بي حجابان عاشق حسين ؛ نخوانند. خواهشاً

(به بهانه محرم حسيني)

بنده اول هشدار بدهم ؛ كساني كه بي حجابند و چند ليتر براي اهل بيت امام حسين گريه مي كنند و آقاياني كه لعن يزيد مي گويند و حجاب همسرانشان بد است ، نخوانند ؛ وگرنه آن دنيا به امام حسين چه جوابي مي دهند. حال هي بگويند: دلت پاك باشد

عصر عاشورا بود

حجاب از سر زنان و دختران حسيني ربوده شد

هنگامي كه فاطمه صغري (كه احتمالا همان رقيه است) بعد از شهادت پدر و سيلي خوردن از دست شمر و اصابت كعب ني به بازو  و پاره شدن گوش ؛ عمه اش زينب را مي بيند ؛ از هيچكدام از اينها شكايت نمي كند.

شكايت فاطمه صغري به عمه اش اين است كه مي گويد  :

" يا عمتاه هل من خرقة أستر بها رأسي عن أعين النظار "

اي عمه جان آيا پارچه اي هست كه سر خود را از نامحرمان بپوشانم

 [منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 61 ؛ بقية الباب 37 سائر ما جرى عليه بعد بيعة الناس ليزيد بن معاوية إلى شهادته صلوات الله عليه‏]

 و حضرت زينب سلام الله عليها در اولين جمله خطبه ي آتشين خود به يزيد مي فرمايد:

أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ- تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ- وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَايَا- قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ...

اى پسر آزادشدگان! آيا از عدالت تو است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاى دهى و دختران پيامبر اسلام را به اسيرى ببرى و سوق دهى؟ تو چادرهاى ايشان را برداشتى، صورتهاى آنان را باز نمودى‏

[منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 134  ؛ باب 39 الوقائع المتأخرة عن قتله صلوات الله عليه إلى رجوع أهل البيت ع إلى المدينة ...]

برادرم ! باور كن حتي يزيد به حجاب زنانش حساس بود ...









 

بي حجابي و مزدور بيگانه

(به بهانه هفته ي امر به معروف و نهي از منكر)

امام علي (عليه السلام):

غَايَةُ الدِّينِ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَر ...

قله دين امر به معروف و نهي از منكر است ...

[مستدرك الوسائل ؛ جلد‏12 ؛ صفحه 185]

رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود:

أَ لَا أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَقْوَامٍ لَيْسُوا بِأَنْبِيَاءَ وَ لَا شُهَدَاءَ يَغْبِطُهُمُ النَّاسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِمَنَازِلِهِمْ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ... هُمُ الَّذِينَ ... يَأْمُرُونَهُمْ بِمَا يُحِبُّ اللَّهُ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَمَّا يَكْرَهُ اللَّهُ

گروهى هستند كه نه پیامبرند و نه شهید؛ ولى مردم به مقام آنان كه به خاطر امر به معروف به دست آورده اند، غبطه مى‏خوردند. [مظمون روايت]

[مستدرك الوسائل ؛ جلد‏12 ؛ صفحه 182]

امام علي (عليه السلام):

فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّي‏

تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا، در مقابل امر به معروف و نهی از منکر به اندازه‌ی آب دهانی در مقابل دریایی پهناور بیش نیست!    

[وسائل الشيعة ، جلد ‏16 ،صفحه 134 ]

بايد همه امر به معروف كنند ؛ كه يكي از مصاديق امر به معروف ، همين بي حجابي است . بعضي از اين بي حجابها دست نشانده ي استكبارند

 خاطره: ( توجه : اين خاطره به دليل مسائلي ، بسيار خلاصه شده است)

دختر خانمي در مسجد به من گفت:

مي خواهم توبه كنم‌ .آيا خداوند توبه ي مرا قبول مي كند؟

من گفتم : قطعا ؛ انسان اگر توبه كند؛ قطعا خداوند او را مي بخشد ...

بعد او گفت : من و امثال من فضاي جامعه را به لجن كشانديم .گناه من اين بود كه پول مي گرفتم تا با وضع زننده اي در دانشگاه راه بروم و فضاي دانشگاه را به سمت بي حجابي و بي حيايي سوق دهم و امثال من ، باز هم در اين دانشگاه هستند ...








 

4 چيز، محوكننده گناهان (2. حيا)

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه و آله:

 أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ 2. الْحَيَاءُ  ...

امام صادق عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت كردند كه فرمود:

هر كه چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق گناهان باشد، خدا آنها را بحسنات تبديل كند:

2. حيا ...

منبع: اصول كافى-ترجمه مصطفوى  ؛جلد 3 ، صفحه 166  

حيا بحث بسيار مهمي است ، تا آنجا كه در روايت آمده است : هيچ ايماني مثل حيا و صبر نيست؛  لا إيمان كالحياء و الصبر

برخي از انسانها در اعمال حيا را رعايت نمي كنند؛ به عنوان مثال:

در صحبت كردن حيا را رعايت نمي كند و در كلامش همه نوع حرف و فحش و... را مي آورد

مردان لباسهايي مي پوشند كه بسيار زننده است ، وتا مي نشينند و يا در نماز به ركوع و سجده مي روند ، پشتشان نمايان مي شود.

خانمها به بدترين صورت و بدون حجاب در مقابل نامحرم ظاهر مي شوند

پدر و مادر در منزل، مقابل فرزندانشان لباسهاي نا مناسبي به تن ميكنند

اعضاي خانواده كنار هم مينشينند و فيلمهاي زشت ماهواره اي نگاه مي كنند

دانشجويان در خوابگاهها لباس نامناسب به تن مي كنند

و...

برخي هم در حيا ، افراط مي كنند و مسائل غسل و بانوان و ... را نمي پرسند و اعمال را اشتباه انجام مي دهند

لطيفه :

شخصي ميره مغازه الكتريكي . به فروشنده مي گه میگه: خیلی ببخشید عذر میخوام گلاب به روتون واقعا ببخشید، شرمنده، لامپ دارید؟

فروشنده مي گه : لامپ خواستن كه اينقدر معذرت خواهي نداره!

مي گه آخه براي دستشويي مي خواستم


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد







دانلود فایل با لینک مستقیم

امان از چادر؛ انسان را ياد چه خاطراتي كه نمي اندازد

(به بهانه 21 تير روز عفاف و حجاب)

 

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، از میان همه ی تصویر های آن روزها یکی را که از همه ی آن ها در ذهنش پر رنگ تر است، اینچنین روایت می کند:

يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدی صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود. در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت. مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم.

وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم. دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.
همان موقع که داشتم از کنار او رد مي شدم تا بروم توي اتاق و چادرم را دربياورم، مجروح که چند دقيقه ای بود به هوش آمده بود به سختي گوشه چادرم را گرفت و بريده بريده و سخت گفت: من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوری. ما براي اين چادر داريم مي رويم... چادرم در مشتش بود که شهيد شد

از آن به بعد در بدترين و سخت ترين شرايط هم چادرم را کنار نگذاشتم 


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

مادران شهدا؛ گريه كنيد

(به بهانه 21 تير روز عفاف و حجاب)

مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن

زمان تشیيع و تدفینم گریه نکن

زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن

فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند

و زنان ما عفت را وقتی جامعه ما را بی غیرتی و بی حجابی گرفت

مادرم گریه کن...!!! که اسلام در خطر است .....


.

.

.

قسمتي از وصيت نامه شهید سعید زقاقی


مادران شهدا ، قبل از آنكه از عزيزانتان شرمنده باشيم از شما شرمنده ايم!


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

شباهت زن بي حجاب با اتوبوس

(به بهانه 28 شعبان ، سالروز ارتحال زبان گوياي اسلام آيت الله فلسفي)

داستانك 1:

مرحوم فلسفی به همراه همسرش از جایی می‌گذشتند.

زن بی حجابی با طعنه‌ گفت: بدبخت! زنش را گونی‌پیچ کرده.

مرحوم فلسفی رو به زن گفت: چرا کسی روی اتوبوس‌های کنار خیابان چادر نمی‌کشد؟

زن گفت: چون وسیله نقلیه عمومی هستند و ارزشی ندارند.باز پرسید:چرا همه روی خودروهای خودشان چادر می‌کشند؟

گفت:چون وسیله شخصی است و باارزش است.

مرحوم فلسفی گفت: زن من جزء لوازم شخصی من است و ارزشمند،نه مثل وسیله نقلیه عمومی !!!

داستانك 2:

مرحوم آيت الله فلسفي ميفرمود:

در قبل از انقلاب در يكي از شهرستانهايي كه شيعه و سنّي در كنار يكديگر زندگي ميكردند سخنراني داشتم. ديدم در آن شهرستان فحشا و منكرات زياد است و اين بر اثر نبودن مجالس موعظه و امر به معروف و نهي از منكر است.

يك روز كه علماي اهل سنّت به ديدنم آمده بودند، آنان را مورد عتاب قرار دادم كه چرا شما علماي عامّه، امر به معروف نميكنيد و مجالس موعظه نداريد؟

 پس از پايان سخنانم يكي از علماي سنّي برخاست و اجازه خواست كه پاسخ مرا بدهد. به او اجازه دادم. آن عالم سنّي گفت : آقاي فلسفي خداا سايهي امام حسين عليهالسلام را از سر شما علماي شيعه كم نكند، چون ما حسين عليهالسلام نداريم و مجلس روضه نداريم. امام حسين عليهالسلام يك محبوبيتي به شما علماي شيعه داده است كه تا نام او را ميبريد و صحبت روضهي امام حسين ع ميشود، همه اقشار گرد شما جمع ميشوند و شما در زير سايهي خيمه عزاي حسيني هم به مردم اخلاق ميآموزيد، هم معارف را بيان ميكنيد و هم تبيين احكام ميكنيد و شيعيان به بركت عزاي امام حسين ع تربيت ميشوند و اين رمز موفقيّت روحانيت شيعه است،

 مرحوم فلسفي ميفرمودند: من برخاستم و او را بوسيدم و به او گفتم؛ خوب فهميدي، رمز محبوبيت و موفقيّت شيعه، امام حسين ع است.

                        منبع : ره توشه (محرم) سال 79


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

مردان بي غيرت (د-ي - و - ث)

(به بهامه 17 دي روز كشف حجاب)

قال رسول الله صلي الله عليه و آله:

أَيُّمَا رَجُلٍ تَتَزَيَّنُ امْرَأَتُهُ وَ تَخْرُجُ مِنْ بَابِ دَارِهَا فَهُوَ دَيُّوثٌ‏ وَ لَا يَأْثَمُ مَنْ يُسَمِّيهِ دَيُّوثاً وَ الْمَرْأَةُ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَابِ دَارِهَا مُتَزَيِّنَةً مُتَعَطِّرَةً وَ الزَّوْجُ بِذَلِكَ رَاضٍ يُبْنَى لِزَوْجِهَا بِكُلِّ قَدَمٍ بَيْتٌ فِي النَّارِ ...

پيامبر مكرم اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايند:

هر مرديكه زينت كند زن او و بيرون رود  از در خانه او پس آن مرد ديوث است و بر شما گناهي نيست كه او را ديوث  بناميد

و زن چون بيرون رود از در خانه خود ؛ و زينت كند و بوى خوش به خود زده و شوهر به اين راضى باشد بنا شود از براى شوهر وى به هر قدمى خانه اي در دوزخ ...

منبع :بحارالانوار-جلد 103-صفحه 249


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

عفت و حيا

وَ قَالَ اميرالمومنين عليه السلام:

 لَكَادَ الْعَفِيفُ أَنْ يَكُونَ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَ

چه نزديك است كه انسان عفيف يكي از فرشتگان شود

منبع :نهج البلاغه حكمت  474

داستان:

حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمود:

در ميان بني اسراييل عابدي زيبا و خوش سيما بود، زندگي خود را بوسيله درست كردن زنبيل از برگ خرما مي گذرانيد،

 روزي از در خانه پادشاه مي گذشت كنيز خانم پادشاه او را ديد. وارد قصر شد و حكايتي از زيبايي و جمال عابد براي خانم تعريف كرد. گفت : بوسيله اي او را داخل قصر كن همين كه عابد داخل شد چشم همسر سلطان كه به او افتاد از حسن و جمالش در شگفت شد درخواست نزديكي كرد. عابد امتناع ورزيد زن دستور داد درهاي قصر را ببندند.

به او گفت : غير ممكن است بايد من از تو كام بگيرم و تو نيز از من بهره ببري عابد چون راه چاره را مسدود ديد پرسيد بالاي قصر شما محلي نيست كه در آن جا وضو بگيرم زن به كنيز گفت : ظرف آبي بالاي قصر ببر تا هر چه مي خواهد انجام دهد عابد بر فراز قصر شد در آنجا با خود گفت : اي نفس مدت چندين سال عبادت را كه روز و شب مشغول بودي به يك عمل ناچيز مي خواهي تباه كني اكنون خود را از اين بام بزير انداز، بميري بهتر از آنست كه اين كار را انجام دهي نزديك بام رفت ديد قصر مرتفعي است و هيچ دست آويزي نيست كه خود را به آن بياويزد تا به زمين رسد.

حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمود: همين كه خود را آماده انداختن نمود امر به جبرييل شد كه فورا به زمين برو بنده ما از ترس معصيت مي خواهد خود را به كشتن دهد. او را به بال خود درياب تا آزرده نشود. عابد را در راه چون پدري مهربان گرفت و به زمين گذاشت . از قصر كه فرود آمد به منزل خود برگشت زنبيلهايش در همان خانه ماند. زنش پرسيد پول زنبيل ها را چه كردي گفت : امروز چيزي عايد نشد گفت : امشب با چه افطار كنيم . جواب داد بايد به گرسنگي صبر كنيم ولي تو تنور را بيافروز تا همسايگان متوجه نشوند ما نان تهيه نكرده ايم زيرا ايشان به فكر ما خواهند افتاد زن تنور را روشن كرده با مرد خود شروع به صحبت نمود، در اين بين يكي از زنان همسايه براي بردن آتش وارد شد. گفت : از تور آتش بگير. آن زن به مقدار لازم آتش برداشت در موقع رفتن گفت : شما گرم صحبت نشسته ايد نانهايتان در تنور نزديك است بسوز.

زن نزديك تنور آمده ديد نان بسيار خوب و مرتبي بر اطراف تنور است نانها را جدا كرده پيش شوهر آورد به او گفت : تو در پيش خدا منزلتي داري كه برايت نان آماده مي شود از خداوند بخواه بقيه عمر، ما را از بدبختي نجات دهد. عابد گفت : صبر بر همين زندگاني بهتر است

منبع : داستانها و پندها-نوشته مصطفي زماني وجداني-صفحه 164


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

3. شر شهوت

قالْ رَسُولِ الله صلي الله عليه و آلهَ:

مَنْ وُقِيَ شَرَّ ثَلَاثٍ فَقَدْ وُقِيَ الشَّرَّ كُلَّهُ... وَ ذَبْذَبِه‏  ...

هر كس 3 شر را از خود دور كند ، تمام شرها از او دور شده است ... 3. شر شهوت  

منبع :مستدرك الوسائل جلد ‏9 صفحه  32

داستان تكان دهنده:

نوجواني خوش سيما به نام " امير " در خانواده اي بسيار ثروتمند و مرفه زندگي مي كرد ، پدر و مادرش هردو پزشك بودند و از آنجا كه افكار غربي داشتند به ارزش ها و دستورهاي دين چنان كه بايد پايبند نبودند.

آنها صبح زود از خانه بيرون مي رفتند و فقط آخر شب براي استراحت به خانه بر مي گشتند. و براي آنكه امير احساس تنهايي نكند ، دختر خاله ي او را كه او نيز هم سنّ امير بود به فرزند خواندگي پذيرفتند و او در خانه ي خويش جاي دادند.

از آن زمان ، آرامش زندگي امير بهم خورد چرا كه دختر خاله اش همانند زليخا ، همواره خود را به امير عرضه مي داشت و درخواست عمل نامشروع مي كرد!

لكن امير ، يوسف وار امتناع مي ورزيد و خود را به چنين گناه بزرگي آلوده نمي كرد ؛ او از اين وضعيتِ پيش آمده بسيار نگران بود كه نكند خداي نكرده سرانجام تسليم شود و گوهر عفاف خود را از دست دهد!

امير در اين ميدان مبارزه با نفس و شيطان ، و در اين نگراني بسيار شديد ،نامه اي به مجله " زن روز" مي نويسد و از آنها راه چاره مي جويد ، ليكن يك هفته بعد از نوشتن نامه ، يك شخصيت معنوي را در خواب مي بيند كه به او مي گويد " امين"! برو به دانشگاه اصلي ، وقتت را تلف نكن!

بدين ترتيب امير ، كه اينك مفتخر به عنوان "امين" شده بود، عازم جبهه نور مي شود و پيش از رفتن، نامه اي ديگر براي مجله "زن روز " مي نويسد و سرانجام ، چهار روز پس از اعزام به جبهه ، در عمليات كربلاي 4 در ميقاتگاه شلمچه، شهد شيرين شهادت را مي نوشد و به ديدار پروردگار مهربان مي رسد

متن و تصوير نامه امير در ادامه منبرك


جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

ادامه نوشته

بي حجابان عاشق حسين نخوانند  

(به بهانه محرم حسيني)

عصر عاشورا بود

حجاب از سر زنان و دختران حسيني ربوده شد

هنگامي كه فاطمه صغري (كه احتمالا همان رقيه است) بعد از شهادت پدر و سيلي خوردن از دست شمر و اصابت كعب ني به بازو  و پاره شدن گوش ؛ عمه اش زينب را مي بيند ؛ از هيچكدام از اينها شكايت نمي كند.

شكايت فاطمه صغري به عمه اش اين است كه مي گويد  :

" يا عمتاه هل من خرقة أستر بها رأسي عن أعين النظار "

اي عمه جان آيا پارچه اي هست كه سر خود را از نامحرمان بپوشانم

و عمه ي مظلومه اش جواب مي دهد :

" فقالت يا بنتاه و عمتك مثلك "

اي  عزيز برادرم عمه ات هم مانند توست

منبع :

بحارالانوار

جلد 45

صفحه 61

بقية الباب 37 سائر ما جرى عليه بعد بيعة الناس ليزيد بن معاوية إلى شهادته صلوات الله عليه‏

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا را كليك نماييد

گناه آشكار

إِيَّاكَ وَ الْمُجَاهَرَةَ بِالْفُجُورِ فَإِنَّهَا مِنْ أَشَدِّ الْمَآثِم‏

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند :

بپرهيزيد از انجام دادن گناه به صورت علني ؛ كه آن بزرگترين گناهان است

منبع:

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم

صفحه   462

يكي از چيزهايي كه گناه را به بالاترين حد مجازات مي رساند, انجام دادن گناه به صورت آشكار است

به عنوان مثال:

خانمي كه آرايش مي كند و علناً در خيابان به اين صورت راه مي رود

شخصي كه علناً رشوه مي گيرد

كسي كه علناً ربا مي گيرد

فردي كه علناً روزه خواري مي كند

و ...

جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد

دارا و سارا

 (به بهانه 21 تير ماه سالروز عفاف و حجاب )


در آن زمانه رفتند ، صدها هزار دارا

در این زمانه گشتند ده ها هزار « دارا »

هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند

دارای این زمان با بنزش رود به دربند

دارای آن زمانه بی سر درون کرخه

سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه

در آن زمانه سارا با جبهه ها عجین شد

در این زمانه ناگه ،‌ چادر « لباس جین » شد

با چفیه ای که گلگون از خون صد چو دارا ست

سارا خود ،‌ از برای ، ‌جلب نظر بیاراست

دارا و گشواره ،‌ حقا که شرم دارد

در دست هایش امروز ، او بند چرم دارد

با خون و چنگ و دندان ، دشمن ز خانه راندیم

اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

جای شهید اسم خواننده روی دیوار

آن ها به جبهه رفتند ، اینها شدند طلبکار!!!

 

 

 

شاعر : مرحوم ابوالفضل سپهر

منبع : كتاب "دفتر سرخ"

اين بخش خلاصه اي از شعر " دارا و سارا " بود

جهت نياز به مطالعه متن كامل شعر به ادامه منبرك رجوع فرماييد



جهت دانلود اين مطلب به صورت منظم جهت نصب در تابلوي اعلانات اينجا  را كليك نماييد


 

ادامه نوشته

حجاب

توجه : این متون به صورت جداگانه روی برگه های  تذهیب  جهت نصب در مسجد ،  پايگاه بسيج ، دانشگاه ، اداره و يا ...  چاپ می شود

خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس، اینچنین روایت می کند:

يادم مي آيد يک روز که در بيمارستان بوديم، حمله شديدی صورت گرفته بود. به طوري که از بيمارستان هاي صحرايي هم مجروحين زيادي را به بيمارستان ما منتقل مي کردند. اوضاع مجروحين به شدت وخيم بود

در بين همه آنها، وضع يکيشان خيلي بدتر از بقيه بود. رگ هايش پاره پاره شده بود و  با اين که سعي کرده بودند زخم هايش را ببندند، ولي خونريزي شديدي داشت.

مجروحين را يکي يکي به اتاق عمل مي برديم و منتظر مي مانديم تا عمل تمام شود و بعدي را داخل ببريم.

وقتي که دکتر اتاق عمل اين مجروح را ديد، به من گفت که بياورمش داخل اتاق عمل و براي جراحي آماده اش کنم. من آن زمان چادر به سر داشتم.

دکتر اشاره کرد که چادرم را در بياورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم.

همان موقع که داشتم از کنار او رد مي شدم تا بروم توي اتاق و چادرم را دربياورم، مجروح که چند دقيقه ای بود به هوش آمده بود به سختي گوشه چادرم را گرفت و بريده بريده و سخت گفت: من دارم مي روم که تو چادرت را در نياوری. ما براي اين چادر داريم مي رويم... چادرم در مشتش بود،كه شهيد شد.از آن به بعد در بدترين و سخت ترين شرايط هم چادرم را کنار نگذاشتم.          

منبع: جهان نیوز، یکشنبه 13/12/91

 

 

مادرم زمانی که خبر شهادتم را شنیدی گریه نکن . زمان تشیع و تدفینم گریه نکن .  زمان خواندن وصیت نامه ام گریه نکن

مادرم ، فقط زمانی گریه کن که مردان ما غیرت را فراموش می کنند و زنان ما عفت را  .

 وقتی جامعه ي ما را بی غیرتی و بی حجابی گرفت مادرم گریه کن، که اسلام در خطر است

بخشي از وصيت نامه شهید سعید زقاقی

 

حضرت علي ( عليه السلام) مي فرمايند :

در آخرالزمان كه بدترين دوران است جمعي از زنان پوشيده اي هستند در حاليكه برهنه اند (لباس دارند اما آنقدر نازك و كوتاه است كه گوئي هنوز برهنه اند ) و از خانه با آرايش بيرون مي آيند . اينها از دين خارج شده و در فتنه ها (كه روحشان را تاريك مي كند )وارد شده اند و به سوي شهوات حيواني ميل دارند و به سوي لذات خواركننده شتاب مي كنند و حرامها را حلال ميدانند (واگر وضع خود را اصلاح و توبه نكنند ) در دوزخ به عذاب ابدي گرفتارند

وسائل الشيعه جلد 14 صفحه 19

 

 

خواهرم ؛

 توچرا از حجابت خجالت مي كشي

 بگذار ديگران از بي حجاب بودنشان خجالت بكشند

 

رخت زيباي آسماني را

   خواهرم با غرور بر سر كن

  نه خجالت بكش نه غمگين باش

چادرت ارزش است باور كن

 

 

چادرت تو را بال است              

و بدان تو را مي برد بالا

پر  بزن

 

 

 

حجاب

صدفي براي مرواريد

 

 

پوشيدگي هنر است

اگر برهنگي تمدن است

پس حيوانات متمدن ترينند

شهيد مطهري

 

 

مواظب باشي    رنگي نشي !

رنگ دنيا

 

 

دقت كنيم رنگ دنيا نگيريم

رنگ خدا بگيريم

 حجاب  گوهري  ناب

 

 

در مخزن شرف گوهري جز  حجاب نيست

شمشير ديده را سپري جز حجاب نيست

 

 

چه لذتى دارد

اين حجاب!

 

 

حجاب

مجوز ورود تو به بهشت

قسمتي از وصيت نامه شهيد  حميد رضا نظام

 

 

سنگر خوب و قشنگي  داشتيم

و داريم

 

 

حجاب

زندان نيست قله است

 

 

خواهرم

حجاب وسيله ايست

تا نشان دهي وسيله نيستي

 

يادم باشد  . . .

چادر  مرا به خدايي كه دوستش دارم

و مرا دوست دارد خواهد رساند

 

 

حجاب

پرچم مبارزه با تهاجم فرهنگي است

 

 

يكي از ابزار رسيدن به خدا حجاب است