عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ قَالَ:

 قَنْطَرَةٌ عَلَى الصِّرَاطِ لَا يَجُوزُهَا عَبْدٌ بِمَظْلِمَةٍ.

غالب بن محمد از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه در رابطه با مفهوم اين كلام خداوند متعال «براستى كه پروردگار تو در كمينگاه است»، فرمود:

 كمينگاه گذرگاهى است بر پل صراط كه هيچ بنده ستمگرى از آن نخواهد گذشت.

منبع:

وسائل الشيعه

جلد 16

صفحه47

اگر مردم آنقدري كه براي نجس و پاكي وسواس دارند كمي هم به حق الناس اهميت مي دادند، مشكلاتشان كم مي شد. در حالي كه اسلام ، طهارت و نجاست را آسان گرفته و مردم بر خود سخت مي گيرند ؛ اما به حق الناس ، يسيار اهميت داده ، ولي مردم آنها را ساده مي گيرند

معمولا مردم گمان مي کنند حق الناس فقط از ديوار مردم بالا رفتن يا دست در جيب مردم کردن است، غافل از آنکه حق الناس بسيار ريز است مانند:

·         ماشينش را جايي پارک مي کند که مزاحمت براي مردم است

·         جلوي ماشينها ميپيچد

·         بدون دليل بوق مي زند

·         دزدگير ماشينش را شبها  حالتي مي گزارد که اگر پرنده اي هم روي آن نشست صدا کند

·         پول کالا را به بيشتر رند مي کند مثلا شده هزار و نهصد تومان مي گويد دو هزار تومان

·         عابر پياده از چراغ قرمز مي گذرد

·         از پله هاي آپارتمان چنان مي دود که همسايه ها اذيت مي شوند

·         در منزل را طوري مي بندد که همه از خواب بيدارشوند

·         دم در مسجد کفشها را مي گزارد که باعث مي شود مردم پايشان را از زمين بيشتر بلد کنند تا کفش ها لگد نشود

·         کالاي تاريخ گذشته يا بي کيفيت مي فروشد

·         امام جماعتي که دير مي آيد

·         صداي آهنگ يا حتي مداحي و قرآنش از مغازه يا منزل بلند است و ديگران را اذيت مي کند

·         در کتابخانه صحبت مي کند و باعث آزار ديگران مي شود

·         در اداره از وقت مردم مي زند و نماز مستحبي يا کتاب يا ... مي خواند

 ·         حرفي مي زند كه باعث ناراحتي ديگران مي شود

اينها بسيار ظريف است . اگر اين مسائل كوچك را دقت نكنيم كم كم، تخم مرغ دزد ، 3 هزار ميليارد شتر اختلاس مي كند

 

داستان:

روزی در نجف اشرف حضرت امام خمینی می خواست برای نماز جماعت وارد اطاق بیرونی شود. جلو ي اطاق انباشته از کفش نمازگزاران بود به طوری که جای پا گذاشتن نبود. امام وقتی به کفش کن رسید و آن وضع را دید، توقف کرد و از پا گذاشتن بر روی کفش مردم خودداری ورزیده، وقتي مردم كفشها را از سر راه كنار زدند، آن گاه امام وارد اطاق شد.


جهت دريافت اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد