نهضت خاطره سازي ، براي امام
(به بهانه نزديكي به 13 آبان ، روز مبارزه با استكبار)

بعد از ارتحال امام خميني ؛ تفسير به راي و تخريب چهره امام شدت گرفت و هر روزي با يك عنواني چهره ي امام مورد هجمه قرار مي گرفت. اما هر كدام به شكست مي انجاميد
دشمن به اين نتيجه رسيد كه بايد اين بار اعتقاد اصلي مردم نسبت به امام كه اين جمله بود را هدف بگيرد "حرف و عمل امام يكي بود"
و اين راه فقط با خاطرات دروغ محقق مي شد كه اين مهم هم به لطف اطرافيان قديم امام انجام شد.
شايد يكي از مهمترين مصاديق ، همين حذف شعار مرگ بر آمريكا باشد
لازم است جهت رفع فراموشي آقايان ، فقط و فقط به 2 موضع گيري حضرت امام ، كه در ماههاي آخر عمر شريف ايشان گرفته شده است ، اشاره كنيم
حضرت امام در پيامي به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه و قبول قطعنامه 598 در 29 تير 67 مي آورند:
« ان شاء اللَّه ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با امريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مىخواهيم كه اين قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين، كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ امريكا و شوروى را به صدا درآوريم» [صحيفه امام-جلد 21 صفحه 82]
و نيز در تاريخ 3 اسفند 67 در پيامي به روحانيون كه به منشور روحانيت معروف گشت مي آورند :
«انقلاب به هيچ گروهى بدهكارى ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهاى فراوان خود را به گروهها و ليبرالها مىخوريم، آغوش كشور و انقلاب هميشه براى پذيرفتن همه كسانى كه قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولى نه به قيمت طلبكارى آنان از همه اصول، كه چرا مرگ بر امريكا گفتيد! چرا جنگ كرديد! چرا نسبت به منافقين و ضد انقلابيون حكم خدا را جارى مىكنيد؟ چرا شعار نه شرقى و نه غربى دادهايد؟ چرا لانه جاسوسى را اشغال كردهايم و صدها چراى ديگر» [صحيفه امام- جلد 21 صفحه 286]
و در پايان براي اينكه خط بطلاني بر تمام خاطره گويي هاي جعلي و ... كشيده شود؛ به آخرين جملات وصيت نامه نوراني امام عزيز رجوع مي كنيم:
بسمه تعالى در زير اين وصيتنامه 29 صفحهاى و مقدمه، چند مطلب را تذكر مىدهم:
1. اكنون كه من حاضرم، بعض نسبتهاى بىواقعيت به من داده مىشود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض مىكنم آنچه به من نسبت داده شده يا مىشود مورد تصديق نيست، مگر آنكه صداى من يا خط و امضاى من باشد، با تصديق كارشناسان؛ يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم. [صحيفه امام – جلد 21 صفحه 451- وصيتنامه]

