يكي از عوامل شايع دروغ گفتن ،خجالت بيجا يا همان تعارف است

در روايتي آمده است كه  بنت عميس مي گويد:

در شب زفاف عايشه‏ حاضر بودم سوگند به خداى كه در آن شب هيچ طعام وليمه‏اى نبود، جز قدحى از شير، كه رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از آن مقدارى بنوشيد، و به عايشه  داد و او شرم مى‏داشت كه آن كاسه را بگيرد. من گفتم: دست پيغمبر را رد مكن. پس به شرم تمام عايشه آن كاسه بگرفت و اندك بياشاميد، پس پيغمبر فرمود: از آن كاسه به من بدهد، عرض كردم: ميل ندارم

 فرمود: گرسنگي را با دروغ‏ جمع مي كني؟

 عرض كردم: اگر يكى از ما را رغبتى باشد و پنهان دارند آيا آن را دروغ شمرند فرمود:

انّ الكذب يكتب كذبا، حتّى تكتب الكذيبة. يعنى: دروغ را دروغ نويسند، چندان‏كه دروغ‏هاى اندك را نيز دروغ اندك رقم كنند.

منبع :

ناسخ التواريخ

 سپهر

جلد ‏2

صفحه 648    

زفاف رسول خدا صلى الله عليه و آله با عايشه

 

به عنوان مثال :

 در مجلسي برايمان چايي آورده اند . هنگام جمع كردن استكانها از ما ميپرسند،چايي ميل داريد و ما ميگوييم نه؛ ميل ندارم . در حالي كه ميل داريم

و يا در مهماني هنگام رفتن به ما مي گويند:امشب بمانيد و ما مي گوييم  نه كار داريم . در حالي كه كار نداريم

و

.

.

.

 البته بسيار راحت است كه هم تعارف كنيم و هم دروغ نگوييم مانند

در مثال اول كه گفتند چايي ميل داريد بگوييم: ممنون صرف شد

و يا در مثال دوم كه گفتند :شب بمانيد بگوييم، نه به اندازه كافي زحمت داده ايم

نكته اينجاست كه كلمه ي معادل زياد است ؛ چرا ما از همه جا دروغش را انتخاب كنيم


داستان:

مادر يكي از نمايندگان مجلس از دنيا مي رود و دفتر يكي از مراجع پيام تسليتي به اين عنوان آماده مي كند

"جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ......رسيد ؛ ايشان با تمام وجود ناراحت شدند و..."

اين پيام را به آن مرجع  براي تاييد نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من با تمام وجود ناراحت نشدم؛اين را عوض كنيد.

پيام را تصحيح مي كنند و مي نويسند:

 "جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ......رسيد ؛ ايشان بسيار ناراحت شدند و..."

براي دومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد من بسيار  ناراحت نشدم؛اين را عوض كنيد.

دفتر آن مرجع سومين پيام را اينگونه مي نويسند:

"جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ......رسيد ؛ ايشان ناراحت شدند و..."

براي سومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي دهند . مرجع تقليد مي گويد راستش من ناراحت هم نشدم؛اين پير زن سالهاست در جا افتاده و الان ناراحتي ندارد

رئيس دفتر مي گويد پس چه بنويسيم ؟ نمي شود كه نوشت:

"جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ......رسيد ؛ ايشان خوشحال شدند و..."

آن مرجع مي فرمايد چرا اينها را بنويسيد! ؛ بنويسيد:

"جناب دكتر ....خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ......رسيد ؛ ايشان براي علو درجات مادرتان دعا كردند"

نكته اينجاست كه گاه با تغيير كلمه اي ديگر دروغ نگفته ايم