(به بهانه سیزده فروردین )

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

 لَا تُعَادُوا الْأَيَّامَ فَتُعَادِيَكُم‏

با روزگار دشمنی نکنید که او با شما دشمنی خواهد کرد


داستان 1 :

حضرت صادق (علیه السلام )فرمود: بين من و مردى منجم زمينى مشترك بود براى تقسيم او پيوسته تأخير ميانداخت تا ساعتى را انتخاب كند كه بنظر خودش برايش سعيد باشد و براى من نحس. بالاخره تقسيم كرديم بمن قسمت خوب افتاد منجم از ناراحتى دست بر پشت دست ديگر زده گفت مثل امروز نديده بودم.

گفتم مگر از علم خود استفاده نكردى گفت من با اطلاع از علم نجوم براى شما ساعت نحس انتخاب كردم و خودم در ساعت سعد خارج شدم باز قسمت بهتر بشما افتاد. گفتم ميل دارى حديثى كه پدرم از پدر خود برايم نقل كرده برايت بگويم. پدرم گفت: پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله )فرمود هر كس مايل است نحوست آن روزش برطرف شود اول صبح صدقه بدهد خداوند با اين صدقه نحوست آن روز را برطرف ميكند و هر كه مى‏خواهد نحوست شبش برطرف گردد شب را با صدقه شروع كند.

گفتم من وقتى خارج شدم صدقه دادم اين صدقه نفعش براى من از علم نجوم تو بهتر بود

 

داستان 2 :

در حديث ديگرى نيز آمده است كه يكى از ياران امام دهم على بن محمد الهادى (علیه السلام ) مى‏گويد: خدمت حضرت رسيدم در حالى كه در مسير راه انگشتم مجروح شده بود، و سوارى از كنارم گذشت و به شانه من صدمه زد، و در وسط جمعيت گرفتار شدم و لباسم را پاره كردند، گفتم: خدا مرا از شر تو اى روز حفظ كند، عجب روز شومى هستى! امام فرمود: با ما ارتباط دارى و چنين مى‏گويى؟! و روز را كه گناهى ندارد گناهكار مى‏شمرى؟ آن مرد عرض مى‏كند از شنيدن اين سخن به هوش آمدم و به خطاى خود پى بردم، عرض كردم اى مولاى من من استغفار مى‏كنم، و از خدا آمرزش مى‏طلبم، امام (علیه السلام ) افزود:

ما ذنب الايام حتى صرتم تتشامون بها اذا جوزيتم باعمالكم فيها؟:

" روزها چه گناهى دارد كه شما آنها را شوم مى‏شمريد هنگامى كه كيفر اعمال شما در اين روزها دامانتان را مى‏گيرد"؟!

 راوى مى‏گويد:" عرض كردم من براى هميشه از خدا استغفار مى‏كنم و اين توبه من است اى پسر رسول خدا".

منبع روایت :

مستدرك‏الوسائل   

جلد 13

صفحه 77  

 باب استحباب الحجامة و وقتها

 

منبع داستان اول :

فروع کافی

جلد 4

صفحه 6

 

منبع داستان دوم:

تفسیر نمونه

جلد 23

صفحه 46

به نقل از " تحف العقول" طبق نقل بحار الانوار

جلد 59

صفحه 2( با كمى تلخيص).