نمازي بسيار با فضيلت و آسان در ماه رمضان

قال  رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله :

 مَنْ صَلَّى فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ مَرَّةً وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ إِنْ شَاءَ صَلَّاهُمَا فِي أَوَّلِ لَيْلٍ وَ إِنْ شَاءَ فِي آخِرِ لَيْلٍ وَ الَّذِي‏ بَعَثَنِي‏ بِالْحَقِ‏ نَبِيّاً إِنَ‏ اللَّهَ‏ عَزَّ وَ جَلَّ يَبْعَثُ بِكُلِّ رَكْعَةٍ مِائَةَ أَلْفِ مَلَكٍ يَكْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحَوْنَ عَنْهُ السَّيِّئَاتِ وَ يَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ وَ أَعْطَاهُ ثَوَابَ مَنْ أَعْتَقَ سَبْعِينَ رَقَبَةً.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

 هر کس در ماه رمضان، هر شب دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت، یک بار «فاتحة‌الکتاب» و سه بار سوره‌ی «قل هو الله احد» بخواند؛ سوگند به آن که مرا به حق به پیامبری برانگیخت، خداوند برای هر رکعت، صد هزار فرشته می‌آفریند که برای او حسنات می‌‌نویسند و گناهان را از او محو می‌کنند و درجات او را بالا می‌برند و خداوند، پاداش کسی را به او می‌دهد که هفتاد برده آزاد کرده باشد

منبع :

مراقبات ماه رمضان

آيت الله ري شهري

صفحه 340

به نقل از بحار الأنوار

جلد‏93

صفحه 346

باب 46

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

 

دعاي آخر شعبان

اباصلت هروى روايت كرده است كه:

در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام رفتم

حضرت فرمود كه : اى ابو الصلت اكثر ماه شعبان رفت و اين جمعه آخر آن است پس تدارك و تلافى كن در آنچه از اين ماه مانده است

 تقصيرهايى را كه در ايام گذشته اين ماه كرده‏اى و بر تو باد كه رو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسيار بكن و تلاوت قرآن مجيد بسيار بكن و توبه كن به سوى خدا از گناهان خود تا آنكه چون ماه مبارك درآيد خالص گردانيده باشى خود را از براى خدا

و مگذار در گردن خود امانت و حق كسى را مگر آنكه ادا كنى و مگذار در دل خود كينه كسى را مگر آنكه بيرون كنى و مگذار گناهى را كه مى‏كرده‏اى مگر آنكه ترك كنى و از خدا بترس و توكل كن بر خدا در پنهان و آشكار امور خود و هر كه بر خدا توكل كند خدا بس است او را

 و بسيار بخوان در بقيه اين ماه اين دعا را

اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ

منبع :

مفاتيح الجنان

اعمال آخر شعبان

آيا واجب است اينقدر قرض كنيم؟

وَ قَالَ عَلِيٌّ عليه السلام

 إِيَّاكُمْ وَ الدَّيْنَ فَإِنَّهُ مَذَلَّةٌ بِالنَّهَارِ وَ مَهَمَّةٌ بِاللَّيْلِ وَ قَضَاءٌ فِي الدُّنْيَا وَ قَضَاءٌ فِي الْآخِرَة

حضرت علي عليه السلام فرمودند:

بپرهيزيد و دورى گزينيد از زير بار قرض رفتن كه خواركننده انسان در روز است، و موجب اندوه و رنج بردن او در شب، و يك بار گرفتارى پرداختش در اين دنيا، و يك بار گرفتارى دير پرداختن، و يا نپرداختن آن، در آخرت را باعث مى‏شود.

منبع:

 من لا يحضره الفقيه

جلد‏3   

صفحه  182

باب الدين و القرض

معمولا انسانها به خاطر مسائل كم ارزش قرض مي كنند

به عنوان مثال:

عادت دارد سالي يكبار مبلهايش را عوض كند

يخچالش را

فرشش را

پرده هايش را

گوشي همراهش را

ماشينش را

و ...

آيا اينها ارزش دارد كه انسان هميشه زير بار قرض باشد؟!!!

و گاهي به خاطر مسائل كوچكتر از اينها خود را مقروض مي كنند

به عنوان مثال:

ماست مي خرد ......... مي گويد پولش را بعداً مي آورم

ميوه مي خرد ......... مي گويد پولش را بعداً مي آورم

سبزي مي خرد ......... مي گويد پولش را بعداً مي آورم

پارچه مي خرد ......... مي گويد پولش را بعداً مي آورم

و لباس و ...

داستان :

روزى امير المؤمنين عليه السّلام از جلوي دكان قصّابى مى‏گذشت و قصاب گوشت فربهى داشت،

عرض كرد: يا امير المومنين  گوشت خوبى دارم مقدارى از آن خريدارى كن؟

امام عليه السّلام فرمود: پول آماده‏اى ندارم،

 عرض كرد: من صبر مى‏كنم، تا هر وقت داشتيد بهاى آن را بدهيد؟

 فرمود: من بر خوردن گوشت صبر مى‏كنم‏

منبع:

ارشاد القلوب

 جلد ‏1  

صفحه  311   

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

 

داستاني شگفت از مضرات موسيقي

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله:

 يُحْشَرُ صَاحِبُ‏ الطُّنْبُورِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ أَسْوَدُ الْوَجْهِ وَ بِيَدِهِ طُنْبُورٌ مِنْ نَارٍ وَ فَوْقَ رَأْسِهِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ بِيَدِ كُلِّ مَلَكٍ مِقْمَعَةٌ يَضْرِبُونَ رَأْسَهُ وَ وَجْهَهُ وَ يُحْشَرُ صَاحِبُ الْغِنَاءِ مِنْ قَبْرِهِ أَعْمَى وَ أَخْرَسَ وَ أَبْكَمَ وَ يُحْشَرُ الزَّانِي مِثْلَ ذَلِكَ وَ صَاحِبُ الْمِزْمَارِ مِثْلَ ذَلِكَ وَ صَاحِبُ الدَّفِّ مِثْلَ ذَلِك‏

 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

«كسي كه اهل طنبور است ، در قيامت با چهره سياه و طنبورى از آتش در دست محشور مى‏شود و بالاى سرش هفتاد هزار فرشته گرز به دست هستند كه با گرزهاى‏شان بر سر و صورتش مى‏زنند و غناخوان كور و گنگ و كر از قبرش محشور مى‏شود و زناكار [نيز] اينچنين محشور مى‏شود و كسي كه ني مي زند همان‏گونه و دف‏ زن مثل آن.»

 

داستان

تاریخ در مورد ( نیکولو پاگانینی ) که او را ( ویولونیست شیطان ) می نامند حکایت آموزنده ای دارد :

شهر نیس اجازه نمی دهد جسد پاگانینی در گورستانش به خاک سپرده شود. جسد ویولونیست شیطان به مدت 56 سال تمام گور به گور می شود و زمین هیچ قبرستانی او را در بر نمی گیرد ، زیرا هر جابه خاک سپرده می شود به زودی مردم آن اطراف ادعا می کنند که شب ها از قبر او ، آهنگ ویولون مخلوط با صدا های جهنمی بلند می شود و تقاضا می کنند جسد به جای دیگر منتقل شود و برای پسر بی چاره اش هم چاره ای جز آن نمی ماند که جسد نفرین شده ی پدرش را در گورستان دیگری به خاک بسپارد.

نكته جالب اينجاست كه اين 56 سال تقريبا به اندازه عمر خود او بوده است او نزديك 57 سال عمر كرد

منبع روايت :

مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛

 جلد ‏13

 صفحه 219

منبع داستان:

كتاب انسان غنا موسيقي صفحه 32

نشريه فيضيه شماره 407

كتاب اعجوبه ها جلد 1 صفحه 328


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

هدايت، پاسخ فحش ركيك

(به بهانه 22 تير سالروز وفات استاد علي صفايي حائري "عين – صاد ")

يك روز به آن گرامى گفتم: من وقتى از بعضى افراد گستاخ در كوچه و خيابان، حرفى مى شنوم، پاسخ مى دهم. شما چطور؟استاد فرمود: من پاسخ نمى دهم; چون آدم ها انگيزه هاى گوناگون دارند; يا نمى دانند يا از نفرت هايى انباشته اند يا بدبين اند. من يا مى گذرم «مرّوا كراما» يا با آن ها حرف مى زنم. و تعريف كرد:

روزى در خيابان هاشمى تهران مى رفتم. جوان موتور سوارى به همراه سوارى بر ترك، اشاره اى كردند كه فهميدم مى خواهند زير عمامه ام بزنند.

 براى همين به پياده رو رفتم. وقتى به كنارم رسيدند، از كارشان مأيوس شدند. توقف كوتاهى كردند و يكى از آن دو حرفى گفت كه مفهوم آن تغّوط به عمامه ام بود.

دستى به عمامه ام كشيده و گفتم: خبرى نشد؟! ناگهان ايستادند و موتور را روى جك گذاشته و به طرفم آمدند. سرها را پايين گرفته و با شرم گفتند: آقا! عفو كنيد. كلام مظلومانه و از سر خيرخواهى چنين اثر مى گذارد.

با آن دو صحبت هايى شد...

بعد نگاهش را به من دوخت و با تأنّى فرمود: يكى از آن ها به حوزه آمده و طلبه شد و يكى به جبهه رفت و ميان بر زد.

برچه نفسى و چه نفوذ كلامى كه از فحاشان، طلبه و شهيد بيرون مى كشيد.

برگرفته از كتاب « مشهور در آسمان»

جهت نياز به مطالعه 20 خاطره از استاد صفائي حائري  اينجا را كليك فرماييد

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

 

دارا و سارا

 (به بهانه 21 تير ماه سالروز عفاف و حجاب )


در آن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا

در این زمانه گشتند ده ها هزار « دارا »

هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند

دارای این زمان با بنزش رود به دربند

دارای آن زمانه بی سر درون کرخه

سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه

در آن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد

در این زمانه ناگه ،‌ چادر « لباس جین » شد

با چفیه ای که گلگون از خون صد چو دارا ست

سارا خود ،‌ از برای ، ‌جلب نظر بیاراست

دارا و گشواره ،‌ حقا که شرم دارد

در دست هایش امروز ، او بند چرم دارد

با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه راندیم

اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

جای شهید اسم خواننده روی دیوار

آن ها به جبهه رفتند ، اینها شدند طلبکار!!!

 

 

 

شاعر : مرحوم ابوالفضل سپهر

منبع : كتاب "دفتر سرخ"

اين بخش خلاصه اي از شعر " دارا و سارا " بود

جهت نياز به مطالعه متن كامل شعر به ادامه منبرك رجوع فرماييد



جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد


 

ادامه نوشته

نصيحت به فرزند بخش سوم " بعضي از كارها ، عامل اتهام"


3. وَ مَنْ يَدْخُلْ مَدَاخِلَ السَّوْءِ يُتَّهَمْ

3. و هر كس داخل در جاي بدي شود ، متهم خواهد شد


اين فراز از روايت اين جمله را مي رساند كه " خود را در معرض تهمت قرار ندهيم "

به عنوان مثال:

مردي گردنبند زرد رنگ به گردن مي اندازد ؛ همه فكر مي كنند طلاست

شخصي به خانمي در خيابان چشمك ميزند ؛ مردم فكر بد مي كنند ( حال آنكه آن خانم،همسرش بوده)

با نامحرم در جاي خلوتي قرار مي گيرد ، مردم او را متهم ميكنند

داستان :

پيامبر اكرم در حال اعتكاف بود . زني آمد و مدتي با ايشان صحبت كرد و بعد برخاست و رفت .

در اين هنگام دو نفر از اصحاب از كنار پيامبر عبور كردند و به آن حضرت سلام نمودند .

فوراً پیامبر خدا فرمود:اين زن صفيه ،همسرم بود

آن دو عرض كردند اي رسول خدا ما به شما شك نداشتيم

 پیامبر فرمود: شیطان ( مانند خون) در مجاری خون بنی آدم جاری می شود ترسیدم شری را در دل شما بیفکند.

 فَقَالَ:إِنَّ الشَّیْطَانَ یَجْرِی مِنِ ابْنِ آدَمَ مَجْرَى الدَّمِ، وَإِنِّی خَشِیتُ أَنْ یُقْذَفَ فِی قُلُوبِکُمَا شَیْئًا أَوْ قَالَ:شَرًّا

خاطره :

در دبيرستاني نماز مي خواندم ؛ خواستم در بين نماز براي آموزش وضو ؛ با يك ليوان آب وضو بگيرم.

شروع كردم به وضو گرفتن ، "صورت و دست و سر و پاي راست" ؛ اما پاي چپ را نكشيدم و وضو را تمام كردم .

بعد از نماز دوم يكي از دانش آموزان آمد و سوال كرد : چرا مسح پاي چپ را نكشيديد

گفتم : اگر مي كشيدم ممكن بود بعضي با خود بگويند وضوي امام جماعت باطل شده دارد وسط نماز وضو مي گيرد

 

منبع روايت :

بحار الأنوار 

جلد 75 

 صفحه 261

منبع داستان:

محجه البيضاء

جلد 5

صفحه 67

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

 

نصيحت به فرزند بخش دوم" زبان، عامل پشيماني "

2.وَ مَنْ لَا يُقَيِّدْ أَلْفَاظَهُ يَنْدَمْ

2. هر كس زبانش را رها كند ، پشيمان ميشود

چه بسيار اوقاتي كه ما بعد از صحبت كردن پشيمان شده ايم؛ آنجا بود كه با خود گفتيم :چه خوب بود اين حرف را نمي زدم

لقمان به فرزندش گفت : اگر صحبت كردن نقره باشد قطعا سكوت طلاست

داستان:

شخصي خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و عرضه داشت: مرا نصيحت كنيد،

 حضرت فرمود: اِحْفَظِ لِسَانَك  زبانت را نگه‏دار،

دوباره گفت: كه نصيحتم كنيد، فرمود: زبانت را نگه دار،

باز گفت: مرا نصيحت كنيد،

فرمود: واى بر تو، مگر چيزى جز زبان، انسان را به رو در آتش خواهد افكند

منبع روايت :

بحار الأنوار   

جلد 75 

 صفحه 261   

منبع داستان:

تحف العقول

 صفحه :94


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

نصيحت به فرزند بخش اول " دوست بد ، عامل انحراف"

قال الصادق عليه السلام:  يَا سُفْيَانُ أَدَّبَنِي أَبِي بِثَلَاثٍ ... قَالَ لِي- يَا بُنَيَّ

1. مَنْ يَصْحَبْ صَاحِبَ السَّوْءِ لَا يَسْلَمْ

امام صادق عليه السلام فرمايند : اي سفيان پدرم مرا به سه چيز ادب كرد...پدرم فرمود : اي پسركم

1. هر كس با شخص بدي همنشين شود ؛ سالم نمي ماند

داستان

در عصر پیامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در میان مشركان، دو نفر با هم دوست بودند، نام این دو نفر، عقبه و ابى بود. بعد از جرياناتي عقبه، به یكتائى خدا و رسالت پیامبر(صلي الله عليه و آله) گواهى داد و به این ترتیب قبول اسلام كرد.

این خبر به گوش دوست عقبه یعنى «ابى» رسید، او نزد عقبه آمد و به وى اعتراض شدید كرد و حتى گفت: "تو از جاده حق منحرف شده اى"

و نيزگفت : "من از تو خشنود نمى شوم مگر اینكه در برابر محمد(صلي الله عليه و آله) بایستى و او را توهین كنى و... "

عقبه فریب دوست ناباب خود را خورد، و از اسلام خارج شد و مرتد گردید و در جنگ بدر در صف كافران شركت نمود و در همان جنگ به هلاكت رسید.

دوست ناباب او «ابى» نیز در سال بعد در جنگ احد در صف كافران بود و بدست رزم آوران اسلام كشته شد.

تا توانى میگریز از یار بد 

یار بد، بدتر بود از مار بد

مار بد، تنها تو را بر جان زند 

یار بد بر جان و بر ایمان زند

منبع روايت:

بحار الأنوار   

جلد 75 

 صفحه 261   

منبع داستان :

داستان دوستان (اثر حجه الاسلام محمدي اشتهاردي)

با اندكي تلخيص


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد


خواندن دعاي غريق ، رمز نجات از فتنه هاي آخرالزمان


 شيخ صدوق عطر الله مرقده روايت كرده از عبد الله بن سنان كه گفت

حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: زود است مى‏رسد به شما شبهه پس ميمانيد بدون نشانه و راهنما و پيشواى هدايت كننده و نجات نمى‏يابد در آن شبهه مگر كسى كه بخواند دعاى غريق را

گفتم :چگونه است دعاى غريق

فرمود مى‏گويى

 يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ


منبع :

مفاتيح الجنان

بعد از زيارت وارث و قبل از زيارت حضرت عباس

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

 

فقط آنچه در قرآن است قبول داريم !!!

گاه ميشود كه انسان يك مساله ي شرعي را به مردم مي گويد و آنان سريع مي گويند : "كجاي قرآن نوشته" و اگر بگويي اين در رساله ي مراجع آمده است مي گويند : ما فقط قرآن را قبول داريم

حال سوال اينجاست كه آيا اين جمله برايتان آشنا نيست ؟

بيش از 1400 سال پيش ؛ در يكروز دوشنبه اي؛ پيامبر اسلام اكرم در بستر قرار گرفته بودند ؛ در آخرين لحظات فرمودند : براي من قلم . كاغذي بياوريد تا شما را راهنمايي كنم تا گمراه نشويد ؛ در آن لحظه خليفه دوم گفت :  إِنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُرُ حَسْبُكُمْ كِتَابَ اللَّه‏ (نهج الحق و كشف الصدق صفحه333) اين مرد هزيان مي گويد!!! قرآن براي ما كافيست

حال سوال اينجاست كه فرق بين گفته ي خليفه دوم و اين افراد در چيست ؟ هر دو كه يك حرف را مي زنند !!!

پس چرا مي گويند اينها در دين بدعت گذاشتند و تمام بدبختي ما از آن است كه نگذاشتند پيامبر وصيت كند؟!!!

اما اتفاقا اطاعت از مراجع تقليد در قرآن آمده است

خداوند در سوره مباركه نساء مي فرمايد :

 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم (نساء 59)

اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا و رسول و اولي الامري كه از آنان هستند اطاعت كنيد

پس اطاعت از اولي الامر كه ائمه ي اطهار هستند؛ مانند اطاعت از رسول و خدا واجب است

امام حسن عسكري عليه السلام كه يكي از اولي الامر هستند ،مي فرمايند:

فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوه‏ ( وسائل الشيعة، ج‏27، ص: 131 )

هر كس از فقيهان كه نفس خود را پاس دارد، و دين خود را حفظ كند، و به مخالفت با هواهاى خويش برخيزد، و فرمان خداى را اطاعت كند، پس عوام بايد از آنان تقليد كنند

وجود نازنين حجه بن الحسن مي فرمايند:

أمّا الحوادث الواقعة، فارجعوا فيها الى رواة حديثنا، فإنّهم حجّتي عليكم، و أنا حجّة اللَّه عليهم.

در پيشامدهايى كه رخ مى‏دهد، به راويان احاديث ما مراجعه كنيد، كه آنان حجت من بر شمايند، و من حجت خدا برآنانم (وسائل الشيعة، ج‏27، ص: 140)

پس كاملا مشخص شد

"اطاعت از مراجع كامللا مطابق اطاعت از دستورات قرآن و معصومان است"

 

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد


جايگاه علامه اميني

  (به بهانه 12 تير ماه سالگرد ارتحال احياگر تشيع و صاحب كتاب شريف الغدير ؛ علامه اميني)

فرزند برومند علاّمه نقل مي كند كه، وقتي خواستم بعد از رحلت مرحوم علاّمه در سال 1390 از نجف به ايران بيايم. رفتم خدمت آيت الله سيّد محمّد تقي بحرالعلوم كه از نوه‌هاي مرحوم علاّمه بحر العلوم است، وقتي چشمش به من افتاد شروع كرد به گريه كردن گفتم: به خاطر چه گريه مي‌كنيد؟! فرمودند:

 بعد از اينكه مرحوم پدرت رحلت كرد با خود فكر مي كردم كه امام علي چگونه از زحمات علاّمه تشكر مي‌كند!

تا اينكه يك شب در خواب ديدم كه قيامت بر پا شده‌است، و مردم در صحراي محشر هستند و همه توجه به يك طرفي كرده‌اند فهميدم كه آن حوض كوثر است رفتم طرف حوض كوثر ديدم كه حضرت امير المؤمنين در كنار حوض ايستاده اند، و محبّين خودش را با كاسه‌هاي بلوري كه پر از آب زلال است سيراب مي‌كنند.

 يك وقت صدايي از بين مردم بلند شد، گفتند: كه علاّمه اميني به حوض كوثر و به محضر علي (عليه‌السلام) مشرف مي شوند، من منتظر بودم كه امام چگونه با علاّمه برخورد مي‌كنند.

 ديدم امام كاسه را زمين گذاشت و دو دست مباركش را از حوض پر كرد، و آب را به صورت علاّمه پاشيد و علاّمه را با دستان مبارك سيراب كرد و سپس حضرت فرمود:

بَيّض‌َ الله وَجهك بَيّضتَ و جوهنا

خدا صورت تو را سفيد كند كه ‌تو صورت ما را سفيدكردي.

ودر جايي ديگر فرمودند :  «الغَديرُ غَديرُه». الغدير او چشمه اي سيراب كننده بود


جهت نياز به مطالعه 15خاطره از علامه اميني   اينجا را كليك فرماييد


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد


ازدواج نكن ، از درس مي افتي

(به بهانه روز ميلاد حضرت علي اكبر عليه السلام و روز جوان )

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله:

 يَلْزَمُ الْوَالِدَيْنِ مِنَ الْعُقُوقِ لِوَلَدِهِمَا- إِذَا كَانَ الْوَلَدُ صَالِحاً- مَا يَلْزَمُ الْوَلَدَ لَهُمَا

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:

همان طور كه فرزند عاق پدر و مادر مى‏شود پدر و مادر نيز عاق فرزند شايسته ميشوند.

 

يكي از جاهايي كه شايد فرزند بتواند والدين را عاق كند در اين بحث است كه :

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله:

 مَن بَلَغَ وَلدُهُ النِّكاحَ وعِندَهُ ما يُنكِحُهُ فلَم يُنكِحْهُ ثُمّ أحدَثَ حَدَثا فالإثمُ علَيهِ . 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

هر كه فرزندش به سنّ ازدواج برسد و توانايى مالى داشته باشد كه او را همسر دهد و ندهد و از آن فرزند خطايى سر زند، گناهش به گردن اوست.

 

خاطره :

« دانشجويي بعد از كلاس كنارم آمد و گفت : بسيار از لحاظ جنسي در فشار است و مي ترسد به گناه بيفتد

از او سوال كردم : آيا پدر و مادرت مذهبي هستند ؟

گفت : بله ، بسيار زياد ؛ نماز شبش ترك نميشود

گفتم اين كه مشكلي نيست . به پدر و مادرت بگو دارم به گناه مي افتم

او رفت و چند روز بعد برگشت و گفت به پدرم گفتم و او اين جواب را داد

-تو برو و هر گناهي كه كردي پاي من ، فقط داماد نشو چون از درس مي افتي »

و افسوس و افسوس و افسوس از اينگونه تفكر

منبع روايت اول :

بحار الأنوار

جلد ‏71

صفحه70 

منبع روايت دوم :

ميزان الحكمه

روايت 22713


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

احكام جبيره

مساله

وضو و غسل جبيره احكام خاصي دارد كه به 2 نمونه از آن اشاره مي كنيم

1. مكان جيره بايد خشك باشد چه در غسل و چه در وضو .

بنابر اين در هنگام غسل بايد قسمت جبيره را داخل پلاستيك كرد و بقيه قسمتها را شست؛ آنگاه پلاستيك را خارج كرده ؛ در نتيجه آن قسمت جيره خشك باقي مي ماند

2. قسمت جيره؛ بايد مسح شود

به عنوان مثال در وضو اگر از مچ دست به پايين كچ گرفته شده است ؛ بايد از آرنج تا مچ را شست و بعد از مچ به پايين را مسح كشيد . در غسل هم همين طور است ؛ بايد روي قسمت جبيره دست تر كشيد ، نه آنكه آنرا شُست

كه اگر اينها مراعات نشود وضو و غسل باطل است


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد


روايتي فوق العاده از مضرات زياد صحبت كردن

قال علي عليه السلام:

مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ

                       وَ مَنْ كَثُرَ خَطَؤُهُ قَلَّ حَيَاؤُهُ

 وَ مَنْ قَلَّ حَيَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ

                                                                              وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ

                                      وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّار

 

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند:

 هر كه زياد صحبت كند ، زياد خطا مي كند،

 و آن كه بسيار خطا كرد شرم او كم مي شود،

 و آن كه شرمش كم شد ، پارسايى‏ اش اندك مي شود،

و آن كه پارسايى ‏اش اندك شد، دلش ميميرد،

و آن كه دلش مرد ، جايگاهش جهنم است

منبع :

نهج البلاغة

حكمت  349

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

 

زبان

(به بهانه ميلاد امام سجاد عليه السلام)

عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا قَالَ:

إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ عَلَى جَمِيعِ جَوَارِحِهِ كُلَّ صَبَاحٍ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ‏ وَ نُعَاقَبُ بِكَ

 ابو حمزه از على بن الحسين عليها السّلام روايت مى‏كند كه فرمود:

زبان آدم هر روز متوجه اعضاء مى‏گردد و مى‏گويد: چگونه وارد صبح شديد، آنها مى‏گويند خوب هستيم در صورتى كه دست از ما باز دارى، آنها مى‏گويند از خداوند بترس و ما را رها كن و بعد به او مى‏گويند ما بوسيله تو مستوجب ثواب و عقاب مى‏شويم.

منبع:

بحار الأنوار

جلد 68

صفحه 302

باب 78 السكوت و الكلام ...

خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :

ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ (سوره ق 18)

انسان هيچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر اينكه همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام مأموريت(و ضبط آن) است

داستان :

سلیمان جنی را مامور کاری کرد و در تعقیب او جنی را فرستاد

جن دوم بازگشت و آنچه دیده بود برای سلیمان تعریف کرد و گفت دیدم جن را که وارد بازار شد به آسمان نگاه کرد بعد سرش را به طرف راست وچپ چرخاند و بعد سرش را به پایین انداخت و رفت

سلیمان جن اول را احضار کرد و دلیل این حرکاتش را جویا شد

او عرض کرد :هنگامی که وارد بازار شدم به آسمان نظر کردم و دیدم فرشتگان در آسمان ناظر هستند به سمت چپ و راست نظر کردم و مردم را مشغول صحبت کردن های بی مورد دیدم  , آنگاه سرم را از خجالت به زیر انداختم

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد


 

تولدت مبارك ناهيد

 امروز 4 تير ماه است

در تاريخ 4 / 4 / 1344 در سنندج دختري به دنيا آمد كه نامش را ناهيد گذاشتند

سالها گذشت ، انقلاب پيروز شد و جنگ آغاز...

 ناهيد كه حالا نوجواني شده ، در مناطق کردستان، همکاری اش را با نیروهای ارتش و بسیج و سپاه آغازکرد. شروع این همکاری، خشم ضد انقلاب به خصوص گروهک کومله را که زخم خورده فعالیت های انقلابی این نوجوان و سایر دوستانش بود، برانگیخت.

اوایل زمستان سال 1360 به شدت بیمار شد و به درمانگاهی در میدان مرکزی شهر سنندج مراجعه کرد. اما از ساعت مراجعتش خیلی گذشته بود و خانواده نگران شده بودند. خواهرش به دنبالش می رود و بعد از ساعت ها پرس و جو پیدایش نمی کند.

خبری از ناهید نبود! انگار که اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر ناهید در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهایی همه جا دنبال او می گشت.

 تا اینکه بالاخره از چند نفر که ناهید را می شناختند و او را آن روز دیده بودند شنید که: چهار نفر، ناهید را دوره کرده، به زور سوار مینی بوس کردند و بردند!

بعد از ربوده شدن ناهید، خانواده او مرتب مورد تهدید قرار می گرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه می فرستادند که: اگر باز هم با سپاه و پیشمرگان انقلاب همکاری کنید، بقیه بچه هایتان را هم می کشیم

چند وقتی از ربوده شدن ناهید گذشته بود که خبر گرداندن دختری در روستاهای کردستان با دستانی بسته و سری تراشیده به جرم اینکه «این جاسوس خمینی است!» همه جا پخش شد.

یک روستایی گفته بود: آنها سر دختری را تراشیده بودند و او را در روستا می گرداندند . گفته بودند آزادت نمی کنیم مگر اینکه به خمینی توهین کنی!.

او ناهید بود که با شهامت و ایستادگی قابل تحسین از مقتدای انقلابی خود حمایت کرده و زیر بار حرف زور آنها نرفته بود. مردم روستا در آن شرایط سخت که جرأت حرف زدن نداشتند، به وضعیت شکنجه وحشیانه این دختر اعتراض کرده بودند. اما هیچ گوش شنوا و مرد عملی پیدا نشده بودکه ناهید، دختر جوان و انقلابی را از چنگال ستم آنها رهایی بخشد.

از روز ربوده شدن او یازده ماه می گذشت که پیکر بی جان و مجروح و کبود او را با سری شکسته و تراشیده در سنگلاخ های اطراف روستای هشمیز پیدا کردند. بعضي ها مي گفتند : اشرار برای وادار کردن ناهید به توهین نسبت به حضرت امام ، او را زنده بگور کرده بودند.

وقتی جنازه را به شهر سنندج انتقال دادند مادرش بسیار بی تابی می کرد و چندین بار از هوش رفت. پیکر آغشته به خون ناهید اگر چه دیگر صدایی برای فریاد زدن و جانی برای فدا کردن در راه انقلاب نداشت اما کتابی مصور از ددمنشی ضد انقلاب بود.

شرایط حاد منطقه در آن سال و خفقان حاکم گروهک­ها بر مردم، فشار زایدالوصفی که به خانواده شهید رفته بود مادر شهید را بر آن داشت به تهران هجرت کند و پیکر شهید ناهید کرجو، شهید مظلوم سنندجی را در قطعه شهدای انقلاب بهشت زهرای تهران دفن نماید.

 مادر نيز از اندوه فراق ناهید، بیمار شد و از دنیا رفت.

اگر در صدر اسلام سمیه زیر شکنجه جاهلان عرب حاضر به نفی وحدانیت خدا نشد و در دفاع از اعتقادات راسخ خود شهادت را برگزید، امروز زنان موحد، الگویی نزدیکتر را پیش رو دارند. دختر نوجوان شجاعی که تحمل شکنجه­های طاقت فرسا را بر توهین به امام خود ترجیح داد و در مسیر ایستادگی و در دفاع از آرمان­ها و اصول متعالی اسلامی، شهادت را برگزید، و او کسی نیست جز سمیه ی کردستان شهیده ناهید فاتحی کرجو.

ناهيد تولدت مبارك

تهران / بهشت زهرا / قطعه 28 / ردیف 31 / شماره 13


جهت نياز به مطالعه بيشتر درباره ي اين شهيده  اينجا را كليك فرماييد

جهت دانلود مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

غيبت با دعا كردن !!!

(به بهانه ميلاد امام حسين عليه السلام )

قال اباعبدالله الحسين عليه السلام:

یاهذا کفّ عن الغیبة فإنها أدام کلاب النّار

شخصي نزد امام حسين  از کسي غيبت کرد، امام فرمود:

 اي فلاني دست از غيبت بردار زيرا غيبت نان و خورش سگهاي دوزخ است.

 

منبع :

تحف العقول،

 صفحه  177

يكي از انواع غيبت ، غيبت با دعا كردن است

به عنوان مثال :

از ما مي پرسند فلان دوستت چطور است ؟

مي گوييم : خدا به همه ي ما اخلاق خوبي عنايت كند ( يعني دوستمان اخلاقش خوب نيست)

يا مي گوييم: خدا بچه هاي ما را از دام اعتياد نجات دهد ( يعني بچه ي او معتاد است)

يا مي گوييم : خدا همسر سازگاري به همه  عنايت كند ( يعني همسر او سازگار نيست )

و

.

.

.

لطيفه :

فردي كه يك چشمش نابينا بود به امام جماعت مسجدي توهين مي كند

چند وقت بعد امام جماعت پس از سخنراني ، در دعايش مي گويد :

" خدايا چشمِ ديگرِ انسانهايِ گمراه، را هم كور كن "


جهت دانلود مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد