دستم بشكند ، اگر رأي بدهم!!!

...وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ [غافر : 44 ]
من كار خود را به خدا واگذارم كه خداوند نسبت به بندگانش بيناست!
پيام آيه ي فوق اين مي شود : ما مأمور به وظيفه ايم ؛ نه مأمور به نتيجه
و در جاهاي ديگر قرآن اين آيه زياد به چشم مي خورد كه:
ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ ...[المائدة : 99]
پيامبر وظيفهاى جز رسانيدن پيام ندارد
گاه انسانها بيشتر از آنكه به وظيفه فكر كنند به نتيجه مي انديشند و اگر نتيجه آن طور كه دوست داشتند ، نشد ، كار را به كلي كنار مي گذارند
به عنوان مثال:
دختر خانمي را براي ازدواج به خانواده ي پسري معرفي مي كنيم آنها تحقيق مي كنند و ازدواج صورت مي گيرد؛ از قضا از هم جدا مي شوند .........ما مي گوييم ديگر كار خير نمي كنم
يا شخصي را براي گرفتن وام به جايي معرفي مي كنيم ؛ آنها تحقيق مي كنند و وام مي دهند؛ و آن وام گيرنده فرار مي كند .........ما مي گوييم ؛ لال شوم اگر ديگر از اينكارها كردم
يا براي انتخابات تحقيق كرديم و به نتيجه رسيديم و براي كانديدايي تبليغ كرديم ، نذر كرديم ، روزه گرفتيم و... ؛ بعد از مدتي او عوض شد .........ما مي گوييم ديگر براي كسي كار نمي كنم و ديگر رأي نمي دهم
و ...
در تمام اينها بايد گفت:
ما مأمور به وظيفه ايم ؛ نه مأمور به نتيجه ؛ ما وظيفه ي خود را انجام مي دهيم ، نتيجه با خداست
جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد