان آنان مي شود.

3.عدم برنامه ريزي : بعضي از انسانها زندگيشان برعكس است. شب را بيدارند و روز را مي خوابند. در حالي كه در قرآن آمده است :

 وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً * وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً * وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً (نبا 9-11 )

 و خواب شما را مايه آرامشتان قرار داديم،  و شب را پوششى(براى خواب شما)،  و روز را وسيله‏اى براى كار كردن  و امرار معاش!

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد